انجام پایان نامه،پروپزال،تحقیق
مشاوره، ویرایش و انجام پایان نامه دکتری، کارشناسی ارشد و کارشناسی
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
عنوان: تاثیر سرمایه های اجتماعی و فرهنگی بر هویت اجتماعی زنان مقدمه: هویت سرچشمه معنا و تجربه برای مردم است. هویت یعنی تصویر روشنی از خود داشتن، پینداشتی آگاهانه از کیستی  وچیستی خود( عبداللهی ، غلامحسین، 1381) فرایند معناسازی و هویت یابی براساس یک ویژگی فرهنگی یا مجموعه به هم پیوسته ای از ویژگی های فرهنگی صورت می گیرد. از دید جامعه شناسان هویت یابی فرایندی است که مدام در معرض بازسازی است و عوامل این بازسازی به لحاظ اجتماعی، تاریخی و فرهنگی متفاوت است.
  در چند دهه اخیر به علت گسترده شدن تأثیرات دوران مدرن بر حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی تحولاتی روی داده است که موجب دگرگونی نقش ها و ارتقای آگاهی زنان شده است و در عین حال زمینه ایجاد و تعارض در هویتهای اجتماعی زنان را فراهم کرده است
بحث های مربوط به حقوق زنان و برابری میان زن و مرد و تبعیض های جنسیتی از دیرباز در میان متفکران مطرح بوده، همچنین تلاشها و مبارزات زنان برای رفع تبعیض ها و ارتقاء دادن موقعیت و هویت شان تاریخی طولانی دارد. اما در دهه های شصت و هفتاد قرن بیستم بود که نهضت های فمنیستی که شاخه ای از نهضت حقوق بشر محسوب می شود، اوج گرفت و چتری از صدای زنان در سراسر جهان گسترده شد.(همان منبع).
در کنار تحولات فرهنگی، تحولات اقتصادی بویژه افزایش تحصیلات و اشتغال در میان زنان، موجب افزایش سرمایه های زنان فرهنگی و اجتماعی در میان زنان گردید و این خود سبب تنوع نقش های زنان در اجتماع و خانواده و تعدد روابط اجتماعی و تعلقات گروهی زنان شده و آنان را از چارچوب خانه به عرصه فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی وارد کرده است. با ورود زنان به نهادهای آموزشی و شغلی و سایر نهادهای اجتماعی منابع هویت یابی زنان تعدد و تکثر یافت. از میان منابع مهم هویت ساز از جمله خانواده تحصیلات و اشتغال ، خانواده نقش تعیین کننده تری در ایجاد تعارض های هویتی میان زنان داشته و نقش ها و پایگاه زنان در خانواده در دهه های اخیر دستخوش تحولات و دگرگونی های بیشتری بوده است.
تغییر ساختار خانواده از خانواده گسترده به خانواده هسته ای، جداشدن فعالیتهای تولیدی از خانواده و تبدیل شدن خانواده به یک واحد مصرف، کاهش تعداد فرزندان خانواده و مشارکت زنان در فعالیتهای اجتماعی و کارهای درآمدزا از جمله این تغییرات است. در نتیجه این دگرگونیها و به ویژه دگرگونیهای نقش زنان در درون خانواده، زمینه بازسازی شخصیت و هویت زنان فراهم شده است و برای زنان نیز همچون مردان این فرصت بوجود آمده که جایگاه و هویت خود را از طریق ایفای فعالیتهای اجتماعی در عرصه عمومی ارتقا دهند. (رفعت جاه، 1388).
 
بیان مسئله: امروزه مسئله هویت زنان ایرانی به صورت یک مسئله اجتماعی ظاهر شده است، اصولاً در تعریف مسئله اجتماعی متفکران اجتماعی معتقدند: وقتی مسئله از حالت نرمال خود خارج شده  و یا در کارکرد اجتماعی آن خللی وارد شود و از نظر گستردگی موضوع به حدی باشد که از حالت فردی خارج شده و عده زیادی را در بر بگیرد، آن را به عنوان مسئله اجتماعی قلمداد کنند. (محمدی، 1386، صص 231)
از طرفی مباحث مربوط به زنان، هویت جنسیتی، شکل گیری و تغییرات آن از جمله حوزه هایی است که در سالهای اخیر گسترش بسیاری در محافل اکادمیک و سیاسی- اجتماعی یافته است و بویژه در ایران مدتی نزدیک به 3 دهه است که مساله زنان به انحای مختلف مطرح شده و مورد بحث قرار گرفته است. این امر تا حدود زیادی بازتاب دگرگونی در خود زندگی اجتماعی است که باعث شده تفاوتهای از پیش برقرار شده بین هویت و شیوه های نگرشی و شیوه های رفتار نوعی زن و مرد در پرتو تازه ای نگریسته شود. این دگرگونیها بر بسیاری از نهادهای اجتماعی دیگر، رفتار جنسی، زندگی خانوادگی تأثیر گذاشته و می گذارد. یکی از جنبه های این تغییرات به تاریخ شکل گیری بخشهای طرفداری از حقوق زنان در کشورهای مختلف مربوط می شود. نخستین جنبشها که بطور فعالانه سازمان یافتند، بلافاصله در دوران پس از انقلاب فرانسه در 1789 میلادی پیدا شدند. در قرن نوزدهم این جنبشها در کشورهای مختلف و از جمله ایالات متعدد گسترش یافت (گیدنز، 1379، 213). بعدها این جنبشها به نام جنبشهای فمنیستی معروف شدند و به سه گرونه اصلی فمنسیم لیبرال، فمنیسم مارکسیستی و فمنیسم رادکال تقسیم می شوند. اما کاستز جوهر اصلی همه آنها را هویت اجتماعی زنان می داند(کاستز، 1380).
بنابراین مسأله زنان را می توان یکی از محصولات دنیای مدرن دانست. شاید در دوران سنت اگر زنان حضوری جدی در اجتماع نداشتند و اگر از حقوق اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند، نسبت به این وضعیت تردیدی هم نداشتند و واقعیتی جز آنچه موجود است، نمی دانستند. اما بازاندیشی و تشکیک در بنیانها که از مشخصات دنیای مدرن و اساساً انسان مدرن می باشد، منجر به تحولات نگرشی و رفتاری در بسیاری از حوزه ها از جمله حوزه زنان شده است و این تحولات بین الاذهانی نهایتاً منجر به تحولات اجتماعی شد (فرجی، 1380، 2). به طوری که آنومی ناشی از گسیخته شدن الگوی فکری و عملی زندگی سنتی و عدم تثبیت ساختار های مدرن و اتفاق میان آرمانها و ارزشهای جدید با واقعیتهای زندگی روزمره و نابرابریها و تبعیضها تبدیل به یک مسئله اجتماعی برای زنان شد  و آنها دریافتند که جایگاه و هویت فرو دست آنها در جامعه  عمدتاً ناشی از عوامل اجتماعی و فرهنگی است نه فرودسیت ذاتی و طبیعی آنها، زنان در جامعه  در حال گذار میان عناصر شکل دهنده به هویت و رابطه آن با ساختارها وقالبهای حقوقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی متعادل رشد متوازنی را می جویند و دل مشغول این تعارضات با اهداف جدید فردی خود می باشند(عزیز زاده، 1384)
در چنین شرایطی مطالعه عوامل اجتماعی مؤثر  بر هویت اجتماعی اجتماعی زنان ، می‌تواند از سویی چند و چون تأثیر این عوامل و میزان اهمیت آنها را در فرآیند هویت یابی زنان نمایان سازد و از سوی دیگر نشان دهند که کدام منابع زنان را قادر می سازد در برابر باور های کلیشه ای جنسیتی مقاومت کنند. در این پژوهش تاثیر متغیرهایی همچون روابط اجتماعی، ارزشهای حاکم بر محیط خانواده، اعضای خانواده، مطالعه نشریه و کتاب، میزان تحصیلات، میزان تحصیلات پدر و مادر و همسر، میزان گرایش به موسیقی، ورزش، فیلم و اینترنت بر هویت اجتماعی زنان مورد بررسی قرار می گیرد.
تعداد صفحات: 197 صفحه                               هزینه: 7 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: تعلیم و تربیت
بیان مسئله: علیرغم تحولات و پیشرفت‏های بوجود آمده در زمینه‏های گوناگون تعلیم و تربیت - اعم از گسترش رشته‏های تربیتی، تحول در محتوای تعلیم و تربیت، تدوین روش‏های جدید تدریس و توجه به مسائل روان‏شناختی، جامعه‏شناختی و فلسفی مربوط به تعلیم و تربیت و همچنین تحولات شگرف در زمینه‏هایی چون کسب مهارت‏های عمومی، تکنیک‏های رشد و تقویت حافظه، تئوری‏های مربوط به آموزش و تربیت معلم - متاسفانه در زمینه رویکردها و روش‏های تعلیم و تربیت ، تلاش‏های مفید و کافی صورت نگرفته است.
هرچند که این ضعف و نارسایی، خود ناشی از فقدان نظام‏های آموزشی دارای جهت‏گیری‏های خاص اخلاقی و ارزشی (دینی و مذهبی) در بسیاری از کشورهای جهان است؛ اما بیشتر معلول ابهام و تردیدی است که در بین بسیاری از مربیان و صاحب‏نظران تربیتی نسبت به اصل تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی وجود دارد.
بسیاری از مربیان تربیتی اساسا تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی را متضمن نوعی رفتار ریاکارانه، مصنوعی و غیرطبیعی می‏دانند. عده‏ای نیز تعلیم و تربیت اخلاقی را نوعی فقدان آزادی فردی  (اسنوک[1]، 1972، به نقل از سجادی، 1380)  و مانعی بر سر راه ایجاد یک جامعه دمکراتیک (دوی[2]، 1916، به نقل از سجادی، 1380) قلمداد می‏کنند. به عبارت دیگر، ایجاد جامعه مدنی و دمکراتیک را با تحقق ارزش‏ها و تربیت اخلاقی - بخصوص تربیت اخلاقی و ارزشی دینی - در تضاد می‏بینند (آتفید[3]، 1978، به نقل از سجادی، 1380).  عده‏ای دیگر به مبانی تربیت اخلاقی (مبانی فلسفی، روان‏شناختی و دینی) به عنوان اموری کلی و جدا از ملاحظات روزمره زندگی افراد (دانش‏آموزان) می‏نگرند. برخی نیز معتقدند که بین روش‏های واقعی تعلیم و تربیت و اهداف آن انسجام و هماهنگی لازم وجود ندارد و به همین دلیل، تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی اغلب به تلقین منجر می‏شود (اسنوک،1978، به نقل از سجادی، 1380).  بسیاری دیگر نیز بر این باورند که تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی، مبتنی بر اصول تحول اخلاقی نیستند (کولبرگ[4]، 1969، به نقل از سجادی، 1380).
از جمله مسائل مربوط به روش‏ها و رویکردهای تعلیم و تربیت، حاکمیت روش‏ها و رویکردهای سنتی بر فرایند تربیت   است. روش‏هایی که به‏خاطر مقاومت در برابر تحولات علمی و فنی، روان‏شناختی، جامعه‏شناختی و تأکید بر حفظ‏کردن متون مقدس، شرکت در آیین‏ها و مراسم و تفسیر و تأویل متون دینی و... ملقب به روش‏های سنتی شده‏اند.
تردید نسبت به روش‏ها و رویکردهای سنتی، در واقع تردید نسبت به اثربخش‏بودن آنها، توان ایجاد فهم و درک عمیق نسبت به دین، تناسب این روش‏ها با علایق و نیاز یادگیرندگان، سازگاری آنها با رویکردها و روش‏های جدید آموزش و تربیت اخلاقی و اهمیت و جایگاه معرفت‏شناختی این روش‏هاست. همچنین ضعف این روش‏ها و رویکردها در جلب هرچه بیشتر مخاطبان و علاقمندان به دین، اخلاق و ارزش‏ها نیز می‏تواند زمینه تردید را افزایش دهد. این تردیدها و ابهامات که خود به دلیل روشن‏نبودن قلمرو تعلیم و تربیت اخلاقی و عدم تبیین کافی معانی، مفاهیم و محتوای تعلیم و تربیت اخلاقی و همچنین فقدان طرح‏ها و مدل‏های روشن برای رویکردها و روش‏های تعلیم و تربیت اخلاقی بوجود می‏آیند، از یکسو به اصل و ضرورت تربیت اخلاقی خدشه وارد می‏کنند، و از سوی دیگر امکان تحقق واقعی و سودمندانه آنها را زیر سؤال می‏برند.از اینرو می توان گفت که امروزه نظام آموزشی جامعه اسلامی ما از هر دو جهت در معرض تردید و ابهام قرار دارد. اگر در بعضی جوامع نسبت به تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی و بخصوص تربیت اخلاقی دینی و مذهبی تردید وجود دارد، نه لزوما به‏خاطر تردید در ضرورت تربیت اخلاقی، بلکه به‏خاطر تردید در امکان تحقق تربیت اخلاقی و ارزشی حقیقی است و این تردید خود ریشه در ضعف و نارسایی‏های موجود در رویکردها و روش‏های تربیت اخلاقی و ارزشی دارد. بنابراین، روشن‏نمودن و تبیین دقیق رویکردها و روش‏های تعلیم و تربیت می‏تواند در جهت رفع ابهامات و تردیدهای موجود و در نتیجه در ایجاد انگیزه بیشتر در توجه به تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی مؤثر باشد.لذا تدوین دقیق رویکردها و روش‏های تعلیم و تربیت ، مستلزم تبیین دقیق توقعی است که ما از تربیت اخلاقی داریم. این‏که ما از تربیت اخلاقی چه انتظاری داریم، تعیین می‏کند که چه روش‏ها و رویکردهایی را درنظر بگیریم. در این تحقیق، از میان فلاسفه و مربیان بزرگ تعلیم و تربیت، امام خمینی به عنوان فیلسوفی الهی، عارف ربانی، فقیهی اصولی و مرجع تقلید بخش عظیمی از مردم ایران و جهان که  به مبانی تمدن و فلسفه غرب و شرق آشنا و بر مبانی و مباحث منطق و فلسفه اسلامی با گرایش های مشایی و اشراقی آشنایی کامل و تسلط داشت و آیت الله خامنه ای، ولی امر مسلمین جهان که درک عمیق ایشان از جهان بینی اسلامی و انس دائم ایشان با معارف قرآنی و آگاهی از فقاهت در کنار شناخت مبانی عقلانی و فلسفی تفکر اسلامی و ارزش‌های دینی رکن اصلی شخصیت ایشان را تشکیل می دهد و در دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای، مهم‌ترین وسیله‌ای که برای اصلاح و ارتقاء فرهنگ و رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب، در اختیار دولت‌ها و ملت‌هاست، «تعلیم و تربیت» است، علامه شهید مرتضی مطهری به عنوان اندیشمندی اسلامی در خصوص اصول تعلیم و تربیت انسان، مسائلی رامطرح کرده است که بررسی و ارائه آنها می‌تواند فضای فکری مشخصی را در تربیت اسلامی به وجود آورد و به کاوشگران عرصة تعلیم و تربیت یاری رساند و در نهایت خواجه نصیرالدین طوسی، فيلسوف بزرگ اسلامى  که آثار این اندیشمندان مالامال از سخنان تربیتی است انتخاب شده و روشهای تعلیم و تربیت از نظر آنها بررسی و مورد مقایسه قرار می گیرد. غرض بررسی آرای امام خمینی، آیت الله خامنه ای، خواجه نصیر الدین طوسی و مطهری پیرامون روش‏ها و رویکردهای تعلیم و تربیت است. بررسی آراء امام خمینی، آیت الله خامنه ای، خواجه نصیر الدین طوسی و استاد مطهری و نقد های وارد شده بر آن می تواند بصیرتی ایجاد کند که در پرتو آن بتوان روشهای کلی تعلیم و تربیت اسلامی را با روشن بینی بیشتر مورد تحلیل قرار داد. بر این اساس بعد دیگر مسئله تحقیق بررسی اهداف کلی تعلیم و تربیت اسلامی در پرتو بصیرت حاصل از بررسی آرای امام خمینی، آیت الله خامنه ای، خواجه نصیر الدین طوسی و مطهری است.
 
تعداد صفحات: 20 صفحه                                هزینه: 2 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: بررسی رابطه تفکر فلسفی با اثربخشی مدیران مدارس آموزش و پرورش شهرستان گرمسار
چکیده:هدف کلی از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه تفکر فلسفی با اثر بخشی مدیران مدارس آموزش و پرورش شهرستان گرمسار می باشد.
جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دبیران تمام مقاطع مدارس در آموزش و پرورش شهرستان گرمسار در سال تحصیلی 1391- 1390 را تشکیل می دهد که مجموعا 930دبیر در تمام مقاطع     می باشد که از میان آنها بگونه ای تصادفی طبقه ای 331 نفر بر اساس جدول مورگان تعیین گردید. به منظور جمع آوری داده ها از دو دسته پرسشنامه پرسشنامه تفکر فلسفی و پرسشنامه محقق ساخته اثربخشی مدیران با میزان پایایی89% و 76%  ااستفاه گردید. و یافته های پژوهش با استفاده از آزمونهای (ضريب همبستگي، آزمون t مستقل، تحليل واريانس يكطرفه و رگرسيون چند متغيره) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته های پژوهش مبین آن است که بین تفکر فلسفی و اثر بخشی مدیران مدارس شهرستان گرمسار رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین بعد جامعیت تفکر فلسفی ،بعد انعطاف پذیری و بعد تعمق تفکر فلسفی با اثر بخشی مدیران رابطه معنادار وجود دارد.بین رابطه  تفکر فلسفی با اثر بخشی مدیران زنان و مردان تفاوت معني دار وجود دارد. و بين ميانگين های گروه‌های چهارگانه سن درباب رابطه تفکر فلسفی بر میزان اثربخشی مدیران، بين ميانگين‌های گروه‌های چهارگانه سنوات خدمت درباب رابطه تفکر فلسفی و اثر بخشی مدیران و بين ميانگين‌های گروه‌های چهارگانه میزان تحصیلات درباب رابطه تفکر فلسفی و اثر بخشی مدیران تفاوت معناداری وجودندارد.
 
فهرست مطالب
عنوان
فصل اول:کلیات تحقیق
مقدمه
بیان مسئله
ضرورت و اهمیت مسئله
اهداف تحقیق
فرضیه های تحقیق
تعریف مفهومی و عملیاتی متغییر ها
فصل دوم:پیشینه پژوهش
مقدمه
مبانی نظری متغییر ها
مفهوم فلسفه
مفهوم تفکر فلسفی
جامعیت
تعمق
انعطاف پذیری
مفهوم اثر بخشی
تفاوت اثر بخشی با کارایی
اثر بخشی مدیران در محیط اموزشی
پیشینه عملی پژوهش
تحقیقات انجام شده در داخل کشور
تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
چهارچوب نظری تحقیق
فصل سوم:روش شناسی تحقیق
مقدمه
شیوه ی تحقیق
جامعه ی اماری
نمونه اماری(حجم نمونه و شیوه نمونه گیری
روش گرد اوری داده ها
روایی و پایایی ابزار اندازه گیری
روش تجزیه و تحلیل داده ها
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
مقدمه
توصیف داده ها
تحلیل داده ها
آزمون فرضیه ها
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
مقدمه
جمع بندی یافته های توصیفی
نتیجه گیری
محدودیت های پژوهش
پیشنهادهای پژوهش
فهرست منابع
پیوستها
چکیده انگلیسی
تعداد صفحات: 136 صفحه                                  هزینه: 6 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان:  بررسی رابطه رشد کلامی و هوش هیجانی
بیان مسئله: از آنجا كه بخش اعظم پديده هاي  نابهنجار از كنش و واكنش هاي درون نظام اجتماعي بر مي خيزد آن را به طور عام مساله اجتماعي (social problem) مي نامند اينگونه مسايل تحت عناوين ديگر مانند آسيب هاي اجتماعي ، ناهنجاريهاي اجتماعي ، كجرويهاي اجتماعي ، انحرافات اجتماعي نيز ناميده مي شوند(سيف اللهي 1381 ، 389-388)
در تعريف ديگر ، آسيب هاي اجتماعي به هر نوع عمل فردي جمعي اطلاق مي شود كه در چارچوب اصول اخلاقي و قواعد عام عمل جمعي رسمي يا غير رسمي جامعه محل فعاليت كنشگران قرار نمي گيرد و در نتيجه با منع قانوني و يا قبح اخلاقي و اجتماعي رو به رو مي گردد. به همين دليل كجروان سعي دارند كجرويهاي خود را از ناظران قانون ، اخلاق و نظم اجتماعي پنهان نمايند.
زيرا در غير اينصورت  با تعقيب قانوني ، تكفير اخلاقي و اجتماعي مواجه مي شوند (عبداللهي ، 1381 ،215)
مشكل اجتماعي نيز به وضعيتــي كه به اعتقاد بسياري از افراد جامعه (نه الزاماً اكثر آنها ) كيفيت زندگي يا مهمترين ارزشهاي آنها را خدشه دار مي كند ، علل يا عواقب اجتماعي دارد  و يا براي حل آنها بايد به اصلاح سياستهاي اجتماعي پرداخت ، اطلاق مي شود (رفيعي 1380 ، 25)
در تفكيك جرم و بزهكاري نيز اصولاً تقسيم انحراف اجتماعي به بزهكاري و جرم نه بر اساس نوع و شدت رفتار انحرافي بلكه بر اساس سن فرد به هنگام ارتكاب رفتار ياد شده  انجام مي گيرد. رفتار انحرافي جواناني كه هنوز به سن قانوني نرسيده اند بزهكاري ناميده مي شود  جوانان مرتكب اين  رفتارها را بزهكار (delinquent) مي نامند. رفتار بزهكارانه جوانان طيف گسترده از انحراف اجتماعي است كه هم شامل رفتارهايي نظير فرار از مدرسه است ك از نظر اجتماعي پذيرفته  شده نيست و هم شامل اعمال غير قانوني نظير سرقت (احمدي 1384)
در جمهوري اسلامي ايران قوانين كيفري مشخص در خصوص كودكان خياباني وجود ندارد اما درباره مصاديق آن همچون ولگردي و گدايي ، قوانيني به تصويب رسيده كه به آنها اشاره مي كنيم :
طبق ماده 217 قانون اصلاح مواردي از قانون آيين دادرسي كيفري مصوب شهريور ماه 1361 ،  كميسيون  امور قضايي مجلس شوراي اسلامي ، ولگردي جزئ اعمال خلاف ذكر شده در حاليكه در كشوري مثل فرانسه ولگردي جرم است.
همچنين در كشورهاي پيشرفته ، گدايي به خصوص گدايي اطفال و جوانان يك عمل ضد اجتماعي خطرناك محسوب مي شود لكن در كشورهاي آسيايي و آفريقايي جرم نيست و مجازات ندارد. در فرانسه طبق ماده 277 مجموعه قوانين كيفري ، گدايي جرم و مجازات آن از 3 ماه تا 6 ماه حبس است. مجازات گدايي در اماكني غير از محل اقامت دائمي از 6 ماه تا 2 سال حبس مي باشد (دانش ، 1374، 219) از اين رو با توجه به تعريف ارائه شده مي توان پديده كودكان خياباني را يك مشكل يا مساله اجتماعي ناميد ، چرا كه به زعم بسياري از مردم اين پديده بسياري از ارزشهاي جامعه مانند حفظ كرامت و حقوق انساني ، اهميتي كار و تلاش و ... را خدشه دارد مي كند و در نهايت علل يا عواقب اجتماعي دارد يعني در عين آنكه خود معلول بسياري از عوامل و متغيرهاي اجتماعي ديگر مي باشد مي تواند به عنوان يك منبع عمده آسيب رسان در جامعه بدل گردد در چنين وضعيتي حل اين معضل  نيازمند اقدام جمعي و اصلاح سياستهاي اجتماعي در سطوح گوناگون مي باشد. بديهي است چنانچه نتوان تمهيداتي براي كنترل يا تعديل مشكل اجتماعي انديشيد بايد منتظر بحران اجتماعي در جامعه بود.
اما كودك خياباني  به چه كساني اطلاق مي شود ؟ كودك خياباني بر اساس ماده يك پيمان نامه حقوق كودك ، به افرادي اطلاق مي شود كه زير 18 سال مي باشند ، در خيابان زندگي و كار مي كنند. خانواده ندارند  و يا امكان دسترسي به خانواده برخي از آنها وجود ندارد و بازگشت آنها نيز به خانواده امكان دارد و خانواده نيز منتظر بازگشت آنها است و همينطور كودكاني كه خانواده منتظر آنان نمي باشد (ملكي 1385 : 3)
در تعريفي ديگر ، كودكان و نوجوانان خياباني كساني هستند كه بنا به دلايل مختلف اعم از عوامل فردي ، خانوادگي و اجتماعي جهت تامين حيات و بقاء خود و يا خانواده شان از خانه و خانواده بيرون آمده اند و به سطوح شهر و ترجيحاً خيابانها و پاركها و ... جهت كار  وزندگي روي آورده  اند كه برخي از آنها به شكل هاي مختلف در ارتباط با فاقد ارتباط با خانواده خويش مي باشند (همان 5)
1- كودكان خياباني يا در خيابان (children on the street) : كودكان شاغل در خيابان اند. اين كودكان از خانواده هاي كم درآمد و پر جمعيت آمده اند و علت بودن آنها در خيابان كسب درآمد است. در اين كودكان احساس تعلق و ارتباط با خانواده وجود دارد اما ميزان اين ارتباط  متفاوت است و ممكن است روزانه  تا چند بار در سال باشد. برخي از اين كودكان به مدرسه مي روند هر چند ممكن است در فضاي روابط درون خيابان ، درگير مشكلاتي مانند مصرف مواد مخدر و رفتارهاي خلاف قانون شوند اما به طور كلي رفتارهاي مجرمانه محدودي دارند. اين گروه اكثريت كودكان خياباني را تشكيل مي دهند.
2- كودكان خيابان (children of the street) كودكان خيابان ، گروه كوچكتري از كودكان  خياباني را تشكيل مي دهند  اما مشكلات آنها نسبت به گروه اول بسيار پيچيده تر است. براي اين گروه از كودكان ، خيابان به منزله خانه است. آنها در خيابان در پي سر پناه و غذا هستند و ديگر افراد خياباني براي آنها حكم خانواده را پيدا كرده اند. اين كودكان با مدرسه بيگانه اند. برخي از آنها به صورت غير قانوني زندگي مي كنند و ممكن است در شرايط  نا امن قرباني آزارهاي جسمي و جنسي شوند (شاوردي ، 1383 ، 21)
البته مي توان تقسيم بندي ديگري از كودكان خياباني بر حسب وضعيت سرپرستي ، محل خواب يا  ميزان ارتباط با خانواده ارائه كرد.
حزن آور كودكان خياباني به عنوان يك واقعيت اجتماعي براي بسياري از جوامع  زاييده نيمه دوم قرن  20 به حساب مي آيد. در اين جريان ، هر روز شاهد كودكان بيشتري هستيم كه در خيابانها گدايي مي كنند ، زندگي مي كنند و به كارهاي پست و غير قانوني مي پردازند ، مورد آزار و سوء استفاده قرار مي گيرند كه صرفاً بعضي از آنها اعلام و آشكار مي گردد و بسياري ديگر مكتوم و پوشيده باقي مي ماند در حاليكه اين پديده به گونه اي آشكار  در حال رشد و به بسياري از بي نظمي هاي اجتماعي ، بيماريهاي فردي ، رفتارهاي نامناسب ، ناهنجاريهاي اجتماعي و نظاير آن منجر شده و مي شود  و اين دور تسلسل همچنان ادامه پيدا مي كند (شيخي 1383 ، 36) كودكان خياباني قرباني شرايط نامساعد خانوادگي و اجتماعي ، اقتصادي جامعه اند. بزه ديدگي اين كودكان  ابعاد بسيار و خيم و گسترده اي دارد مانند خريد و فروش اين كودكان  سوء استفاده جنسي ، اعمال خشونت آميز ، آزار جنسي يا رواني و قتل.
حدود 100 ميليون كودك خياباني در دنيا وجود دارد كه از ميان آنها ، حداقل 40 ميليون در آمريكاي لاتين هستند. وخيم تر شدن اوضاع اقتصادي ، اجتماعي ، فقر ، بينوايي در حال افزايش ، مهاجرت دسته جمعي و بي وقفه روستاييان عوامل اصلي افزايش تعداد كودكان خياباني است.
اصولاً يكي از شاخصهاي بين المللي توسعه يافتگي شناخته شده از سوي سازمان بهداشت جهاني و سازمان يونيست ، چگونگي وضعيت كودكان در آن كشور مي باشد وضعيت زندگاني كودكان و زنان ، روشن ترين نشانه هاي توان ملتها و جوامع است. اگر در كشوري جوانترها آسيب پذير باشند و به حال خود رها شوند تا راهشان را خود بيايند ، در آن شكور بهر حقوق مردم  نيز تجاوز مي شود و كشور آينده خود را در جهان به عنوان يك شريك برابر به خطر مي اندازد. كودكان و زنان ضعيف و وابسته ، كشورها را ضعيف و وابسته مي سازند . در عوض زنان و كودكان قدرتمند و بهره مند از حقوقشان ، جوامعي خود اتكا و مستقل پديد مي آورند(يونيسف ، 1380 :62)
 در این میان یکی از مسائل تاثیر گذار ، محیط خانواده رابطه اعضای آن با یکدیگر و سبکهای تربیتی والدین می باشد. که این خود بر هوش کلامی و رشد اجتماعی کودکان نیز تاثیرگذار است. چهارچوب آسیب شناسی روانی تحولی پیش بینی می کند که ویژگی های کودکان کار و خیابان عوامل خطرساز و حمایتی نظیر عوامل خانوادگی و زیست شناختی چگونه بر تحول این اختلال تاثیر می گذارد.
هوشبهر كلامي متغيري است كه در محاسبه ي آن از عنصر زبان استفاده مي شود (براهني، 1381) هوش كلامي بخشي از هوش كلي است كه براي اندازه گيري آن احتياج به درك زبان يا استفاده از زبان به صورت هاي مختلف مانند صحبت كردن، خواندن و نوشتن تعاريف عملياتي دارد( موحدي پور، 1382)
با توجه به اهمیت و تأثیر هوش کلامی و رشد اجتماعی در زندگی و پیشرفت افراد،در این تحقیق بر آن شدیم تا هوش کلامی و رشد اجتماعی را در کودکان کار و خیابان و کودکان عادی مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم.
 
تعداد صفحات: 40 صفحه                                    هزینه: 3 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: بررسی رابطه رضایت شغلی و شخصیت
چکیده:امروزه منابع انساني، از پيچيده ترين، حساس ترين و تكنولوژيكي ترين منابع يك سازمان محسوب مي شوند.بنابراين توجه به ابعاد شخصيت افراد از مقوله هايي است كه مي تواندسازمان را در رسيدن به بهره وري ياري نمايد.از طرف ديگر رضايت شغلي به دليل نقش مؤثر آن در پيشرفت و بهبود سلامت نيروي كار، ناديده انگاشتن آن موجب عدم بهره وري مطلوب خواهد شد، مهم جلوه مي نمايد . اين مقاله پس از تعيين همبستگي بين شغل و شخصيت دبيران مدارس راهنمايي بهبهان الگوي موجود رضايت شغلي آنان را بيان مي نمايد. هدف كلي اين تحقيق علاوه بر توصيف تناسب شغل و شخصيت دبيران مدارس راهنمايي بهبهان و بيان رضايت شغلي آنان ارائه الگوي موجود بين دبيران راهنمايي بهبهان  مي باشد.
اين پژوهش شامل 6 فرضيه اصلي و 30 فرضيه فرعي است. كه از فرضيه هاي اصلي ،ارتباط معني داري بين شخصيتهاي واقع گرا، كاوشگر و اجتماعي، با رضايت شغلي پيدا شد ولي بين شخصيتهاي سوداگر هنرمند و سنت گرا با رضايت شغلي ارتباط  معني داري يافت نشد.
جامعه آماري كليه دبيران زن و مرد مدارس راهنمايي بهبهان به تعداد 570 نفر در سال تحصيلي86-85 بوده است كه به روش مورگان تعداد 210 نفر به صورت تصادفي ساده انتخاب شدند.
ابزار اندازه گيري در اين پژوهش شامل پرسشنامه توصيف شغل jdI پرسشنامه خود ساخته شخصيت از نظر جان هالند  بوده است.
ضريب پايايي پرسشنامه رضايت شغلي و شخصيت به كمك روش آلفاي كرونباخ به ترتيب 77 /0 و 5/0 بوده است.
براي تجزيه و تحليل داده هاي آماري از روشهاي آمار توصيفي شامل ميانگين، انحراف معيار و آمار استنباطي شامل ، T تست ، ضريت همبستگي ، آلفاي كرونباخ استفاده شده است.
ضمناً با استفاده از نرم افزار SPSS داده ها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند و سطح معني دار در اين پژوهش 05/0  بوده است.
نتيجه اي كه از اين تحقيق گرفته شد به اين صورت است كه جهت كم كردن ، جابجايي و نقل و انتقالات دبيران راهنمايي بهبهان بايد:
7   سيستم مناسب پرداخت حقوق و دستمزد را بهبود داد.
v   سيستم توفيعات و پاداشها را تجديد نظر كرد.
v   روحيه تفكر آفريني را ايجاد كرد.
v   جو مناسب جهت ارتباطات اجتماعي را در بين دبيران راهنمايي شهرستان ايجاد نمود.
v   به احساسات ، انعطاف در قوانين، فعاليتهاي فوق برنامه، توجهي خاص كرد.
در نهايت اين مقاله  الگوي موجود بين شخصيتهاي مورد پژوهش و رضايت شغلي دبيران شهرستان بهبهان را بيان ميکند
 
مقدمه:توجه به ابعاد شخصيت افراد در سازمان از مقوله هايي است كه ميتواند سازمانها را در رسيدن به بهره وري ياري نمايد.
اما گاهي از مواقع آن چنان شخصيت افراد پيچيده و نامعلوم مي باشد كه فقط مي توان به ارائه برخي از فرضيات و احتمالات اكتفا كرد.
قطعاً مي توان منابع انساني را از پيچيده ترين ، حساس ترين و تكنولوژيكي ترين منابع يك سازمان به حساب آورد. امروزه بنحوي شاهد هستيم كه چگونه پيشرفتهاي علمي – تكنولوژيكي به ما در شناخت ارگانيزم و فيزيك جسماني و از جمله ابعاد شخصيتي انسان كمك نمايد.
اما آنچه كه هميشه و همواره ما را در پرده ابهام باقي مي گذارد، بروز رفتار ها و حالات روحي و رواني افراد است كه در شرايط و عرصه هاي مختلف مي توانند از خود نشان دهند.
گرچه انديشمندان با تكيه بر تحقيقات و مطالعات بدست آمده همواره براي شناخت بهتراجزاء پيچيده انساني تئوريهاي مهمي را در بعد شخصيتي ارائه داده اند، اما هرگز نتوانسته اند آن را بعنوان يك قانون صددرصد علمي بيان كنند چرا كه در زمانها و مكانهاي مختلف نتايجي بس متفاوت را بدست آورده اند.
رضايت شغلي به اعتقاد بسياري از صاحب نظران، از همه مفاهيمي كه روانشناسان و متخصصان رفتار سازماني و مديريت در موقعيتهاي سازماني مختلف مطالعه كرده اند، از مهمترين موضوعات پژوهشي بوده است.
اهميت رضايت شغلي از يك سو بدليل نقشي است كه اين سازه در پيشرفت سازمان و نيز بهداشت و سلامت نيروي كار و از سوي ديگر به اين علت است كه علاوه بر تعاريف و مفهوم پردازي هاي متعدد و گاه پيچيده ، محل تلاقي و نيز سازه مشترك بسياري از حوزه هاي علمي ، مانند: روان شناسي، جامعه شناسي، مديريت، حتي اقتصاد و سياست بوده است.
اگر چه عواملي بر رضايت شغلي مؤثر مي باشد، اما اين بار بدنبال بررسي تناسب شغل و شخصيت و رابطه آن با رضايت شغلي مي باشيم.
بدين منظور پژوهشگر در اين تحقيق به دنبال بررسي تناسب شغل و شخصيت دبيران و رابطه آن با رضايت شغلي آنان در آموزش و پرورش بهبهان و بيان الگوي موجود در مدارس راهنمايي اين شهرستان مي باشد.
بنابراين محقق سعي دارد با بررسي و تبيين موضوعات فوق در آن اداره آموزش و پرورش در صورت امكان پيشنهاد ها و راه كارهايي را براي ارتقاء و بهبود وضع موجود و ارائه الگوي موجود بيان نمايد.نگارنده معتقد است كه چنانچه در زمينه موضوع مورد تحقيق، بررسي و مطالعه اي انجام نگيرد ممكن است كسي به تأثير بعد شخصيتي افراد در رضايت شغلي آنان و تناسب آن با شغل افراد پي نبرد. حال آنكه با اثبات چنين موضوعاتي مي توان به جايگاه رابطه شغل و شخصيت بيش از گذشته ارزش و اعتبار بخشيد.
بيان مسأله: معمولاٌ سازمانها براي افزايش اثر بخشي و عملكرد كاركنان خود سرمايه گذاريهاي متفاوتي از قبيل: جذب نيروهاي متخصص، حقوق و مزاياي مكفي، تأمين امنيت شغلي، آموزش و بهسازي، مشاركت دادن در تصميم گيريها، جذاب نمودن شغل،  پاداش براي عملكرد خوب، تنبيه براي عملكرد ضعيف و ........... درمقاطع مختلف انجام ميدهيد.
آنان براساس تحقيقات زيادي در يافتند، كاركناني كه از كار خود راضي هستند نسبت به افراد ناراضي كار بيشتري از خود  نشان ميدهند. و همچنين مي دانند كه شخصيت افراد بعنوان اهرمي مؤثر در انجام صحيح وظايف و مسئوليتها نقش دارد.
 براي افزايش رضايت شغلي عوامل زيادي وجود دارد اما اين تحقيق سعي دارد عوامل شخصيت را بر رضايت شغلي فرد و تناسبي كه بين شغل و شخصيت افراد وجود دارد را مورد بررسي و سنجش قرار دهد. بهمين منظور دبيران مدارس راهنمايي شهرستان بهبهان را در اين تحقيق مد نظر قرار داده ايم . تناسب بين شغل و شخصيت دبيران در آموزش و پرورش يك اصل مهم است كه ناديده گرفتن آن باعث بروز مشكلات زيادي خواهد شد.
اين پژوهش بر آن است بعد از همبستگي بين شغل و شخصيت دبيران مدارس راهنمايي بهبهان الگوي موجود را به نمايش بگذارد. بنابراين محقق سعي دارد در يابد كه آيا در اين مدارس بين شغل و شخصيت دبيران و رضايت شغلي آنان رابطه اي وجود دارد يا خير.؟
مي توان با ايجاد يك تناسب منطقي بين شغل و شخصيت دبيران رضايت شغلي آنان را بالا برد و در نتيجه باعث افزايش  بهره وري ، تعهد سازماني و كم شدن جابجايي دبيران شد.
بنابراين سؤال اصلي مورد نظر تحقيق اين است كه آيا بين شغل و شخصيت و رضايت شغلي دبيران مدارس راهنمايي  شهرستان بهبهان رابطه اي وجود دارد؟
تعداد صفحات: 30 صفحه                                هزینه: 2 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان بررسی رابطه سازگاری و نگرش مذهبی
 
طرح مسئله: اجتماعی‌‌شدن‌ یک‌ فرایند دو جانبه‌ی‌ ارتباطی‌ بین‌ فرد و جامعه‌ است‌. به‌ همین‌ دلیل‌ فرایندی‌ پیچیده‌ به‌شمار می‌آید که‌ ابعاد گوناگونی‌ دارد. کسب‌ مهارت‌های‌ اجتماعی‌، چگونگی‌ برقراری‌ ارتباط‌ با سایر افراد و سازگاری‌ اجتماعی‌، از جمله‌ی‌ این‌ ابعاد هستند.
 از سازگاری‌ اجتماعی‌ تعاریف‌ بسیاری به‌عمل آمده‌ است‌. اسلبی‌ و گورا (1988) سازگاری‌ اجتماعی‌ را مترادف‌ با مهارت‌ اجتماعی‌ می‌دانند (نقل‌ از عابدینی‌، 1381). از نظر آنان مهارت‌ اجتماعی‌ عبارت‌ است‌ از: توانایی‌ ایجاد ارتباط‌ متقابل‌ با دیگران‌ در زمینه‌ی خاص‌ اجتماعی‌، به‌طریقی‌ که‌ در عرف‌ جامعه‌ قابل‌ قبول‌ و ارزشمند باشد؛ در حالی‌‌که‌ اسلوموسکی و دان (1996) سازگاری‌ و مهارت‌ اجتماعی‌ را فرایندی‌ می‌دانند که‌ افراد را قادر می‌سازد تا رفتار دیگران‌ را درک‌ و پیش‌بینی‌ کنند، رفتار خود را کنترل‌ و تعاملات‌ اجتماعی‌ خود را تنظیم‌ کنند.
عوامل‌ متعددی‌ در سازگاری‌ شخصی‌ و اجتماعی‌ افراد نقش‌ دارند که‌ نظریه‌ها و دیدگاه‌های‌ مختلف‌ تربیتی‌، روان‌شناختی‌ و جامعه‌ شناختی‌ بر آن‌ها تأکید کرده‌اند. ایواتا و همکاران‌(2000) در مروری‌ جامع،‌ عوامل‌ مؤثر بر سازگاری‌ اجتماعی‌ را به‌ شش‌ دسته‌ی‌ عمده‌ تقسیم‌ می‌کنند که‌ هر یک‌ از آن‌ها نیز به‌ عوامل‌ جزیی‌تری‌ تقسیم‌ شده‌اند. این‌ عوامل‌ عبارتند از:
الف‌) محرومیت‌های‌ جسمانی‌ ناشی‌ از نقص‌ عضو، تغذیه‌ی‌‌ نادرست‌ یا بد، محرومیت‌ از خواب‌ و خستگی‌ روانی‌، فرایندهای‌ عاطفی‌ آسیب‌زا و آسیب‌های‌ مغزی.‌
ب‌) عوامل‌ روانی‌، اجتماعی‌ و محیطی‌ نظیر تغییرات‌ سریع‌ و مهم‌ اجتماعی‌ نظیر بی‌کاری‌، جنگ‌، بلایای‌ طبیعی‌، ازهم‌پاشیدگی‌ کانون‌ خانواده‌، فقر و اعتیاد.
ج‌) عوامل‌ تربیتی،‌ نظیر الگوهای‌ نادرست‌ خانوادگی‌، فقدان‌ رابطه‌ی‌ والد ـ کودک‌، طرد‌کردن‌ فرزندان‌، حمایت‌ افراطی‌، محرومیت‌های‌ عاطفی‌، خودمختاری‌ بیش‌ از حد کودک‌، انتظارات‌ و خواسته‌های‌ غیر واقع‌گرایانه‌ی‌ والدین‌ و کمبود ارتباط.
د) ساختار خانوادگی‌ ناسازگار، از جمله‌ خانواده‌های‌ بی‌کفایت‌، ازهم‌پاشیده‌، ضداجتماعی‌ و آسیب‌ روانی‌ اولیه‌ و عدم‌ ثبات‌ عاطفی‌ و روانی‌ والدین‌ به‌خصوص‌ مادر.
ه) فشارهای‌ ناشی‌ از زندگی‌ جدید صنعتی‌ مانند؛ رقابت‌های‌ ناسالم‌، تقاضاهای‌ شغلی‌ و تحصیلی‌ و پیچیدگی‌های‌ زندگی‌ جدید.
و) عوامل‌ ژنتیکی‌ و ارثی‌ نظیر اختلالات‌ جسمی‌، روانی‌ و عاطفی‌ ارثی‌ که‌ زمینه‌ را برای‌ رفتارهای‌ بزهکارانه‌ و ناسازگاری‌ اجتماعی‌ فراهم‌ می‌کنند.
بر این اساس، از آنجا که تاکنون هیچ‌یک از پژوهش‌های داخلی به مطالعه‌ی‌ ارتباط‌ میان متغیرهای دین‌داری، با سازگاری اجتماعی دانشجویان نپرداخته‌اند؛ هدف‌ اصلی‌ این‌ پژوهش‌ بررسی‌ آن در‌ بین دانشجویان‌ مشغول‌ به‌ تحصیل‌ در دانشگاه‌ پیام نور تهران می‌باشد.
تعداد صفحات: 15 صفحه                                  هزینه: 1 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: رابطه شیوه های فرزند پروری و سطح سواد والدین
طرح مسئله: ارتباط والدين و فرزندان از جمله موارد مهمي است كه سال‌ها نظر صاحب‌نظران و متخصصان تعليم و تربيت را به خود جلب كرده است. خانواده نخستين پايگاهي است كه پيوند بين كودك و محيط اطراف او را به وجود مي‌آورد. كودك در خانواده پندارهاي اوليه را درباره‌ي جهان فرا مي‌گيرد، از لحاظ جسمي و ذهني رشد مي‌يابد، شيوه‌هاي سخن گفتن را مي‌آموزد، هنجارهاي اساسي رفتار را ياد مي‌گيرد و سرانجام نگرش‌ها، اخلاق و روحياتش شكل مي‌گيرد و به عبارتي اجتماعي مي‌شود (اقليدس؛ نقل از هيبتي، 1381).
هر خانواده‌اي شيوه‌هاي خاصي را در تربيت فردي و اجتماعي فرزندان خويش به كار مي‌گيرد اين شيوه‌ها كه شيوه‌هاي فرزندپروري ناميده مي‌شوند متأثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و غيره مي‌باشد (هاردي و همكاران، 1993).
شيوه‌هاي فرزندپروري به عنوان مجموعه يا منظومه‌اي از رفتارها كه تعاملات والد ـ كودك را در طول دامنه‌ي گسترده‌اي از موقعيت‌ها توصيف مي‌كند و فرض شده است كه يك جو تعاملي تأثيرگذار را به وجود مي‌آورد. شيوه‌هاي فرزندپروري يك عامل تعيين‌كننده و اثرگذار است كه نقش مهمي در آسيب‌شناسي رواني و رشد كودكان بازي مي‌كند. بحث در مورد هريك از مشكلات فرزندان بدون در نظر گرفتن نگرش‌ها، رفتارها و شيوه‌هاي فرزندپروري تقريباً غيرممكن است. هرچند روانشناسان و نظريه‌پردازان بر نقش والدين و شيوه‌هاي فرزندپروري تأكيد مي‌كنند،‌ تحقيقات خيلي كمي در مورد شيوه‌هاي فرزندپروري و آسيب‌شناسي رواني كودك به عمل آمده است (عليزاده و آندرايس؛ نقل از محرابي، 1385).
تأثير محيط خانواده بر رشد كودك اغلب به وسيله‌ي مشاهده تعامل والد ـ فرزند مورد بررسي قرار گرفته است. در اين مشاهدات معمولاً ويژگي‌هاي رفتاري والدين به وسيله‌ي دو بعد ارزيابي شده است: الف) پذيرش (گرمي)، شامل حمايت و پرورش عاطفه‌ي مثبت بين والدين و كودك مي‌باشد. ب) كنترل، شامل آن دسته از رفتارهاي والدين است كه رفتار كودك خود را هدايت مي‌كنند مانند: راهنمايي و كنترل، بازدارنده يا تسهيل‌كننده (پل كنين و همكاران؛ نقل محرابي، 1386).
نظريه‌هاي روانشناختي متعددي در خلال سال‌ها سعي كردند تا رفتار آدمي را تبيين كنند. نظريه‌ي شناختي اجتماعي نيز يكي از اين نظريه‌هاست. در سال 1986 بندورا اين نظريه را در مورد عملكرد آدميان مطرح كرد كه در آن نقش باورهاي خود را در شناخت، انگيزش، عاطفه و رفتار آدمي برجسته نمود. بندورا معتقد است كه افراد يك نظم «خود» را مي‌پرورانند كه آنها را قادر مي‌سازد تا بر تفكرات، احساسات و اعمالشان مهار داشته باشند (نقل از علي نيا كروثي، 1387).
بندورا با ديدگاه‌هايي كه به عوامل دروني موثر بر رفتار توجه مي‌كنند و عوامل محيطي را ناديده مي‌گيرند، مخالفت مي‌كند و از ديدگاه‌هايي كه انسان را پاسخ‌دهنده منفعل به رويدادهاي محيطي مي‌دانند نيز انتقاد مي‌كند.
از نظر بندورا شخص، محيط و رفتار شخص برهم تأثير و تأثر متقابل دارند و هيچ كدام از اين سه جزء را نمي‌توان جدا از اجزاي ديگر به عنوان تعيين‌كننده‌ي رفتار انسان به حساب آورد. بندورا اين تعامل سه‌جانبه را جبر متقابل يا تعيين‌گري متقابل ناميده است (نقل از سيف، 1380).
بطور كلي، پژوهش‌ها نشان مي‌دهند كه روش‌هاي تربيتي والدين اثرات طولاني بر رفتار، عملكرد، انتظارات و در نهايت بر شخصيت افراد در آينده دارند. مثلاً والدين سختگير و ديكتاتور مانع پيشرفت و خلاقيت كودك مي‌شوند. والديني كه اجازه نمي‌دهند كودك ابراز وجود كند مانع بروز استعدادهاي بالقوه او مي‌شوند و در نتيجه اين قبيل كودكان در آينده افرادي روان آزرده و پرخاشگر خواهند شد (نقل از مهرابي‌زاده هنرمند و همكاران، 1379). با توجه به اينكه شيوه‌هاي فرزندپروري والدين، نحوة تربيت والدين را به كودكان منتقل مي‌كنند و اين امر در شكل‌گيري شخصيت فرد مؤثر است و نيز نظر فرد نسبت به خود مي‌تواند بر سلامت روان تأثير زيادي داشته باشد اين پژوهش به بررسي تاثیر میزان تحصیلات والدین بر شيوه‌هاي فرزندپروري دانش‌آموزان شهرتهران پرداخته تا به سوالات و فرضيه‌هاي تحقيق پاسخ دهد.
تعداد صفحات: 30 صفحه                                      هزینه: 2 هزار تومان
 
 
 
[1] Snook /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
[ جمعه پنجم مهر 1392 ] [ 13:14 ] [ اندیشه مفتون ] [ ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
عنوان: بررسي خلاقيت دانش آموزان با نگرشهاي فرزند پروري والدين در مدارس مقطع راهنمائي پسرانه و دخترانه استعدادهاي درخشان
 
فهرست مطالب
عنوان                                                                                                                    
فصل اول :  طرح تحقيق
مقدمه
بيان مسئله تحقيق
اهميت و ضرورت تحقيق
اهداف تحقيق
نمونه و جامعه آماري تحقيق
روشهاي آماري تحقيق
فرضيه هاي  تحقيق
تعاريف اصطلاحات و متغييرها 
فصل دوم : مباني نظري و ادبيات تحقيق
مقدمه
معنا و مفهوم خلاقيت
تعريف خلاقيت
نظريه هاي خلاقيت
تفاوت خلاقيت با نوآوري
ارتباط خلاقيت با هوش
خلاقیت و عملکرد نیمکره های مغز
ويژگيهاي شخصيتي و خصوصيات افراد خلاق
تخيل بستر خلاقيت
خلاقيت در موج سوم
خلاقيت به عنوان فرآيند
خلاقیت استعدادی برای تمام عمر
نقش ويژه مدارس در پرورش خلاقيت
تاثير متقابل معلمان – شاگردان و خلاقيت
راههاي آموزش و پرورش خلاقيت
خلاقيت و مقاوت سازمانهاي آموزشي
عوامل بازدارنده خلاقيت ( كشنده هاي خلاقيت )
تاثير فرهنگ و محيط بر خلاقيت
سبكهاي فرزند پروري و خلاقيت
سلطه جويي والدين مانع بروز خلاقيت فرزندان
تنوع فرهنگي در رابطه با فرزند پروري
تحقيقات داخلي
تحقيقات خارجي
فصل سوم : روش تحقيق و جمع آوري اطلاعات
مقدمه
روش تحقيق ( روش اجراي تحقيق )
روشهاي جمع آوري اطلاعات و داده هاي تحقيق
جامعه آماري تحقيق
برآورد حجم نمونه تحقيق
متغييرهاي تحقيق
ابزارهاي اندازه گيري تحقيق ( مشخصات پرسشنامه ها )
روايي ابزارهاي اندازه گيري تحقيق
پايائي ايزارهاي اندازه گيري تحقيق
روشهاي آماري تجزيه و تحليل داده هاي تحقيق
فصل چهارم : يافته هاي تحقيق و تجزيه وتحليل داده ها
مقدمه
يافته هاي توصيفي تحقيق
يافته هاي استنباطي تحقيق
فصل پنجم : بحث ونتیجه گیری
مقدمه
نتيجه گيري تحقيق
يافته هاي تحقيق
پيشنهادات تحقيق 
محدوديت ها ، مشكلات و موانع تحقيق
فهرست منابع فارسي
فهرست منابع انگليسي
ضمائم
1-پرسشنامه آزمون مداد کاغذی چند جوابی سنجش خلاقیت
2-پرسشنامه ارزشیابی نگرش والدین
3-پرسشنامه ارزشیابی میزان خلاقیت دانش آموزان توسط معلمان
 
 
چكيده: هدف اساسي از انتخاب موضوع و انجام تحقيق در زمينه خلاقيت دانش آموزان و نگرشهاي فرزند پروري والدين ، دستيابي به نتايجي است كه احتمالا حاكي از ارتباط برخي از عوامل بين آنهاست . فرضيه اصلي تحقيق عبارت است از " بين نگرشهاي فرزند پروري والدين و رشد خلاقيت دانش آموزان رابطه وجود دارد ". در فرضيه هاي فرعي ، بررسي رابطه خلاقيت با جنسيت ، پايه هاي تحصيلي ، متغييرهاي دموگرافيك و... مد نظر بوده است .  براي انجام پژوهش از روش توصيفي ( پيمايشي ) استفاده شده است. نوع نگرش فرزند پروري والدين به عنوان متغيير مستقل و ميزان خلاقيت دانش آموزان به عنوان متغيير وابسته در نظر گرفته شده است . به منظور آزمون فرضيه هاي تحقيق ، اطلاعات مورد نياز از طريق اجراي دو پرسشنامه به شرح زير جمع آوري شده است.
 1- آزمون زمينه يابي مداد كاغذي چند جوابي سنجش خلاقيت
2-  پرسشنامه زمينه يابي ارزشيابي نگرش والدين
اجراي هر دو پرسشنامه به روش سرشماري انجام گرفته است . جامعه و نمونه آماري را 209 نفر پسر و 218 دختر   ( جمعا 427 نفر ) و والدين آنها تشكيل داده است. تجزيه و تحليل نتايج  و داده ها با استفاده از روشهاي آماري توصيفي و استنباطي مثل فراواني ، ميانگين ، ضريب همبستگي پيرسون ، انحراف معيار ، آزمونt  ، تحليل واريانس و... به وسيله بسته نرم افزار آماري SPSS13  صورت گرفته است . نتايج تحقيق حاكي است 6/11 % دانش آموزان خلاقيت بسيار زياد ، 2/42 % خلاقيت زياد ، 7/28 % خلاقيت كم و 5/17% خلاقيت بسيار كم  از خود نشان دادند كه 8/53% بالاتر از حد متوسط و 2/46% نيز پائين تر از حد متوسط مي باشد . اكثريت والدين (5/92% ) نيز نگرش حد متوسطي به رشد خلاقيت فرزندان دارند. از نظر شيوه هاي فرزند پروري و ميزان خلاقيت دانش آموزان رابطه آماري معني داري بدست نيامده است (20% r= ) . يعني والدين ديدگاههاي تربيتي روشن و جهت داري كه بتواند رشد قوه ابتكار و نوآوري كودكان را پشتيباني و حمايت كند نداشته و در تربيت فرزندان گرايشات شديدا محافظه كارانه اي دارند كه احتمالا مي تواند دليلي بر تقدم و اهميت موفقيت تحصيلي بر رشد خلاقيت باشد . ارتباط برخي از عوامل تشكيل دهنده خلاقيت با نگرشهاي والدين ، جنسيت دانش آموزان ، تحصيلات  و شغل والدين ، وضيت رفاهي خانواده ها و... كه مربوط به فرضيه هاي فرعي تحقيق مي باشد قابل توجه است . توزيع فراواني ميزان خلاقيت دانش آموزان نيز به ترتيب براي بسياركم ، كم ، زياد و بسيار زياد 5/17 % ،  7/28% ، 2/42% و 6/16% مي باشد. تفاوت معني داري از نظر ميزان خلاقيت دربين پايه هاي مختلف تحصيلي مشاهده نگرديد. در مقام مقايسه ، ميزان خلاقيت كلي و عوامل چهارگانه  خلاقيت (بسط ، سيالي، ابتكار و انعطاف پذيري ) دردختران بيشتر از پسران است . در مورد متغيرهاي دموگرافيك ، نتايج حاكي است : 1- خلاقيت سيالي فرزندان خانواده هاي مرفه كمتر است. 2 – اكثريت پدران (5/61% ) و مادران (9/47%) دانش آموزان داراي تحصيلات عالي ليسانس و بالاتر هستند. شغل اغلب مادران را خانه داري (46% ) و معلمي ( 3/25% ) و شغل اغلب پدران را كارمندي(3/38%) و آزاد( 27%) تشكيل مي دهد . بنابراين نتايج آزمون ،  فرضيه اصلي و فرضيه فرعي 2  تحقيق را تائيد نمي كند اما فرضيه هاي فرعي1 و3 و 4 مورد تائيد هستند .
 
تعداد صفحات: 141 صفحه                          هزینه: 8 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: بررسي رابطة ابعاد شخصيت و هوش هيجاني
 
چكيده: در اين پژوهش رابطة بين ابعاد شخصيت و هوش هيجاني در يک نمونة دانشجويي مورد بررسي قرار گرفت. هدف اصلي پژوهش حاضر مطالعة نوع رابطة ابعاد شخصيت شامل نوروزگرايي، برون گرايي، تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي با هوش هيجاني بود. چهارصد و چهل وسه دانشجو (237 دختر و 206 پسر) از رشته‏هاي مختلف دانشگاه تهران  در اين پژوهش شركت كردند. از آزمودنيها خواسته شد مقياس شخصيت NEOPI-R و مقياس هوش هيجاني را تکميل کنند. براي تحليل داده هاي پژوهش از شاخص ها و روشهاي آماري شامل فراواني، درصد، ميانگين، انحراف معيار، آزمون t، ضرايب همبستگي و تحليل رگرسيون استفاده شد. نتايج پژوهش نشان داد که بين هوش هيجاني و ابعاد برون گرايي، تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي همبستگي مثبت معني دار و بين هوش هيجاني و نوروزگرايي همبستگي منفي معني دار وجود دارد. تحليل رگرسيون داده ها نشان داد که تنها دو بعد برون گرايي و نوروز گرايي مي توانند تغييرات مربوط به هوش هيجاني را به ترتيب در جهت مثبت و منفي پيش بيني کنند. مکانيسم هاي "تنظيم عواطف"، "آمادگي براي تجربه هاي مثبت" و "آمادگي براي تجربه هاي منفي" همبستگي هاي ابعاد شخصيت و هوش هيجاني را توجيه و تبيين مي کنند.
مقدمه: مک کرا و کاستا (1987; مک کرا و جان، 1992) شخصيت را در امتداد پنج بعد يا پنج عامل اصلي شامل نوروزگرايي[1]، برونگرايي[2]، تجربه پذيري[3]، همسازي[4] و وظيفه شناسي[5] توصيف کردند. نوروزگرايي به تمايل براي تجربة اضطراب، تنش، خودخوري، خصومت، تکانشوري، کمرويي، تفکر غير منطقي، افسردگي و عزت نفس پايين اطلاق مي شود (جان، 1989؛ مک کرا و جان، 1992؛ مک کرا و کاستا، 1987). برونگرايي به تمايل براي مثبت بودن، قاطعيت، تحرک، مهرباني و اجتماعي بودن گفته مي شود (جان، 1989؛ مک کرا و جان، 1992؛ واتسون و کلارک، 1997). تجربه پذيري عبارت است از تمايل به کنجکاوي، هنرنمايي، خردورزي، انعطاف پذيري، روشنفکري و نوآوري (جان، 1989؛ مک کرا و جان، 1992؛ مک کرا و کاستا، 1987). همسازي به تمايل براي گذشت، مهرباني، سخاوتمندي، اعتماد ورزي، همدلي، فرمانبرداري، فداکاري و وفاداري اطلاق مي شود (جان، 1989؛ مک کرا و جان، 1992). وظيفه شناسي عبارت است از تمايل به سازمان دهي، کارآمدي، قابليت اعتماد، خويشتنداري، پيشرفت گرايي، منطق گرايي و تعمق (جان، 1989؛ مک کرا و جان، 1992).
هوش هيجاني[6]، به عنوان سازه اي چند بعدي (پترايدز و فارنام، 2000؛ ساکلوفسک، آستين و مينسکي، 2003)، متشکل از ظرفيت ادراک[7]، ابراز[8]، شناخت[9]، کاربرد[10]  و مديريت[11] هيجانها در خود و ديگران (سالوي و مي ير، 1990؛ مي ير و سالوي، 1997)، با گستره اي از متغيرها و پيامدهاي مرتبط با کيفيت زندگي همبستگي دارد. اين همبستگي ها هم به جنبه هاي بين شخصي[12] هوش هيجاني، مثل کيفيت بهتر تعامل هاي اجتماعي مربوط مي شوند و هم به جنبه هاي درون شخصي[13] هوش هيجاني، مانند همدلي، مديريت روابط و تنظيم خلق. در زمينه جنبه هاي بين شخصي هوش هيجاني، مي ير، ديپاﺋولو و سالوي (1990) توانايي افراد براي شناسايي محتواي هيجانها و کاربرد اين توانايي در همدل(1388)ي با ديگران را مورد بررسي قرار دادند. يافته ها نشان داد که کساني که آگاهي هيجاني محدود داشتند کمتر مي توانستند با ديگران همدلي و همدردي کنند. بر اين اساس توان بازشناسي هيجانها و اهميت اين توانايي در زندگي روزمره براي بهزيستي هيجاني[14] ضروري است (مي ير و گهر، 1996). طبق نظر لين و شوارتز (1987) توانايي هيجاني از تعيين کننده هاي سلامت رواني محسوب مي شود  و اختلال هيجاني، متقابلاً درشگل گيري اختلالات رواني و اختلالات شخصيت نقش تعيين کننده دارد. مطالعات مربوط به پيگيري درمان کساني که از مشکلات مربوط به عملکرد هيجاني ضعيف رنج مي برند نيز نشان داده است که درمان دراز مدت متمرکز بر هشياري عاطفي مي تواند خود نظم دهي هيجاني را در آنها تسهيل کند (مونسن، اودلند، فاگلي، داي و ايلرتسن، 1995).
پژوهش هاي انجام شده در زمينة رابطة پنج عامل اصلي شخصيت و هوش هيجاني به طور کلي همبستگي هاي معني دار بزرگ با برونگرايي و نوروزگرايي نشان داده اند و همبستگي هاي به دست آمده با تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي کوچکتر بوده اند (پترايدز و فارنام، 2001; دادا و هارت، 2000; ساکلوفسک، آستين و مينسکي، 2003; شاته و همکاران، 1998). همبستگي هاي به دست آمده، مخصوصآ در رابطة بين برونگرايي و نوروزگرايي با هوش هيجاني، دور از انتظار نيست زيرا همبستگي اين دو بعد شخصيتي به ترتيب با تنظيم خلق مثبت و خلق منفي شناخته شده است (آستين، ساکلوفسک و آگن، 2005; پترايدز و فارنام، 2001؛ دادا و هارت، 2000؛ دانير و لوکاس، 1999؛ راستينگ و لارسن، 1997؛ ساکلوفسک، آستين و مينسکي، 2003؛ شاته و همکاران، 1998؛ لارسن وکتلار، 1989، 1991؛ واتسون، 2000) و تنطيم خلق يکي از مولفه هاي اصلي هوش هيجاني است (بارون، 1997). پرسش مربوط به تمايز يا عدم تمايز صفت هوش هيجاني و صفات شخصيت نيز از طريق تاييد اعتبار اضافي[15] صفت هوش هيجاني در پيش بيني رضايت از زندگي، تنهايي و آمادگي براي افسردگي تا حدودي پاسخ داده شده است (پالمر ، دونالدسون و استاف، 2002; ساکلوفسک، آستين و مينسکي، 2003). پژوهش ها همچنين شواهدي در تاييد اعتبار تفکيکي[16] صفت هوش هيجاني نسبت به عوامل تعيين شده در زير مقياس هاي پرسشنامة شخصيتي آيسنک و مقياس شخصيتي پنج عاملي ارايه کرده اند (آستين، ساکلوفسک و آگن، 2005; پترايدز و فارنام، 2001). بر اساس يافته هاي فعلي در زمينة رابطة دو متغير شخصيت و هوش هيجاني، مخصوصآ وقتي هوش هيجاني نيز به عنوان يک صفت مورد بررسي قرار گيرد، فرض اين که کداميک از اين دو عامل نقش تعيين کننده دارند دشوار است در اين پژوهش، با استناد به نظرية مي ير و سالوي (1997) که در مورد هوش هيجاني بر مهارتهايي تاکيد دارند که از طريق يادگيري و تجربه کسب مي شوند و با فرض درهم تنيدگي و همسويي صفات و مهارتهاي سازندة هوش هيجاني، دو موضوع زير بررسي مي شوند: 1) سنجش رابطة همبستگي بين ابعاد شخصيت و هوش هيجاني; 2) ميزان پيش بيني پذيري هوش هيجاني از طريق ابعاد شخصيت، با اين هدف که مشخص شود ابعاد شخصيت چگونه و به چه ميزان مي توانند تغييرات مربوط به هوش هيجاني را پيش بيني کنند.
 
با توجه به روابط و همبستگي هاي فوق الذکر، مي توان بين ابعاد برون گرايي، تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي با هوش هيجاني همبستگي مثبت و بين نوروزگرايي و هوش هيجاني همبستگي منفي پيش بيني کرد. در رابطه با موضوع پيش بيني پذيري هوش هيجاني از طريق ابعاد شخصيت، با توجه به يافته هاي پژوهشي موجود پيش بيني مي شود که دو عامل شخصيتي برون گرايي و نوروز گرايي به ترتيب به صورت مثبت و منفي بتوانند تغييرات مربوط به هوش هيجاني را پيش بيني کنند. در مورد اين پيش بيني پذيري از طريق عوامل تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي به ناچار بايد به اين سوال بسنده کرد: آيا عوامل شخصيتي تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي ميتوانند به صورت معني دار تغييرات مربوط به هوش هيجاني را پيش بيني کنند؟
تعداد صفحات: 20 صفحه                           هزینه: 2 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: عوامل موثر گرایش جوانان به رفتارهای پر خطر
 
طرح مسئله: گرایش به رفتارهای پرخطراز موضوعات مهم در حوزه آسیب های اجتماعی است که ذهن و اندیشه بسیاری از محققین این حوزه را به خود مشغول کرده است. در دهه های اخیر گرایش جوانان و نوجوانان به رفتارهای پرخطرموجبات نگرانی خانواده ها و برنامه ریزان کشور را فراهم نموده است. چرا که باعث از دست رفتن بسیاری از منابع و نیروی انسانی می شود.
هرچند پیشگیری را می توان موثرترین راهبرد برخورد با رفتارهای پرخطردانست، اما انتخاب بهترین روش پیشگیری چندان آسان و روشن نیست ،زیرا همانطور که اشاره شد علل رفتارهای پرخطر متعدد،مرتبط به هم و چند بعدی است . بنابراین تردیدی نیست که جوامع مختلف،اقدامات پیشگیرانه متنوع را باید با شرایط ویژه خود تطبیق دهند.
از منظر آسیب شناسی، رفتارهای پرخطر یک تهدید استراتژیک و چند چهره است که با مقتضیات زمان یکی از چهره های آن برجسته تر از سایر چهره ها می شود. این تهدید نه تنها امنیت فردی بلکه امنیت هستی شناختی یا وجودی یک جامعه را مورد تهدید قرار می دهد(مسلمی،89).از طرف دیگر این موضوع در ایران حادتر است، زیرا درصد جمعیت جوان در ایران بسیار بالا است. در اين بين ، آمار معتادان جوان رو به افزایش و سن آنان روبه کاهش است.طبقه جوان بیش از میان سالان و سالخوردگان به رفتارهای پرخطر گرایش یافته اند و متاسفانه کراک و شیشه تبدیل به متداولترین ماده مخدر مورد استفاده ی آنان شده است(موسوی،1382).در این بین پیشگیری را می توان موثرترین راهبرد برخورد با رفتارهای  پرخطر دانست.پیشگیری همواره ساده ترین،کم هزینه ترین و بی شک موفق ترین روش برای کنترل و مهار معضل رفتارهای پرخطر بوده است.
تعداد صفحات: 65 صفحه                      هزینه: 4 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان:بررسی میزان تفاوت اختلالات رفتاری بین دختران وپسران نوجوان مقطع سوم راهنمایی
 
 
مقدمه: دانشمندان علم روانشناسی نوجوانی را دوره ای پیچیده و سراسر مخاطره توصیف کرده اند که گذر از این مرحله مقارن با دوره ی بحرانی بلوغ است. روانشناسان تحولی نیز ابعاد گوناگون این دوره را توصیف و همواره توان خود را در چاره جویی برای حل تعارضاتی مصرف نمودند که در واقع برآیند طبیعی این دوران محسوب می شود.از سوی دیگر تفاوت میان آرای نسلها(والدین و فرزندان) موجبات تشدید این تعارضات را فراهم می سازد. از آنجایی که نوجوان و جوان بخش قابل توجهی از اوقات خویش را در مدارس سپری می کنند، می توان چنین انتظار داشت که مشکلات ایشان  به فضای آموزشگاه نیز سرایت می کند. یک دسته از این مشکلات به صورت رفتارهایی نمایان می گردد که اصطلاحا آنها را اختلالات     رفتاری می نامند. (کار[17]، 1999، به نقل از اکبری). اختلالات رفتاری،عموما اختلالات شایع و ناتوان‏ کننده‏ای هستند،که برای معلمان و خانواده‏ها مشکلات بسیاری ایجاد می‏کنند و به میزان بیشتری‏ همراه با معضلات و روابط اجتماعی بوده و نسبت به‏ کودکان بدون اختلال،با شکستهای تحصیلی بیشتری‏ مواجه می‏شوند.همچنین در نوجوانی،در خطر آشفتگی‏های رفتاری و اجتماعی خواهند بود(راتر، تیزارد3،ویتمور4،1970؛به نقل از کشکولی،1379). پیامدها و عوارض مشکلات رفتاری در زندگی فردی‏ و اجتماعی کودک و حتی برای اطرافیان و اجتماعی‏ که وی در آن قرار دارد،معضلات بازدارندهء بسیاری‏ ایجاد نموده و به عبارتی تمامی جنبه‏های زندگی‏ فردی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‏دهد. (راتر[18]،1970 به نقل از کشکولی،1379).
به عبارت دیگر می توان گفت اختلالات رفتاری طیف وسیعی از مشکلات کودکان،نوجوانان را از رفتارهای تکانشی وپرخاشگرانه تا رفتارهای افسرده گونه وگوشه گیری ووسواس گونه را در بر می گیرد.نوجوانان با اختلالات رفتاری بنابر ماهیت رفتارهایشان،احتیاجات روانی،تربیتی واموزشی متفاوتی باسایر نوجوانان دارند، لذا برای اموزش وتربیت وترمیم رفتارهای انان لازم است(شامبیاتی،1373).
تحقيقات انجام شده نشان داده اند كه ميزان اختلالات رفتاري در كودكان متغير بوده و در غالب موارد بررسي شده، ميزان شيوع اين اختلالات در پسران بيشتر از دختران بوده است. همچنین  اسلامیه (1387) در تحقیقات خود به این نتیجه دست یافت که میزان اختلالات رفتاری دانش‏آموزان دختر به‏طور معناداری بیشتر از دانش‏آموزان پسر است.
این در حالیست که یکی از مهم ترین مباحث بهداشت روان، سلامت روان کودکان و نوجوانان است. از آن جا که دوران کودکی یکی از تاثیرگذارترین و حساس ترین مراحل زندگی است، توجه به بهداشت روان در این مرحله نیز بسیار حیاتی و با اهمیت است. زیرا شناسایی ورفع اختلالات رفتاری  در سنین پایین کمک بسیار بزرگی در شکل گیری شخصیت سالم افراد در بزرگسالی محسوب می شود. بطوریکه می توان گفت طبق تحقیقات بین ۱۵ تا ۲۰ درصد کودکان و نوجوانان به نوعی از مشکلات رفتاری و روانی رنج می برند(اسلامیه،  1387)
 
در این راستا پژوهش حاضر به دنبال بررسی میزان تفاوت اختلالات رفتاری بین دختران وپسران مقطع ابتدایی منطقه 6  شهرتهران می باشد.
 طرح مسئله:  هر جامعه ای برای پیشرفت و رشد در ابعاد مختلف اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی و ... نیاز به افرادی دارد که از نظر روانی و جسمانی سالم باشند. با توجه به اینکه کودکان امروز، صاحبان بلافصل آینده جامعه هستند، سلامتی و بیماری آنان در سلامتی و بیماری جامعه فردا و نسلهای آینده اثراتی قابل توجه خواهد داشت. بنابراین، لازم است به سلامت روانی-جسمانی این قشر عظیم بیشتر توجه شود و گامهایی اساسی در جهت پیشگیری و درمان بیماریها و اختلالات روانی و رفتاری آنان برداشته شود. در مجموع، تحقيقات معتبر انجام شده در جهان نشان داده اند كه ميزان اختلالات رفتاري در كودكان سنين دبستاني در مناطق مختلف متغير بوده و معمولا بين 2 تا 12 درصد است كه در غالب موارد بررسي شده، ميزان شيوع اين اختلالات در پسران بيشتر از دختران بوده است. علاوه بر آن نتایج بررسيهاي انجام شده نشان می دهد كه ميزان شيوع اين اختلالات در دانش آموزان پايه هاي چهارم و پنجم دبستان بيش از ساير پايه هاست(باقري، 1383).
بنابراین، شناخت دقیق و علمی مشکلات روانی و رفتاری کودکان و شیوع شناسی اختلالات رفتاری آنان اولین گام در جهت پیشگیری و درمان آنهاست(باقري، 1383).
 هدف اصلی این مطالعه، تعیین میزان شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزان دختر و پسر دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی 91-90 بوده است كه به منظور، تعیین درصد اختلالات رفتاری دانش آموزان دبستانی به تفکیک جنس و نوع اختلال، دانش آموزان مد نظر قرار گرفت.  ویژگی‌ این‌گونه رفتارها این است كه اولا تاثیر منفی بر فرایند رشد و انطباق مناسب كودك با محیط دارد، ثانیا مزاحمت برای زندگی دیگران و استفاده آنان از شرایط به‌ وجود می‌آورد  .بعلاوه می تواند تأثیر ناگواری بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان باقی ‌گذارد. این در حالیست که شناسایی ورفع اختلالات رفتاری  در سنین پایین می تواند کمک بسیار بزرگی در فرایند رشد و انطباق مناسب كودك با محیط محسوب می شود(رنجبر، 1384). برای تبیین بیشتر این موضوع می توان گفت اسلامیه (1387) در پژوهشی به این نتیجه دست یافت که میزان اختلالات رفتاری دانش‏آموزان دختر به‏طور معناداری بیشتر از دانش‏آموزان پسر است. همچنین اسفندیاری (1388) در پژوهشی به این نتیجه دست یافت که میزان شیوع اختلال رفتاری در دختران 42% و در پسران 44.7% است. نتایج نشان دادند که اختلالات رفتاری در 6.3% کل آزمودنی ها شدید است. این میزان در دختران برابر 5.6% و در پسران برابر با 7% است. ویژگی‌ این‌گونه رفتارها این است كه اولا تاثیر منفی بر فرایند رشد و انطباق مناسب كودك با محیط دارد، ثانیا مزاحمت برای زندگی دیگران و استفاده آنان از شرایط به‌ وجود می‌آورد (سیف نراقی، 1384).
تعداد صفحات: 61 صفحه                        هزینه: 3 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان:بررسي مقایسه ایی وضعيت سلامت (جسمي و رواني) سالمندان به تفكيك گروههاي سني 60 سال و بالاتر درجمعيت تحت پوشش مراكز تابعه دانشگاه علوم پزشكي تهران
 
چکيده: اين مطالعه به بررسي سلامت جسماني و رواني گروههاي مختلف سني سالمندان در سه گروه سني سالمندان(60-69 سال، 70-79 سال و 80 سال و بالاتر) در شهر تهران مي پردازد.  دست آوردهاي اين مطالعه ميتواند با تعيين تفاوتها واولويت های مراقبتی درگروههاي سني سالمندان به سياست گذاري هاي بهداشتي مورد نیاز آنان کمک کند.
روش : اين تحقيق از تعداد 402 سالمند با سن 60 ساله و بيشتر؛ ساکن شهر تهران در منطقه تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی شهید بهشتی به عمل آمد. اين بررسی، یک مطالعه مقطعی بوده که از اردیبهشت لغایت مرداد ماه سال1389 انجام شد.  پرسشنامه ها به روش مصاحبه چهره به چهره ودر چند مورد خاص با مصاحبه تلفني تکمیل شد.
نتايج: يافته هاي پژوهش نشان داد كه اکثر سالمندان در سطح متوسطی از نظر اختلالات اضطراب و افسردگي قرار داشتند و تقریبا از هر ده سالمند یک نفر همیشه یا اکثر اوقات اختلالات اضطراب و افسردگي(اضطراب و افسردگي) در سطح بسیار بالایی داشت.  از سن 60 تا سن 79 سالگی با افزایش سن سالمند؛ میزان اختلالات اضطراب و افسردگی وی نیز افزایش  می یافت.  لیکن از سن 80 سال به بالا این میزان روند نزولی نشان میداد. به جز گروه سنی اول"69-60 سال" در سایر سنین میزان اختلالات اضطراب و افسردگی زنان بیشتر از مردان بود.  همچنین سالمندان متاهل نسبت به بدون همسران در موقعیت بدتری از این نظر بسر می برند.
نتایج نشان داد سالمندان با تحصیلات دیپلم و بالاتر با شیوع کمتر اختلالات اضطراب و افسردگي مواجه بودند.  در حالیکه سالمندان بیسواد و کم سواد شرایط نامطلوب تری را ازاین نظر داشتند. از نظر نوع شغل؛ بازنشستگان بیشترین و شاغلین بخش آزاد و خانه داران کمترین میزان شیوع اختلالات اضطراب و افسردگي را نشان دادند. همچنین سالمندان شاغل بیشترین و سالمندانی که منبع درآمدشان برای گذران زندگی درآمد همسرانشان بودند کمترین میزان دیسترس را ابراز کردند. همچنین هرچه از میزان کفایت درآمد سالمند کاسته میشد بر میزان اختلالات اضطراب و افسردگی وی افزوده می گردید.                                                            
 وضعیت مسکن سالمند متغیری دیگری بود که بر میزان اختلالات اضطراب و افسردگی سالمندان تاثیر داشت. مطلوب ترین وضعیت از این نظرمربوط به سالمندانی بود که در خانه فرزندان و یا اقوام زندگی می کردند.  بیشترین میزان دیسترس مربوط به سالمندانی بود که در خانه های استیجاری ساکن بودند .
وضعیت بیمه سالمند؛ میزان رضایت ازدرآمد برای گذران زندگی و فردی که با سالمند زندگی می کند تاثیری بر میزان دیسترس او نداشت. در نهایت متغیرهای: جنس و وضعیت مسکن و وضعیت اشتغال بیش از سایر متغیرها بر میزان اضطراب و افسردگی سالمندان تاثیر گذار بودند.
در بررسی احساس خوب بودن رواني ،احساس کسالت ، اظهار تنهایی و احساس افسردگی به ترتیب شایع ترین شکایات سالمندان بود.  حدود 40% سالمندان درسطح خوب ومناسب از نظر این شاخص قرار داشتند. تقریبا یک سوم سالمندان در اکثر اوقات روز احساس آرامش داشتند و از هر 5 نفرسالمند یک نفر احساس شادی داشت.  نتایج مطالعه نشان داد که " سن؛ جنس؛ وضعیت تاهل؛ شغل ؛ منبع درآمد ؛ وضعیت بیمه؛ رضایت از میزان درآمد و فردی که با سالمند زندگی می کند تاثیری در احساس خوب بودن روانی آنان نداشت. افراد با تحصیلات زیر دیپلم نسبت به افراد با تحصیلات دیپلم و دانشگاهی از نظر احساس خوب بودن روانی وضعیت بهتری را ابراز می نمودند.  علیرغم این که نیمی از سالمندان درآمدشان را کافی نمی دانستند ، از لحاظ احساس روانی خوب بودن دروضعیت مطلوبی قرار داشتند. در حالیکه این میزان برای سالمندانی که میزان درآمدشان را کافی می دانستند کمتر بود. سالمندانی که در خانه اقوام و بستگان زندگی می کردند بیشتر از آنانی که به تنهای در منزل خودشان زندگی می کردند احساس روانی خوب داشتند. بهر حال میزان درآمد سالمندان بیشترین نقش را در احساس روانی خوب بودن آنان ایفا میکرد.  
نتيجه گيري: از 11 متغير دموگرافيك 9 متغير سن، جنس، تاهل، تحصيلات، اشتغال، منبع درآمد، وضعيت مسکن، وضعيت بيمه و افراد همراه سالمند بر سلامت جسماني، يعني و رابطه معني داري داشت،  بطوريکه  با افزايش سن، کمتر شدن سواد، زندگي در تجرد و تنها، زن ،بيکار و بي در آمد بودن و وابستگي مالي به ديگران بر عملکرد فيزيکي و توانايي سالمند در انجام فعاليت هاي روزمره زندگي کاهش  مي يابد.
در آناليز نهايي در مدل رگرسيون رتبه اي چند متغيره براي عملکرد فيزيکي، با توجه به اثر همزمان متغيرهاي معني دار فوق:، سن، جنس و تاهل و منبع درآمد موثر تر از بقيه متغيرها بوده است.
در آناليز نهايي در مدل رگرسيون رتبه اي چند متغيره براي توانايي انجام فعاليت هاي روزمره زندگي، با توجه به اثر همزمان متغيرهاي معني دار فوق: سن و منبع در آمد موثر تر از بقيه متغيرها بوده است.  همچنين براي بررسي لزوم بازنگري در تعيين اولويت گروه سني و اولويت نوع مراقبت هاي سالمندي ، عملکرد فيزيکي و فعاليت هاي روزمره زندگي سالمندا ن در دو گروه سني 64-60 سال و گروه سني 69-65  با هم مقايسه و آزمون شد و نتيجه  نشان داد که بين  عملکرد فيزيکي و فعاليت هاي روزمره زندگي سالمندا ن در دو گروه سني اختلاف معني داري وجود نداشت و کماکان سن سالمندي را مي توان 60 سال و بالاتر درنظر گرفت.
پيشنهاد:  انجام پژوهشي گسترده در سطح ملي براي تعيين چالش ها و مشکلات موجود در سلامت سالمندان ضروري بنظر مي رسد. 
براي کاهش تفاوت ها در سلامت سالمندان مي بايست در جهت کاهش تفاوت ها در مسائل اقتصادي و اجتماعي تلاش شود، زيرا يافته ها نشان داد که بيشترين مشکلات و محدوديت هاي جسماني و فيزيکي سالمندان به اقشار آسيب پذير اخنصاص دارد. به عبارت ديگر زنان و سالمندان کم سواد، بيکار و بي در آمد و وابسته به ديگران (از نظر مالي) و سالمنداني که در تجرد و يا تنها زندگي مي کتتد با مشکلات جسماني زيادي مواجه هستند. 
در اين راستا گسترش و استاندارد سازي مراکز نگهداري روزانه سالمندان به مظور بهبود شاخص هاي سلامت جسماني و فيزيکي سالمندان و فراهم نمودن دسترسي به روش هاي مراقبت در خانه توسط بستگان يا موسسات حمايتي، با هزينه هاي قابل قبول و همچنين امکان پذير کردن روشهاي مراقبت در منجتمع هاي مسکوني مختص سالمندان، بخصوص سالمندان مجرد و فاقد فرزند و خانواده که عليرغم استطاعت مالي، بدون هيچ حامي با مشکلات فراواني مواجه هستند، يك ضرورت بنظر مي رسد.
سازمان استفاده كننده از نتايج: نتايج حاصل از اين بررسي لزوم بازنگري  در تعيين اولويت گروه سني واولويت نوع مراقبت ها را در گروه هدف برنامه مراقبت هاي ادغام يافته سلامت سالمندان در وزارت بهداشت و درمان را مشخص خواهد کرد و لزوم يا عدم ارايه برخي مراقبتهاو خدمات تکميلي در گروههاي سني سالمندان 60 سال و بالاتر ونيز اولويت مراقبتها را در اين گروههاي سني از  سالمندان را اثبات  خواهد نمود.
 
 
تعداد صفحات: 100 صفحه                        هزینه: 5 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: بررسی رابطه پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی
بیان مسئله: پیشرفت تحصیلی و مسایل مربوط به آن یکی از دغدغه های اصلی نظام آموزش و پرورش کشورهاست، چرا که مسئولین و تصمیم گیرندگان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در سراسر دنیا توسعه و پیشرفت جامعه شان را در توسعه و پیشرفت نظام آموزشی می دانند و این توسعه و پیشرفت از طریق پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدرسه و کلاس درس عملیاتی می گردد.
با وجود این بررسی انجام شده در مورد وضعیت تحصیلی دانش آموزان در سراسر دنیا حاکی از آن است که عدم دستیابی معلمان و دانش آموزان به اهداف آموزش و پرورش (افت تحصیلی) همچنان یکی از چالشهای جدی نظام آموزشی کشورهاست. این معضل نسبتاً گسترده در سطح دنیا در ایران از وخامت بیشتری برخوردار است. به طوریکه با نگاهی گذرا به نتایج و آمار منتشر شده آموزش و پرورش در سال تحصیلی 86-1385 مشخص شد که تعداد 148016 نفر دانش آموز دروه ی ابتدایی و تعداد 31443 نفر از دانش آموز دوره راهنمایی مردود شده اند(وزارت آموزش و پرورش، 1385).
طبق نظر کارشناسان آموزش و پرورش میانگین هزینه سرانه صرف شده برای هر دانش آموز (قیمت تمام شده) در طول سال تحصیلی 4.839.929 ریال می باشد (کارشناسان بودجه استان قم، ارتباط شخصی) با یک محاسبه ساده که نتیجه ضرب مجموع مردودین دوره های ابتدایی و راهنمایی (462.419 نفر) در هزینه صرف شده برای هردانش آموز (4.839.929ریال) می باشد عدد 2.238.075.128.251بدست می آید که بیانگر میزان هزینه تلف شده به خاطر مردودی دانش آموزان در سراسرکشور به ریال است. اگر مردودین دوره متوسطه پیش دانشگاهی و مدارس خاص را به این رقم اضافه کنیم رقمی نجومی خواهد شد وعمق فاجعه بیشتر هویدا می شود. این در حالیست که در سالهای اخیر تامین بودجه لازم و مقابله با کسری بودجه از دغدغه های اصلی وزارت آموزش و پرورش است. البته علاوه بر جنبه اقتصادی ابعاد اجتماعی و فرهنگی این موضوع نیز قابل توجه است( حبیب زاده، 1389).
از عوامل زيادي در خصوص اين نارسايي آموزشي يادشده است كه مي توان به هوش هیجانی دانش آموزان اشاره کرد. مدرسه یکی از مهمترین بافت‌های یادگیری مهارت‌های هیجانی است. آموزش هیجانی می‌تواند از طریق گستره‌ای از تلاش‌ها مانند آموزش کلاسی، فعالیت‌های فوق‌برنامه، جو و شرایط حمایتی مدرسه، و درگیر کردن دانش‌آموزان، معلمان و والدین در فعالیت‌های اجتماعی صورت گیرد. در صورتی که فرآیند اجتماعی شدن و رشد مهارت‌های هیجانی در محیط اولیه خانواده مطلوب نباشد، این امکان وجود دارد تا مدارس از طریق آموزش‌های ترمیمی به جبران این کاستی‌ها بپردازند. براین اساس بسیاری از مربیان و روانشناسان نسبت به توجه و توسعه آموزش مهارت‌های اجتماعی و هیجانی در مدارس تاکید کرده‌اند (معيري، 1383: 27).
تحوّلات عظيمي كه در حوزه‌هاي هوش و هيجان رخ داده دیدگاه‌های سنّتی را زیر سؤال برده و بر ارتباط نزدیک و درهم تنیدة هوش و هیجان تأكيد نموده است. سالووي و ماير (1990)، آشكارا بر در هم‌تنيدگي هوش و هيجان تأكيد مي‌كنند. از نظر آنها «هوش هيجاني» عمدتاً به عنوان توانايي فرد در بازنگري احساسات و هيجان‌هاي خود و ديگران، تميز قایل شدن ميان هيجان‌ها و استفاده از اطلاعات هيجان‌ها در حلّ مسئله و نظم‌بخشي رفتار تعريف مي‌شود (ماير، 1383: 69).
بسیاری از پژوهشگران بر این فرض‌اند که بین هوش هیجانی و عملکرد موثر در تطابق با اقتضائات روزمره زندگی پیوند وجود دارد(دهشيري، 1383: 47). هوش هیجانی عامل موثر و تعیین‌کننده در برآیندهای زندگی واقعی مانند موفقیت در مدرسه و تحصیل، موفقیت در شغل و روابط بین شخصی و به طور کلی در کنش‌وری سلامت می‌باشد (سیاروچی و همکاران، 1385: 102)
آموزش دانش‌آموزان با هدف پيشرفت آنها در زمينه تحصيلي صورت مي‌گيرد. مطالعه عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي مسأله‌اي پيچيده است، چرا كه آن يك عنصر چنبدبعدي است،‌و به گونه‌اي بسيار ضريف به رشد جسمي، اجتماعي، شناختي و عاطفي دانش‌آموز مربوط است. بسياري از پژوهشگران قبلي بر روي تأثير توانايي‌هاي ذهني و شناختي بر پيشرفت تحصيلي تأكيد مي‌كردند. اما به مرور زمان مشخص شد كه هر چند توانايي‌هاي ذهني و شناختي تا اندازه‌اي با پيشرفت تحصيلي رابطه دارند و تا حدود زيادي پيشرفت تحصيلي را پيش‌بيني مي‌كنند، اما تنها كليد پيش‌بيني موفقيت تحصيلي نيستند. به همين دليل محققان در سال‌هاي اخير متوجّه يكسري از عوامل غيرشناختي شده‌اند كه مي‌توانند در پيشرفت تحصيلي و به طور كلي موفقيت مؤثر باشند(گلمن، 1995 و بار ـ اون، 1997). اين محققان در تبيين اهميّت عوامل غيرشناختي در موفقيت به نتايج قابل ملاحظه‌اي دست يافته‌اند و نشان داده‌اند كه چنانچه اين اندازه‌هاي غيرشناختي را براي پيش‌بيني موفقيت به اندازه‌هاي هوش‌شناختي اضافه كنيم، پيش‌بيني موفقيت به طور معناداري با احتمال بيشتري امكان‌پذير مي‌شود، تا اين كه تنها از اندازه‌هاي توانايي هوش شناختي استفاده كنيم.
در نظام تعليم و تربيت ما دانش‌آموزان با يك هدف آموزش مي‌بينند و آن موفقيت آنان در زمينة تحصيلي، شغلي و ... است، اما معيار و ملاك موفقيت چيست؟ آيا معيار، تنها يك مغز علمي موفق است؟ در گذشته جواب اين سؤال مثبت بود، اما امروزه نظريه‌هاي زياد و جديدي ارائه شده‌اند كه اين ديدگاه را نه تنها نمي‌پذيرند، بلكه به كلي رد مي‌كنند، مثل نظريه هوش چندگانة گاردنر (1983)، نظرية هوش هيجانيبارـ آن(1988؛ به نقل از آبيسمرا 2000)، ماير و سالووي (1990) و گلمن (1382). پس ما مي‌توانيم بگوييم كه موفقيت به هوش شناختي صرف بستگي ندارد، بلكه به چندين نوع هوش بستگي دارد. هوش شناختي به تنهايي معيار موفقيت فرد نيست، بلكه در تبيين موفقيت علاوه بر اين هوش به هوش اجتماعي و هيجاني نيز پرداخت.
پیشرفت تحصیلی یعنی این که؛ سطح مورد انتظار آموزشی برآورده شود و سازمان آموزش و پرورش به اهداف از پیش تعیین شده نزدیک‌تر شود. پیشرفت تحصیلی یعنی، افزایش میزان یادگیری، افزایش سطح نمرات و قبولی دانش‌آموزان در دروس و پایه تحصیلی. و در تعريفي ديگر مي‌توان گفت: چنانچه آموخته‌هاي ‌آموزشگاهي‌ فرد متناسب باتوان و استعداد بالقوة او باشد يا آموخته‌هاي ‌فرد متناسب‌ با توان و استعداد وي‌ بوده، در يادگيري‌ فاصله‌اي ‌بين ‌توان بالقوه و بالفعل ‌او نباشد، مي‌توانيم ‌بگوييم ‌كه ‌دانش‌آموز ‌به ‌پيشرفت تحصيلي ‌نائل‌ گرديده ‌است (اكبري، 1384: 47).
در بسياري ‌از ‌دانش‌آموزان ‌ناموفق ‌در تحصيل، اختلاف بين عملکرد ‌تحصيلي و ظرفيت‌ عقلاني ‌قبل ‌از‌ هرگونه‌ آسيـب‌شناسي‌رواني، عوامـل‌اجتماعي، فرهنـگي‌را منعکس‌مي‌کنـد. اين عوامل‌اساساً با توليد‌ انگيزش‌ پايين ‌براي‌ موفقيت‌تحصيلي يا امکانات محدود جهت اکتساب‌ آن، به‌کسب‌ معدلهاي ‌پايين‌ و بر خلاف‌ انتظار منجر ‌مي‌شود. هرچند ‌تحقيقات ‌زيادي ‌در ‌مورد منشاء اجتماعي، فرهنگي ‌انگيزة پايين ‌تحصيلي ‌صورت ‌نگرفته‌، ولي ‌ملاک‌ کافي ‌بر اعتقادات ‌که ارزش‌ها و اهداف ‌غير‌تحصيلي ‌توسط‌ عوامل ‌خانوادگي، مدرسه، گروه همسالان‌ و نقش‌ جنس ‌پرورده‌ مي‌شود، وجود دارد(قريشي‌راد، 1376: 16).  
هوش براساس تعریف سنتی خود مدت‌ها  به عنوان اصلی‌ترین عامل موفقیت و پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته می‌شد. بیش از یکصد سال، بهره هوشی معیاری برای سنجش هوش فردی محسوب می‌شد. آزمون بهره هوشی تنها شاخصی بود که نشان دهنده توانایی یادگیری شخص محسوب می شد روانشناسی معتقد است نمره‌های درسی، هوشبهر  یا نتایج آزمون استعداد تحصیلی(SAT) علیرغم ارزش و اعتبار آن در میان عموم، نمی‌توانند قاطعانه پیش‌بینی ‌کنند که چه کسی در زندگی موفق خواهد شد. بر این قاعده که هوشبهر پیش‌بینی‌کننده موفقیت است، استثناهای زیادی وجود دارد. در بهترین حالت هوشبهر حداکثر بیست درصد درپیش‌بینی موفقیت در زندگی سهم دارد، در حالیکه هشتاد درصد باقی مانده به نیروهای دیگر مربوط می‌شود(گلمن، 1380: 64). 
امروزه با تغییر دردیدگاه‌های نظری درخصوص عوامل تشکیل‌دهنده هوش، نمی‌توان آن را پیش‌بینی کننده موفقی برای پیشرفت تحصیلی محسوب نمود(همان، 65). طرفداران هوش هیجانی بر این باورند که برای پیش‌بینی عملکرد فردی، هوش هیجانی نسبت به هوش عمومی توان بیشتری دارد. گاردنر معتقداست یک نوع واحد و یکپارچه هوش نیست که موفقیت در زندگی را تضمین می‌کند، بلکه طیف وسیعی از هوش وجود دارد که سبب موفقیت فرد درحیطه‌های مختلف زندگی می‌شود. بنابراین دانستن این که شخصی فارغ التحصیل ممتازی است، تنها به این معنی است که او در جنبه‌هایی که با نمره سنجیده می‌شود بسیار موفق بوده است، اما درباره این که او به فراز و نشیب‌های زندگی چه واکنشی نشان می‌دهد، چیزی به ما نمی‌گوید(ثمری، 1386: 92). در نظام آموزشی ما نیز این مشکل وجود دارد که صرفا بر توانایی تحصیلی تاکید می‌شود و هوش هیجانی یعنی مجموعه‌ای از صفاتی که بی‌اندازه در سرنوشت افراد اهمیت دارند، نادیده انگاشته می‌شود چرا که توانمندی‌ها و شایستگی‌های اجتماعی و هیجانی از عوامل تعیین کننده و تاثیر گذار بر موفقیت تحصیلی محسوب می‌شوند.
طبق نظر برخی پژوهشگران عوامل تعیین‌کننده در پیشرفت تحصیلی عبارتند از: هوش، محیط خانواده، سطح سواد والدین، ارتباط بین همسالان، انگیزش، مفهوم خود و سازش روانی. پژوهشگران بر ضرورت توجه به بررسی پیش‌بینی‌کننده‌های گسترده‌تر موفقیت تحصیلی تاکید کرده‌اند بر پایه‌ی همین نیاز، عوامل اجتماعی ـ اقتصادی، روابط همسالان، و ویژگی‌های آموزشگاه‌ها بررسی و هریک به‌گونه‌ای با موفقیت تحصیلی مرتبط دانسته‌اند. ثمري و طهماسبي در طی تحقیقی در زمینه‌ی هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی به این نتیجه دست یافته‌اند که هوش عمومی فقط 50 درصد پیشرفت تحصیلی را تبیین می‌کند(ثمري و طهماسبي، 1386: 77). مطالعات انجام شده مبین نقش و اهمیت هوش هیجانی در شئون مختلف زندگی افراد اعم از تحصیل، شغل، محیط اجتماعی و سلامت روانی فرد می‌باشد.
بنابراين افرادي با داشتن هوش عمومي متوسط و هوش هيجاني بالا خيلي موفقتر از كساني هستند كه هوش عمومي بالا و هوش هيجاني پايين دارند. پس هوش هيجاني پيش‌بيني‌كننده موفقيت افراد در زندگي و نحوه برخورد مناسب با استرسها است.
در ای راستا مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که آیا بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد؟
تعداد صفحات: 45 صفحه                    هزینه: 4 هزار تومان
[1] . neuroticism /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
[ پنجشنبه چهارم مهر 1392 ] [ 19:44 ] [ اندیشه مفتون ] [ ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

عنوان: بررسی رابطه بین مهارتهای زندگی با میزان اضطراب دردانشجویان دانشگاه

چکیده : این پروژهش به منظور بررسی تاثیر مهارتهای زندگی  که دانشجو در طول دوره دانشگاهی به دست می آورد ، در میزان کاهش اضطراب آنان در دوره دانشگاهی انجام گرفت . نمونه این پژوهش از جامعه دانشجویان پیام نور میاندوآب از تعداد تقریبا 4200 نفر ، به تعداد 100 نفر ( 60 پسر و 40 دختر ) بصورت نمونه گیری تصادفی  در دسترس انتخاب شدند و هر دو پرسشنامه سنجش مهارتهای زندگی یحیی یاراحمدی و اضطراب آرون بک را در یک زمان تکمیل نمودند . برای بررسی ارتباط این متغیر ها از روش همبستگی پیرسون و آزمون معناداری استفاده شد . نتایج حاکی از آنست که بین متغیرهای مهارتهای زندگی یحیی یار احمدی و اضطراب آرون بک همبستگی

معکوس نسبتا بالا ( 70 % - = r ) و رابطه معنا داری در سطوح 5 % > P و 1 %  > P  وجود داشت . یافته های این پژوهش می تواند تایید کننده نقش افزایش مهارتهای زندگی در کاهش میزان اضطراب دانشجویان باشد .

 

فهرست مطالب

 

فصل اول

مقدمه پژوهش

بیان مساله

پاهمیت و ضرورت

اهداف

سوالات و فرضیه ها

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

 

فصل دوم : پیشینه پژوهشی

مقدمه

تعریف مهارتهای زندگی

انواع مهارتهای زندگی از نظر سازمان جهانی بهداشت

انواع مهارتهای زندگی از نظر محققان

ابعاد مهارتهای زندگی

اهداف آموزش مهارتهای زندگی

شیوه آموزش مهارتهای زندگی

تعریف اضطراب

تاریخچه اضطراب

ابعاد اضطراب

مولفه های اضطراب

انواع اضطراب از نظر روانشناسان

انواع اضطراب از نظر فروید

انواع اختلالات اضطرابی بر اساس DSM-IV-TR

عللل اضطراب

تفاوت بین ترس و اضطراب

دیدگاههای نظری درباره مفهوم اضطراب و بیماریهای روانی

 درمان اختلالات اضطرابی

ارتباط مهارتهای زندگی با متغیر های دیگر

ارتباط  اضطراب با متغیرهای دیگر

ارتباط مهارتهای زندگی با اضطراب

 

فصل سوم : روش شناسی

مقدمه

روش تحقیق

جامعه ، نمونه ، روش نمونه گیری

حجم نمونه

ابزارهای گردآوری دادها

روش اجرای پژوهش

روشهای آمار توصیفی و استنباطی

 

فصل چهارم : نتایج

نتایج

 

فصل پنجم : خلاصه و بحث در نتایج

خلاصه  وبحث در نتایج

 

پیشنهاد ها و محدودیت ها

منابع

پیوست ها

 

تعداد صفحات: 90 صفحه                               هزینه: 6 هزار تومان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان: بررسی مقایسه ای میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی در درس ریاضی

 

مقدمه :پیشرفت تحصیلی از جمله موضوعاتی است که از ابعاد تربیتی ،روان شناسی،به آن بسیار پرداخته شده است . ﻳﺎﻓﺘـﻪهـﺎي تحقیقات ﻣﺘﻌـﺪد ﻧـﺸﺎن دادﻩ اﺳــﺖ ﭘﻴــﺸﺮﻓﺖ تحصیلی ﻧــﻪ ﺗﻨــﻬﺎ از ﺳــﺎﺧﺘﺎرهاي داﻧــﺶ و ﻓﺮاﻳﻨــﺪهاي ﭘــﺮدازش اﻃﻼﻋــﺎت ﺗــﺄﺛیر ﻣــﻲﭘــﺬﻳﺮد ﺑﻠﻜــﻪ ﺑــﻪ ﻋﻮاﻣــﻞ اﻧﮕﻴﺰﺷــﻲ از جمله  ﺑﺎورهــﺎ، ﻧﮕــﺮشهــﺎ و ارزشهــﺎ ﻧﻴــﺰ ﻣﺮﺑــﻮط ﻣــﻲﺷــﻮد (ﺑــﺴﺎﻧﺖ[1]، ١٩٩٥ ،١).

اتكينسون و همكاران ( 1998 ) ، پيشرفت تحصيلي را توانايي آموخته شده يااكتسابي حاصل از درس ارائه شده يا به عبارت ديگر ، توانايي آموخته شده يا اكتسابي فرد در موضوعات آموزشگاهي مي دانند كه به وسيله آزمون هاي استاندارد شده اندازه گيري مي شود ( به نقل از سيف ، 1380)

پيشرفت تحصيلي، عبارتست از ميزان تغيير رفتار در زمينه توانايي كسب اطلاعات مربوط به محتواي كتابه اي درسي و پاسخگويي به موقع آن ها كه توسط اجراي امتحانات معلم ساخته و به وسيله معلمان سنجيده مي شود ( مصباحي ، 1374، ص 148) .

یکی از عواملی که بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نقش زيادي دارد مدت زماني كه به آموزش اختصاص داده مي شود ، به طور كلي هر چه كودك زمان مناسبتری را صرف مطالعه كند با ثابت نگه داشتن بقيه عوامل ، مطالب بيشتري فراخواهند گرفت ( ماشيني ،1375 )

 

در این راستا پژوهش حاضر به دنبال آن است که میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را در درس ریاضی در ساعت اول و  ساعت آخر  مورد مقایسه قرار دهد.

 

بيان مسأله: پیشرفت تحصیلی و مسایل مربوط به آن یکی از دغدغه های اصلی نظام آموزش و پرورش کشورهاست، چرا که مسئولین  و تصمیم گیرندگان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در سراسر دنیا توسعه و پیشرفت جامعه شان را در توسعه و پیشرفت نظام آموزشی می دانند و این توسعه و پیشرفت از طریق پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدرسه و کلاس درس عملیاتی می گردد(كريمي،( 1383.

با وجود این بررسی انجام شده در مورد وضعیت تحصیلی دانش آموزان در سراسر دنیا حاکی از آن است که عدم دستیابی معلمان و دانش آموزان به اهداف آموزش و پرورش (افت تحصیلی) همچنان یکی از چالشهای جدی نظام آموزشی کشورهاست. این معضل نسبتاً گسترده در سطح دنیا در ایران از وخامت بیشتری برخوردار است. به طوریکه با نگاهی گذرا به نتایج و آمار منتشر شده آموزش و پرورش در سال تحصیلی 86-1385 مشخص شد که تعداد 148016 نفر دانش آموز دروه ابتدایی و تعداد 31443 نفر از دانش آموز دوره راهنمایی مردود شده اند (كريمي،( 1383.

طبق نظر کارشناسان آموزش و پرورش میانگین هزینه سرانه صرف شده برای هر دانش آموز (قیمت تمام شده) در طول سال تحصیلی 4,839,929 ریال می باشد با یک محاسبه ساده که نتیجه ضرب مجموع مردودین دوره های ابتدایی و راهنمایی (462,419 نفر) در هزینه صرف شده برای هردانش آموز (4,839,929 ریال) می باشد عدد 2,238,075,128,251بدست می آید که بیانگر میزان هزینه تلف شده به خاطر مردودی دانش آموزان در سراسرکشور به ریال است. اگر مردودین دوره متوسطه پیش دانشگاهی و مدارس خاص را به این رقم اضافه کنیم رقمی نجومی خواهد شد وعمق فاجعه بیشتر هویدا می شود. این در حالیست که در سالهای اخیر تامین بودجه لازم و مقابله با کسری بودجه از دغدغه های اصلی وزارت آموزش و پرورش است. البته علاوه بر جنبه اقتصادی ابعاد اجتماعی و فرهنگی این موضوع نیز قابل توجه است( حبیب زاده، 1389: 60).

از عوامل زيادي در خصوص اين نارسايي آموزشي يادشده است كه مي توان بی توجهی به اختصاص زمان مناسب جهت ارائه این درس ، کمبود وقت برای تمرین و ممارست کلاسی دانش‌آموزان و دفتر کار آنان  و در نهایت عدم توفيق مدارس در ايجاد و تقويت روحيه ي علمي  و عدم درک صحیح دانش آموزان از درس ارائه شده اشاره كرد (كريمي،( 1383.

در میان دروس مقطع راهنمایی درس ریاضی یکی از پایه‌های بنیادین در سطح تحصیلی و از ارکان تدریس به شمار می‌آید. می‌توان گفت ریاضیات یک شیوه‌ی تفکر است که ما را به داشتن راه‌بردی در سازمان‌دهی و تجزیه و ترکیب داده‌ها مجهز می‌کند. هنری است که با نظم و سازگاری درونی توصیف می‌شود. ریاضیات را باید در سه جهت توصیف کرد: ا-یک ابزار: یعنی از دید کاربردی که ارزش و ضرورت آن روز به روز در جوامع کنونی بیش‌تر احساس می‌شود. -۲ یک زبان: یعنی وسیله‌ای برای نمایش دانش، توصیف، تجزیه و تحلیل و انتقال آن که ضرورت آن به‌خاطر گنگ و نارسا بودن زبان‌های معمولی غیر قابل انکار است. -۳ یک زمینه تربیتی: به منظور پرورش و نظم فکری و بالا بردن قدرت اندیشه و استدلال منطقی( حبیب زاده، 1389: 63).

لذا در این پژوهش این مسئله را مورد  بررسی قرار می دهیم که آیا بین میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی در درس ریاضی در زنگ اول و  زنگ آخر  تفاوت وجود دارد؟

تعداد صفحات:20 صفحه                           هزینه:2 هزار تومان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان: بررسي خلاقيت دانش آموزان با نگرشهاي فرزند پروري والدين در مدارس مقطع راهنمائي پسرانه و دخترانه استعدادهاي درخشان

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                     

فصل اول :  طرح تحقيق

مقدمه

بيان مسئله تحقيق

اهميت و ضرورت تحقيق

اهداف تحقيق

نمونه و جامعه آماري تحقيق

روشهاي آماري تحقيق

فرضيه هاي  تحقيق

تعاريف اصطلاحات و متغييرها 

فصل دوم : مباني نظري و ادبيات تحقيق

مقدمه

معنا و مفهوم خلاقيت

تعريف خلاقيت

نظريه هاي خلاقيت

تفاوت خلاقيت با نوآوري

ارتباط خلاقيت با هوش

خلاقیت و عملکرد نیمکره های مغز

ويژگيهاي شخصيتي و خصوصيات افراد خلاق

تخيل بستر خلاقيت

خلاقيت در موج سوم

خلاقيت به عنوان فرآيند

خلاقیت استعدادی برای تمام عمر

نقش ويژه مدارس در پرورش خلاقيت

تاثير متقابل معلمان شاگردان و خلاقيت

راههاي آموزش و پرورش خلاقيت

خلاقيت و مقاوت سازمانهاي آموزشي

عوامل بازدارنده خلاقيت ( كشنده هاي خلاقيت )

تاثير فرهنگ و محيط بر خلاقيت

سبكهاي فرزند پروري و خلاقيت

سلطه جويي والدين مانع بروز خلاقيت فرزندان

تنوع فرهنگي در رابطه با فرزند پروري

تحقيقات داخلي

تحقيقات خارجي

فصل سوم : روش تحقيق و جمع آوري اطلاعات

مقدمه

روش تحقيق ( روش اجراي تحقيق )

روشهاي جمع آوري اطلاعات و داده هاي تحقيق

جامعه آماري تحقيق

برآورد حجم نمونه تحقيق

متغييرهاي تحقيق

ابزارهاي اندازه گيري تحقيق ( مشخصات پرسشنامه ها )

روايي ابزارهاي اندازه گيري تحقيق

پايائي ايزارهاي اندازه گيري تحقيق

روشهاي آماري تجزيه و تحليل داده هاي تحقيق

فصل چهارم : يافته هاي تحقيق و تجزيه وتحليل داده ها

مقدمه

يافته هاي توصيفي تحقيق

يافته هاي استنباطي تحقيق

فصل پنجم : بحث ونتیجه گیری

مقدمه

نتيجه گيري تحقيق

يافته هاي تحقيق

پيشنهادات تحقيق 

محدوديت ها ، مشكلات و موانع تحقيق

فهرست منابع فارسي

فهرست منابع انگليسي

ضمائم

1-     پرسشنامه آزمون مداد کاغذی چند جوابی سنجش خلاقیت

2-     پرسشنامه ارزشیابی نگرش والدین

3-     پرسشنامه ارزشیابی میزان خلاقیت دانش آموزان توسط معلمان

 

چكيده:  هدف اساسي از انتخاب موضوع و انجام تحقيق در زمينه خلاقيت دانش آموزان و نگرشهاي فرزند پروري والدين ، دستيابي به نتايجي است كه احتمالا حاكي از ارتباط برخي از عوامل بين آنهاست . فرضيه اصلي تحقيق عبارت است از " بين نگرشهاي فرزند پروري والدين و رشد خلاقيت دانش آموزان رابطه وجود دارد ". در فرضيه هاي فرعي ، بررسي رابطه خلاقيت با جنسيت ، پايه هاي تحصيلي ، متغييرهاي دموگرافيك و... مد نظر بوده است .  براي انجام پژوهش از روش توصيفي ( پيمايشي ) استفاده شده است. نوع نگرش فرزند پروري والدين به عنوان متغيير مستقل و ميزان خلاقيت دانش آموزان به عنوان متغيير وابسته در نظر گرفته شده است . به منظور آزمون فرضيه هاي تحقيق ، اطلاعات مورد نياز از طريق اجراي دو پرسشنامه به شرح زير جمع آوري شده است.

 1- آزمون زمينه يابي مداد كاغذي چند جوابي سنجش خلاقيت

2-  پرسشنامه زمينه يابي ارزشيابي نگرش والدين

اجراي هر دو پرسشنامه به روش سرشماري انجام گرفته است . جامعه و نمونه آماري را 209 نفر پسر و 218 دختر   ( جمعا 427 نفر ) و والدين آنها تشكيل داده است. تجزيه و تحليل نتايج  و داده ها با استفاده از روشهاي آماري توصيفي و استنباطي مثل فراواني ، ميانگين ، ضريب همبستگي پيرسون ، انحراف معيار ، آزمونt  ، تحليل واريانس و... به وسيله بسته نرم افزار آماري SPSS13  صورت گرفته است . نتايج تحقيق حاكي است 6/11 % دانش آموزان خلاقيت بسيار زياد ، 2/42 % خلاقيت زياد ، 7/28 % خلاقيت كم و 5/17% خلاقيت بسيار كم  از خود نشان دادند كه 8/53% بالاتر از حد متوسط و 2/46% نيز پائين تر از حد متوسط مي باشد . اكثريت والدين (5/92% ) نيز نگرش حد متوسطي به رشد خلاقيت فرزندان دارند. از نظر شيوه هاي فرزند پروري و ميزان خلاقيت دانش آموزان رابطه آماري معني داري بدست نيامده است (20% r= ) . يعني والدين ديدگاههاي تربيتي روشن و جهت داري كه بتواند رشد قوه ابتكار و نوآوري كودكان را پشتيباني و حمايت كند نداشته و در تربيت فرزندان گرايشات شديدا محافظه كارانه اي دارند كه احتمالا مي تواند دليلي بر تقدم و اهميت موفقيت تحصيلي بر رشد خلاقيت باشد . ارتباط برخي از عوامل تشكيل دهنده خلاقيت با نگرشهاي والدين ، جنسيت دانش آموزان ، تحصيلات  و شغل والدين ، وضيت رفاهي خانواده ها و... كه مربوط به فرضيه هاي فرعي تحقيق مي باشد قابل توجه است . توزيع فراواني ميزان خلاقيت دانش آموزان نيز به ترتيب براي بسياركم ، كم ، زياد و بسيار زياد 5/17 % ،  7/28% ، 2/42% و 6/16% مي باشد. تفاوت معني داري از نظر ميزان خلاقيت دربين پايه هاي مختلف تحصيلي مشاهده نگرديد. در مقام مقايسه ، ميزان خلاقيت كلي و عوامل چهارگانه  خلاقيت (بسط ، سيالي، ابتكار و انعطاف پذيري ) دردختران بيشتر از پسران است . در مورد متغيرهاي دموگرافيك ، نتايج حاكي است : 1- خلاقيت سيالي فرزندان خانواده هاي مرفه كمتر است. 2 اكثريت پدران (5/61% ) و مادران (9/47%) دانش آموزان داراي تحصيلات عالي ليسانس و بالاتر هستند. شغل اغلب مادران را خانه داري (46% ) و معلمي ( 3/25% ) و شغل اغلب پدران را كارمندي(3/38%) و آزاد( 27%) تشكيل مي دهد . بنابراين نتايج آزمون ،  فرضيه اصلي و فرضيه فرعي 2  تحقيق را تائيد نمي كند اما فرضيه هاي فرعي1 و3 و 4 مورد تائيد هستند .

                      

 

تعداد صفحات:141 صفحه                          هزینه: 7 هزار تومان



[1] -Bassant

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

[ سه شنبه دوم مهر 1392 ] [ 22:15 ] [ اندیشه مفتون ] [ ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

عنوان: بررسی رابطه ابعاد شخصیتی و هوش هیجانی

چكيده: در اين پژوهش رابطة بين ابعاد شخصيت و هوش هيجاني در يک نمونة دانشجويي مورد بررسي قرار گرفت. هدف اصلي پژوهش حاضر مطالعة نوع رابطة ابعاد شخصيت شامل نوروزگرايي، برون گرايي، تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي با هوش هيجاني بود. چهارصد و چهل وسه دانشجو (237 دختر و 206 پسر) از رشته‏هاي مختلف دانشگاه تهران  در اين پژوهش شركت كردند. از آزمودنيها خواسته شد مقياس شخصيت NEOPI-R و مقياس هوش هيجاني را تکميل کنند. براي تحليل داده هاي پژوهش از شاخص ها و روشهاي آماري شامل فراواني، درصد، ميانگين، انحراف معيار، آزمون t، ضرايب همبستگي و تحليل رگرسيون استفاده شد. نتايج پژوهش نشان داد که بين هوش هيجاني و ابعاد برون گرايي، تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي همبستگي مثبت معني دار و بين هوش هيجاني و نوروزگرايي همبستگي منفي معني دار وجود دارد. تحليل رگرسيون داده ها نشان داد که تنها دو بعد برون گرايي و نوروز گرايي مي توانند تغييرات مربوط به هوش هيجاني را به ترتيب در جهت مثبت و منفي پيش بيني کنند. مکانيسم هاي "تنظيم عواطف"، "آمادگي براي تجربه هاي مثبت" و "آمادگي براي تجربه هاي منفي" همبستگي هاي ابعاد شخصيت و هوش هيجاني را توجيه و تبيين مي کنند.

مقدمه:مک کرا و کاستا (1987; مک کرا و جان، 1992) شخصيت را در امتداد پنج بعد يا پنج عامل اصلي شامل نوروزگرايي[1]، برونگرايي[2]، تجربه پذيري[3]، همسازي[4] و وظيفه شناسي[5] توصيف کردند. نوروزگرايي به تمايل براي تجربة اضطراب، تنش، خودخوري، خصومت، تکانشوري، کمرويي، تفکر غير منطقي، افسردگي و عزت نفس پايين اطلاق مي شود (جان، 1989؛ مک کرا و جان، 1992؛ مک کرا و کاستا، 1987). برونگرايي به تمايل براي مثبت بودن، قاطعيت، تحرک، مهرباني و اجتماعي بودن گفته مي شود (جان، 1989؛ مک کرا و جان، 1992؛ واتسون و کلارک، 1997). تجربه پذيري عبارت است از تمايل به کنجکاوي، هنرنمايي، خردورزي، انعطاف پذيري، روشنفکري و نوآوري (جان، 1989؛ مک کرا و جان، 1992؛ مک کرا و کاستا، 1987). همسازي به تمايل براي گذشت، مهرباني، سخاوتمندي، اعتماد ورزي، همدلي، فرمانبرداري، فداکاري و وفاداري اطلاق مي شود (جان، 1989؛ مک کرا و جان، 1992). وظيفه شناسي عبارت است از تمايل به سازمان دهي، کارآمدي، قابليت اعتماد، خويشتنداري، پيشرفت گرايي، منطق گرايي و تعمق (جان، 1989؛ مک کرا و جان، 1992).

هوش هيجاني[6]، به عنوان سازه اي چند بعدي (پترايدز و فارنام، 2000؛ ساکلوفسک، آستين و مينسکي، 2003)، متشکل از ظرفيت ادراک[7]، ابراز[8]، شناخت[9]، کاربرد[10]  و مديريت[11] هيجانها در خود و ديگران (سالوي و
مي ير، 1990؛ مي ير و سالوي، 1997)، با گستره اي از متغيرها و پيامدهاي مرتبط با کيفيت زندگي همبستگي دارد. اين همبستگي ها هم به جنبه هاي بين شخصي[12] هوش هيجاني، مثل کيفيت بهتر تعامل هاي اجتماعي مربوط
مي شوند و هم به جنبه هاي درون شخصي[13] هوش هيجاني، مانند همدلي، مديريت روابط و تنظيم خلق. در زمينه جنبه هاي بين شخصي هوش هيجاني، مي ير، ديپاﺋولو و سالوي (1990) توانايي افراد براي شناسايي محتواي هيجانها و کاربرد اين توانايي در همدل
(1388)ي با ديگران را مورد بررسي قرار دادند. يافته ها نشان داد که کساني که آگاهي هيجاني محدود داشتند کمتر مي توانستند با ديگران همدلي و همدردي کنند. بر اين اساس توان بازشناسي هيجانها و اهميت اين توانايي در زندگي روزمره براي بهزيستي هيجاني[14] ضروري است (مي ير و گهر، 1996). طبق نظر لين و شوارتز (1987) توانايي هيجاني از تعيين کننده هاي سلامت رواني محسوب مي شود  و اختلال هيجاني، متقابلاً درشگل گيري اختلالات رواني و اختلالات شخصيت نقش تعيين کننده دارد. مطالعات مربوط به پيگيري درمان کساني که از مشکلات مربوط به عملکرد هيجاني ضعيف رنج مي برند نيز نشان داده است که درمان دراز مدت متمرکز بر هشياري عاطفي مي تواند خود نظم دهي هيجاني را در آنها تسهيل کند (مونسن، اودلند، فاگلي، داي و ايلرتسن، 1995).

پژوهش هاي انجام شده در زمينة رابطة پنج عامل اصلي شخصيت و هوش هيجاني به طور کلي همبستگي هاي معني دار بزرگ با برونگرايي و نوروزگرايي نشان داده اند و همبستگي هاي به دست آمده با تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي کوچکتر بوده اند (پترايدز و فارنام، 2001; دادا و هارت، 2000; ساکلوفسک، آستين و مينسکي، 2003; شاته و همکاران، 1998). همبستگي هاي به دست آمده، مخصوصآ در رابطة بين برونگرايي و نوروزگرايي با هوش هيجاني، دور از انتظار نيست زيرا همبستگي اين دو بعد شخصيتي به ترتيب با تنظيم خلق مثبت و خلق منفي شناخته شده است (آستين، ساکلوفسک و آگن، 2005; پترايدز و فارنام، 2001؛ دادا و هارت، 2000؛ دانير و لوکاس، 1999؛ راستينگ و لارسن، 1997؛ ساکلوفسک، آستين و مينسکي، 2003؛ شاته و همکاران، 1998؛ لارسن وکتلار، 1989، 1991؛ واتسون، 2000) و تنطيم خلق يکي از مولفه هاي اصلي هوش هيجاني است (بارون، 1997). پرسش مربوط به تمايز يا عدم تمايز صفت هوش هيجاني و صفات شخصيت نيز از طريق تاييد اعتبار اضافي[15] صفت هوش هيجاني در پيش بيني رضايت از زندگي، تنهايي و آمادگي براي افسردگي تا حدودي پاسخ داده شده است (پالمر ، دونالدسون و استاف، 2002; ساکلوفسک، آستين و مينسکي، 2003). پژوهش ها همچنين شواهدي در تاييد اعتبار تفکيکي[16] صفت هوش هيجاني نسبت به عوامل تعيين شده در زير مقياس هاي پرسشنامة شخصيتي آيسنک و مقياس شخصيتي پنج عاملي ارايه کرده اند (آستين، ساکلوفسک و آگن، 2005; پترايدز و فارنام، 2001). بر اساس يافته هاي فعلي در زمينة رابطة دو متغير شخصيت و هوش هيجاني، مخصوصآ وقتي هوش هيجاني نيز به عنوان يک صفت مورد بررسي قرار گيرد، فرض اين که کداميک از اين دو عامل نقش تعيين کننده دارند دشوار است در اين پژوهش، با استناد به نظرية مي ير و سالوي (1997) که در مورد هوش هيجاني بر مهارتهايي تاکيد دارند که از طريق يادگيري و تجربه کسب مي شوند و با فرض درهم تنيدگي و همسويي صفات و مهارتهاي سازندة هوش هيجاني، دو موضوع زير بررسي مي شوند: 1) سنجش رابطة همبستگي بين ابعاد شخصيت و هوش هيجاني; 2) ميزان پيش بيني پذيري هوش هيجاني از طريق ابعاد شخصيت، با اين هدف که مشخص شود ابعاد شخصيت چگونه و به چه ميزان مي توانند تغييرات مربوط به هوش هيجاني را پيش بيني کنند.

 

با توجه به روابط و همبستگي هاي فوق الذکر، مي توان بين ابعاد برون گرايي، تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي با هوش هيجاني همبستگي مثبت و بين نوروزگرايي و هوش هيجاني همبستگي منفي پيش بيني کرد. در رابطه با موضوع پيش بيني پذيري هوش هيجاني از طريق ابعاد شخصيت، با توجه به يافته هاي پژوهشي موجود پيش بيني مي شود که دو عامل شخصيتي برون گرايي و نوروز گرايي به ترتيب به صورت مثبت و منفي بتوانند تغييرات مربوط به هوش هيجاني را پيش بيني کنند. در مورد اين پيش بيني پذيري از طريق عوامل تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي به ناچار بايد به اين سوال بسنده کرد: آيا عوامل شخصيتي تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي ميتوانند به صورت معني دار تغييرات مربوط به هوش هيجاني را پيش بيني کنند؟

 

تعداد صفحات:27 صفحه                           هزینه: 2 هزار تومان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان: بررسی رابطه سبک تفکر مدیران با سلامت سازمانی مدارس

بیان مسئله: آموزش و پرورش به عنــــوان اساس و زيربناي توسعه فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي هر جامعه است، امروزه در اغلب كشورها آموزش و پرورش صنعت رشد قلمداد مي شود و پس از امور دفاعي بيشترين بودجه دولتي را به خود اختصاص مي دهد. از آنجايي كه بخش قابل توجهي از آموزش و پرورش در مدارس صورت مي گيرد مدارس به عنوان يك نظام اجتماعي حساس و مهم، از جايگاه خاصي برخوردارند. مدارس در صورتي خواهند توانست وظيفه خطيري را كه به دوش آنهاست به نحواحسن انجام دهند كه سازمانهاي سالم و پويايي باشند.

به نظرمايلز سلامت سازماني عبارت است از دوام و بقاي سازمان در محيط خود و سازگاري با آن و ارتقا و گسترش توانايي خود براي سازگاري بيشتر. ازنظر لايدن و كلينگل سلامت سازماني يك مفهوم تقريباً تازه اي است و شامل توانايي سازمان براي انجام وظايف خود به طور موثر و رشد و بهبود سازمان مي گردد. يك سازمان سالم جايي است كه افراد مي خواهند در آنجا بمانند و كار كنند و خود افرادي سودمند و موثر باشند.بنابراين، مدارس سالم موجبات انگيزش و علاقه مندي به كار را در معلمان به وجود آورده و از اين طريق اثربخشي خود را بالا مي برند.ازطرفي ديگر، جو سازماني سالم و حمايتگر باعث اعتماد بيشتر افراد و روحيه بالاي آنان و بالطبع باعث افزايش كارايي معلمان مي شود كه افزايش كارايي معلمان به نوبه خود عامل مهمي در افزايش اثربخشي مدرسه محسوب ميشود.

مطلب ديگري كه در كنار مفهوم سلامت سازماني توجه به آن حائزاهميت است نقش مديريت به عنوان عامل اصلي ايجاد و ارتقاي سطح سلامت در سازمان است. در مدارس مديران وظايفي دارند كه براي انجام آن بايستي نقشهاي سازماني و روابط بين فردي و اهداف مدرسه را به طور روشن بفهمند و درجهت تامين نيازهاي اعضاي مدرسه و ارباب رجوع تلاش كنند و سازمان مدرسه را قادر به برخورد موفقيت آميز با نيروهاي داخلي و خارجي كرده تا بتواند نيروهاي مخرب را نيز درجهت هدف اصلي سازمان هدايت كرده و با تامين اهداف مدرسه، سودمندي و ادامه حيات آن را تضمين كنند.

سلامت سازماني از جمله سازه هايي است كه از عوامل بسياري تاثير مي پذيرد و در بسياري از عوامل موءثر است كه مي تواند در دستيابي به اهداف سازمان موءثر واقع شود كه منجر به اثر بخشي سازمان گرديده است سلامت سازماني به مجموعه اي از خصايص سازماني نسبتاً پر دوام اطلاق مي گردد. يك سازمان سالم نه فقط در محيط خود پايدار مي ماند بلكه در درازمدت نيز قادر است به اندازه كافي با محيط خود سازگار شده، تواناييهاي لازم را براي بقاي خود ايجاد نموده و آن را گسترش دهد. پترز و واترمن(1998)

مطرح مي كنند كه سازمان هاي اثر بخش و سازمان هايي كه داراي عملكرد مطلوبي مي باشند ، داراي سلامت سازماني بوده كه تناسب محتواي آموزشي با شرايط محيطي سازمان از اصول آن است و معتقدند كه چنانچه سلامت سازماني حاكم باشد ، مي تواند كيفيت سازمان را افزايش داده و عملكرد مطلوبي را به نمايش بگذارد(الواني و دانايي فرد،1381).در تحقيقي كه رستخيز و پايدار در سال 1385 تحت عنوان سبك تفكر و كارآفريني مديران با سلامت سازماني دبيرستانهاي تهران انجام داد به اين نتيجه رسيده كه بين اين دو متغير رابطه وجود دارد.در يافته هاي شافل ميخائيل (2004) در تحقيقي تحت عنوان رابطه بين سلامت سازماني و موفقيت دانش آموزان مدارس ابتدايي (اينديانا) حاكي از آن است كه بين زبان انگليسي و رياضيات با سلامت سازماني و موفقيت دانش آموزان رابطه وجود دارد.در تحقيق انگلود و هوي و همكاران (1996) تحت عنوان ابعاد سلامت سازماني و ويژگي مدارس اثر بخش به اين نتيجه رسيده اند كه رابطه معني داري بين جو سازماني و سلامت سازماني و پيشرفت تحصيلي همبستگي مثبت وجود دارد.

سبك هاي تفكر يكي از موضوعات مهمي است كه در دهه هاي گذشته در قلمرو معرفت شناسي علوم انساني مورد توجه قرار گرفته و با توجه به آن مي توان رفتارها و نحوه نگرش افراد از جمله مديران را در مورد مسايل گوناگون مورد بحث قرار داد.(توانگر،1384).

اصطلاح سبك از اواسط دهه 1990 وارد قلمرو مديريت آموزشي گرديد (ويتكين 1998) رايرت استرانبرگ(1994) شيوه هاي متفاوت افراد در پردازش اطلاعات را به عنوان "سبك هاي تفكر" نامگذاري كرده است. مطالعه و تحقيق در حيطه سبك هاي تفكر براي مجريان و مديران و معلمان هر سازماني سودمند است .استرانبرگ و گريگورنگو در سال (1995) رابطه بين سبك هاي تفكر دانش آموزان و معلمان را مورد بررسي قرار دادند و همچنين (گريگورنگو و استرانبرگ) در سال 1997 نقش سبك هاي تفكر را بر عملكرد تحصيلي دانش آموزان تيز هوش مورد مطالعه قرار دادند.

همچنين مطالعات ديگري چون (مهرجويي(1387)،مشكات (1387)و امامي پور،(1381) بر رابطه اين سبك ها با ابعاد ديگري چون تغيير و نوآوري در كاركنان و دانش آموزان توجه كرده اند.بهرحال مسئولان با شناخت و آگاهي از سبك هاي تفكر و تاثير گذاري آن بر رفتار و فعاليت هاي تحصيلي به ضرورت اقدامات پشتيباني كننده لازم در اين زمينه واقف مي شوند و با ايجاد امكانات مناسب با سبك تفكر هر شخص ، زمينه را براي پيشرفت افراد مهيا مي سازد.(توانگر،84).

آنچه در زندگي ما اتفاق مي افتد به چگونگي تفكر ما مربوط مي شود . تفكر منشاء رفتار است و چون تغيير اجتناب پذير است، نوع برخورد با مقوله تغيير در افراد متفاوت بوده و به عوامل مختلفي بستگي دارد. از آنجا كه عمل بدون تفكر مفهومي ندارد .

 

مفهوم سلامت سازماني به ما اجازه مي دهد تصوير بزرگي از سلامت سازمان داشته باشيم. در سازمانهاي سالم كــــارمندان متعهد و وظيفه شناس هستند، روحيه و عملكرد بالايي دارند، كانال هاي ارتباطي باز و سودمند هستند، و سازمان سالم جايي است كه افراد دوست دارند به محل كارشان بيايند و به اينكه در اين محل كار كنند، افتخار مي كنند. اگر به سازمان سالم به عنوان سيستم نگاه كنيم درچنين حالتي سلامت سازماني را نه در بهداشت و سلامت جسماني و رواني كاركنان به صورت فردي و گروهي، بلكه در موجوديت و بقاي خود سازمان جستجو مي كنيم.بنابر مطالب ارائه شده در اين مقاله و نتايج به دست آمده از پژوهشهاي مربوطه، مديران (بويژه مديران آموزشي) مي بايست موارد زير را مدنظر قرار دهند: تخصص و كارايي نيروهاي سطوح فني و اداري عامل بسيار مهمي در رشد و بهبود مستمر سازمان و بقاي آن است. وقتي اين نيروها از قبيل معلمان و كاركنان عملكرد مطلوبي داشته باشند درحقيقت به اثربخشي سيستم مدرسه كمك كرده و نقش خود را به عنوان خرده سيستم جامعه اجرا كرده اند و در اين صورت سطح اداري مي تواند در جذب منابع و تسهيلات براي ادامه فعاليت سيستم موفق باشد. اثربخشي مدرسه باعث خواهدشد نهادي در تعيين اهداف، فلسفه، ارزشها، قوانين، معيارها و كنترل فراگردهاي آموزشي و پرورشي و... اعضاي مدرسه را مشاركت دهد. و اين مشاركت مزاياي بسياري از قبيل بهبود مستمر كارايي فردي و سازماني، امنيت شغلي و رواني، رضايت كارنان و ارباب رجوع، افزايش انگيزش، شناخته شدن استعدادها و فراهم ساختن زمينه شكوفايي آنها، ترويج روحيه تفكر علمي و نوآوري، ترويج روحيه همكاري، همياري و هم افزايي، فراهم شدن زمينه انتقادات و پيشنهادات سازنده، تسريع و تصريح فرايند تصميم گيري در سازمان و... خواهدشد كه مجموع آنها باعث افزايش اثربخشي و سلامت سازماني مدرسه مي شود. در مدارس داراي جو سالم، باز، و پويا روحيه معلمان و كاركنان و درجه اعتمادشان به مدير و همكاران و ميزان تعهد سازماني بالاست. پس بايد توجه داشت كه ايجاد جوي باز و سازنده از وظايف اساسي مدير است زيرا چنين جوي ارتباط بالايي با معيارهاي اثربخشي سازمان دارد.

 مدارس سالم، خواهان مديراني با نفوذ هستند، مديران اين مدارس لازم است با ويژگيهاي سازمان سالم آشنايي كامل داشته باشند و خود افرادي متخصص و رهبر در زمينه كاريشان باشند، رهبر بودن مدير سبب ايجاد روحيه علمي، وظيفه شناسي و بالارفتن بهداشت رواني اعضاي مدرسه شده، كارايي فردي و گروهي معلمان را افزايش مي دهد. درنهايت پيشنهاد مي شود كه:1 - با استفاده از استادان دانشگاه و صاحبنظران، در زمينه مفهوم و اهميت سلامت سازماني كلاسهاي آموزش ضمن خدمت براي مديران تدارك ديده شود؛

2 - مديران مدارس به وضعيت بهداشت رواني و جسمي، امنيت شغلي، روحيه، مشاركت، تخصص فني، انگيزش و... معلمان توجه بيشتري كنند و اقدامات لازم را درجهت افزايش و بهبود اين موارد انجام دهند؛

3 - مديران مي توانند جهت آگاهي از سلامت سازماني مدرسه و رابطه آن با متغيرهاي مربوط به اثربخشي سيستم مدرسه با استفاده از ابزار سنجش سلامت سازماني و ابزار مربوط به هريك از متغيرهاي اثربخشي تحقيق كنند و اقدامات لازم را درجهت بهبود اثربخشي مدرسه انجام دهند. 4- در گزينش مديران، بايد مهارتهاي فني، انساني و ادراكي آنها را ارزيابي كرد و آموزشهاي لازم را به آنها ارائه داد؛5 - مديران مدارس بايد با استفاده از مشاركت دادن اعضاي مدرسه در تصميم گيري و حل تعارضات، ايجاد نظام پيشنهادات، كمك به تامين نيازهـــاي جسمي و رواني، برگزاري دوره هاي آموزشي لازم، شايسته سالاري، ايجاد روحيه خلاقيت و نوآوري، روزآمدي و استفاده از مشاوران و صاحبنظران باعث ايجاد جو باز و سازنده شوند تا بتوانند سلامت سازماني مدرسه را تضمين كنند.

 بايد ديد سبك هاي مختلف آن چه رابطه اي با سلامت سازماني مدارس دارد؟ از اين رو با در نظر گرفتن ملاحظات فوق اين تحقيق بدنبال پاسخ به اين سوال خواهد بود كه چه رابطه اي بين سبك تفكر مديران و سلامت سازماني مدارس متوسطه شرق استان تهران وجود دارد؟

تعداد صفحات:20 صفحه                         هزینه: 3هزار تومان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان: رابطه نگرش نسبت به رشته تحصیلی و پیشرفت تحصیلی

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                        

چکیده                                                                        

فصل اول:  طرح تحقیق

 مقدمه                                                          

بیان مسأله                                                              

اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق                       

اهداف تحقیق                                                     

فرضیه ها                                                              

تعریف مفاهیم                                                     

تعاریف نظری                                                    

تعاریف عملیاتی                                               

فصل دوم: پیشینه تحقیق

نگرش                                                               

نگرش ها و عناصر آن                                  

نگرش در حیطه تحصیلی                                     

پیشرفت تحصیلی                                                  

مبانی نظری                                                       

 

فهرست مطالب

عنوان                                                    

گانیه 19

بلوم                                            

عوامل مهم تأثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی                   

عوامل موثر بر نگرش                                       

تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور .......................................

تحقیقات خارجی                                           

تحقیقات داخلی                                             

خلاصه

فصل سوم: روش تحقیق 

روش تحقیق                                                  

طرح تحقیق                                                  

جامعه آماری                                                 

نمونه                                                              

روش نمونه گیری                                         

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                             

روش جمع آوری اطلاعات

پایایی و روایی ابزار سنجش                                    

روش تجزیه و تحلیل داده ها

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق

الف) توصیف داده ها                                                   

ب) تحلیل داده ها                                                

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهاد

مقدمه                                                                        

نتیجه گیری از فرضیه اول                                         

نتیجه گیری از فرضیه دوم                                             

نتیجه گیری از فرضیه سوم                                                 

نتیجه گیری از فرضیه اصلی                                                    

نتیجه گیری کلی                                                              

محدودیت های پژوهش                                                

پیشنهاد های پژوهش                                                  

فهرست منابع                                                                   

چکیدۀ انگلیسی                                                                       

                                                                                                                                


چکیده:هدف کلی پژوهش حاضر بررسي رابطه ي بین نگرش به رشته تحصیلی و پيشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر رشته هاي علوم تجربي و كارودانش ناحيه يك اراك در سال تحصیلی 90-1389 بود. حجم نمونه 500 نفر از دانش آموزان دختر رشته علوم تجربی و کار و دانش برآورد گرديد و به شيوه نمونه گيري چند مرحله اي خوشه اي انتخاب شد. از ابزار، پرسشنامه محقق ساخته جهت سنجش نگرش تحصیلی استفاده شد. پايايي ابزار ها با استفاده از روش آلفاي كرونباخ 0.88بدست آمد.  نتايج به دست آمده از تحقیق، حاكي از وجود رابطه ي معني داري بين نگرش نسبت به رشته تحصيلي و پيشرفت تحصيلي در بین دانش آموزان دختر رشته كار و دانش و علوم تجربي ناحيه يك اراك مي باشد. همچنین بين نگرش نسبت به رشته تحصيلي دانش آموزان دختر رشته كار و دانش و علوم تجربي ناحيه يك اراك تفاوت معني دار وجود دارد

تعداد صفحات: 70 صفحه                                            هزینه: 5 هزار تومان

 




/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

[ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 ] [ 7:9 ] [ اندیشه مفتون ] [ ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

پرسشنامه سازگاری راتر

پرسشنامه هوش هیجانی شات و همکاران

پرسشنامه رضایت زناشویی انریج

پرسشنامه رفتار خوردن داچ

پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر

 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

[ شنبه سی ام شهریور 1392 ] [ 21:17 ] [ اندیشه مفتون ] [ ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

عنوان: ویژگی های شخصیت و سازگاری اجتماعی

طرح مسئله:اجتماعي شدن يك فرايند دو جانبه ي ارتباطي ميان فرد و جامعه است . به همين دليل جرياني پيچيده بشمار مي آيد كه ابعاد و جوانب گوناگوني دارد. كسب مهارت هاي اجتماعي ، چگونگي برقراري ارتباط با ساير افراد و سازگاري اجتماعي از جمله اين ابعاد هستند. (اکبر زاده، 1389).

گرين و پاركر (1999) با مروري بر ادبيات پژوهش دريافتند كه كليه پژوهشهايي كه از نظر روش شناختي مناسب بودند ، به طور معناداري اثر شخصیت والدین بر عملكردهاي روان شناختي فرزندان ، سازگاري شخصي و اجتماعي آنان را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. بطوري كه مهمترين مشكلات روانشناختي و سازگاري فرزندان ناتني از مشكلات مالي و اقتصادي ، اضطراب بالا و سطوح پايين تعامل والد – كودك است. (مولوی، 1387: 42).

بر اين اساس اعتقاد بر اين است كه شخصیت والدین در فرزندان مي تواند سازگاري اجتماعي آنان را تحت تاثير قرار دهد .

اگر چه موضوع سازگاري انسان با محيط اجتماعي ،اقتصادي و فرهنگي جديد از زمانهاي بسيار دور مد نظر دانشمندان مختلفي بوده است، ولي آنچه كه اين موضوع را مشكل و مبهم نموده است، عدم شناخت كامل عوامل متعدد دخيل در اين فرايند رفتاريست كه بايد با تحقيقات جامع و گسترده كسب گردد.( مولوی ، 1387: 21).

عدم شناخت عوامل دخيل در فرآيند سازگاري انسانها با محيط و وجود موانع و مشكلات بر سر راه سازگاري افراد و تاثیرات آن در محيط تا حدي ضرورت و اهميت تحقيقات جامع و گسترده پيرامون سازگاري انسانها را با محيط جديد آشكار ساخته است. (اکبر زاده، 1389).

خانواده و نهادهای اجتماعی دیگر مانند مدرسه، مهمترین عامل اجتماعی شدن به شمار می آیند كه در قالب ارزش ها و هنجارهای اجتماعی بررسی می شوند(اکبر زاده، 1389).

ما در دنیای پیچیده و دشواری زندگی می کنیم و لازم است برای موفقیت و پیشرفت در این دنیاو مقابله مؤثر با بسیاری از مشكلاتی كه رو در روی ما قرار می گیرند، مجموعه ای از مهارت های اجتماعی را به دست آوریم.(اکبرزاده، 1383: 2).

یکی از اهداف عمده از تربیت فرزندان ، نیل به سازگاری اجتماعی و برقراری رابطه مفید و مؤثر با دیگران و پذیرش مسئولیت اجتماعی است؛ بنابراین آموزش مهار تهای اجتماعی که چنین كودكانی به آن ها نیاز دارند، ضرورت دارد. یكی از ویژگی های مهار تهای اجتماعی اكتسابی بودن آنهاست و در حال حاضر بسیاری از محققان اتفاق نظر دارند كه بیش تر رفتارهای اجتماعی آموختنی هستند، زیرا كودكانی كه در محیط های نامناسب بزرگ شده اند، از لحاظ اجتماعی رفتارهای نامطلوب دارند. (اکبرزاده، 1383: 2).

در اين پژوهش ، تحقيق پيرامون سازگاري اجتماعی کودکان و تاثیر ویژگی های شخصیتی والدین بر آن  مورد بررسی قرار می گیرد و مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که آیا ویژگی های شخصیتی والدین بر سازگاری اجتماعی کودکان تاثیر دارد یا خیر؟

تعداد صفحات:99 صفحه                       هزینه: 5 هزار تومان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان:بررسی رابطه بین هوش و اعتماد

بیان مسئله:هوش هيجاني[1]، به عنوان سازه اي چند بعدي (پترايدز و فارنام، 2000؛ ساکلوفسک، آستين و مينسکي، 2003)، متشکل از ظرفيت ادراک[2]، ابراز[3]، شناخت[4]، کاربرد[5]  و مديريت[6] هيجانها در خود و ديگران (سالوي و
مي ير، 1990؛ مي ير و سالوي، 1997)، با گستره اي از متغيرها و پيامدهاي مرتبط با کيفيت زندگي همبستگي دارد. اين همبستگي ها هم به جنبه هاي بين شخصي[7] هوش هيجاني، مثل کيفيت بهتر تعامل هاي اجتماعي مربوط
مي شوند و هم به جنبه هاي درون شخصي[8] هوش هيجاني، مانند همدلي، مديريت روابط و تنظيم خلق. در زمينه جنبه هاي بين شخصي هوش هيجاني، مي ير، ديپاﺋولو و سالوي (1990) توانايي افراد براي شناسايي محتواي هيجانها و کاربرد اين توانايي در همدل(1388)ي با ديگران را مورد بررسي قرار دادند. يافته ها نشان داد که کساني که آگاهي هيجاني محدود داشتند کمتر مي توانستند با ديگران همدلي و همدردي کنند. بر اين اساس توان بازشناسي هيجانها و اهميت اين توانايي در زندگي روزمره براي بهزيستي هيجاني[9] ضروري است (مي ير و گهر، 1996). طبق نظر لين و شوارتز (1987) توانايي هيجاني از تعيين کننده هاي سلامت رواني محسوب مي شود  و اختلال هيجاني، متقابلاً درشگل گيري اختلالات رواني و اختلالات شخصيت نقش تعيين کننده دارد. مطالعات مربوط به پيگيري درمان کساني که از مشکلات مربوط به عملکرد هيجاني ضعيف رنج مي برند نيز نشان داده است که درمان دراز مدت متمرکز بر هشياري عاطفي مي تواند خود نظم دهي هيجاني را در آنها تسهيل کند (مونسن، اودلند، فاگلي، داي و ايلرتسن، 1995).

 

 

به طور خلاصه شواهد تحقیقاتی حاکی از ارتباط مثبت و معنادار هوش هیجانی با شاخصهای مختلف سازش یافتگی اجتماعی، نظیر رفتار مناسب اجتماعی در کودکان (روبین، 1999)، همدلی افراد با یکدیگر و گشودگی در برابر احساسات، عدم تعامل منفی با دوستان،  برقراری ارتباط مثبت با دیگران و رضایت از این ارتباط، گرم بودن و احساس همدردی با دیگران، پذیرش دیدگاه همدلانه و توانایی خود نظارت گری در موقعیتهای اجتماعی، خبر می دهد. با آنکه هوش هیجانی می تواند چارچوب مناسبی برای بررسی سازش یافتگی اجتماعی و عاطفی افراد در تعاملهای بین فردی آنان محسوب شود، و در ایجاد و ادامه روابط بین فردی و کیفیت آن نقش داشته باشد، اما پژوهشهای اندکی  به طور تجربی رابطه بین هوش هیجانی و اعتماد به نفس را مورد کنکاش قرار داده است.

در این رابطه می توان گفت روان شناسان و جامعه شناسان ،اعتماد به نفس  مثبت رابه عنوان هسته مرکزی سازگاری اجتماعی تلقی می کنند که این دیدگاه ریشه ای تاریخی و عمیق دارد یافته های تجربی جدید ارتباط بین اعتماد به نفس  مثبت رابا عملکرد موثر ومطلوب اثبات نموده اند.مساله اعتماد به نفس  و مقوله خود ارزشمندی از اساسی ترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت کودکان ونوجوانان است. برخورداری از اراده واعتماد به نفس  قوی ،قدرتمند تصمیم گیری وابتکار،خلاقیت ونوآوری ،سلامت فکر و بهداشت روانی رابطه مستقیمی با میزان وچگونگی اعتماد به نفس  و احساس خود ارزشمندی فرد دارد. امروزه اصلاح ودرمان بسیاری از اختلالات شخصیتی ورفتاری کودکان ونوجوانان نظیر کمرویی،لجبازی ،پرخاشگری وتنبلی و کندرویی به عنوان اولین یا مهمترین گام برای ارزیابی وپرورش احساس اعتماد به نفس ،تقویت اعتماد به نفس ،مهارتهای فردی و اجتماعی آنان می پردازند. برای اینکه کودکان بتوانند از حداکثر ظر فیت ذهنی وتوانمندی های بالقوه خود بهرمند شوند،می بایست از نگرشی مثبت به خود و محیط اطراف وانگیزه ای غنی برای تلاش برخوردار باشند. به طور کلی با توجه به تحقیقات انجام گرفته شده جامعه ای که افراد آن از احساس خود ارزشمندی برخوردار باشند در مقابل انواع مشکلات ومسائل زندگی ،فشارهای روانی ، مقاوم وپایدار خواهند بود برخورداری از احساس  خود ارزشمندی و اعتماد به نفس  به مثابه یک سرمایه وارزش حیاتی است واز جمله عوامل عمده در شکوفایی استعدادها وخلاقیت است. واقعیتهای وجود دراد که اجتناب ازآنها امکان پذیر نیست .

تعداد صفحات: 95 صفحه                         هزینه:5 هزار تومان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

[ شنبه سی ام شهریور 1392 ] [ 20:51 ] [ اندیشه مفتون ] [ ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

عنوان: بررسی مقایسه ای میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی در درس ریاضی در زنگ اول و  زنگ آخر  در سال تحصیلی 90-91

مقدمه :پیشرفت تحصیلی از جمله موضوعاتی است که از ابعاد تربیتی ،روان شناسی،به آن بسیار پرداخته شده است . ﻳﺎﻓﺘـﻪهـﺎي تحقیقات ﻣﺘﻌـﺪد ﻧـﺸﺎن دادﻩ اﺳــﺖ ﭘﻴــﺸﺮﻓﺖ تحصیلی ﻧــﻪ ﺗﻨــﻬﺎ از ﺳــﺎﺧﺘﺎرهاي داﻧــﺶ و ﻓﺮاﻳﻨــﺪهاي ﭘــﺮدازش اﻃﻼﻋــﺎت ﺗــﺄﺛ ﻣــﻲﭘــﺬﻳﺮد ﺑﻠﻜــﻪ ﺑــﻪ ﻋﻮاﻣــﻞ اﻧﮕﻴﺰﺷــﻲ از جمله  ﺑﺎورهــﺎ، ﻧﮕــﺮشهــﺎ و ارزشهــﺎ ﻧﻴــﺰ ﻣﺮﺑــﻮط ﻣــﻲﺷــﻮد (ﺑــﺴﺎﻧﺖ[1]، ١٩٩٥ ،١).

همانطور که از عنوان پژوهش حاضر بر می آید محقق در صدد آن است که میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را در درس ریاضی در زنگ اول و  زنگ آخر  مورد مقایسه قرار دهد.

یکی از اهداف مهم درس ریاضی ایجاد توانایی‌های ذهنی و نظم فکری دانش‌آموزان است پس منظور اصلی آموزش ریاضی عبارت است از توسعه‌ی قدرت درک و فهم استدلال، پرورش تفکر عقلی و به‌وجود آوردن روش استدلال و تفکر منطقی و ایجاد آفرینش‌های فکری و خلاقیت‌پروری از دیگر اهداف آموزش ریاضی در فراگیران به حساب می‌آید. از اینرو پیشرفت تحصیلی در این درس در زندگی تحصیلی، شخصی و شغلی دانش آموزان  می تواند موثر باشد.

بيان مسأله: پیشرفت تحصیلی و مسایل مربوط به آن یکی از دغدغه های اصلی نظام آموزش و پرورش کشورهاست، چرا که مسئولین  و تصمیم گیرندگان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در سراسر دنیا توسعه و پیشرفت جامعه شان را در توسعه و پیشرفت نظام آموزشی می دانند و این توسعه و پیشرفت از طریق پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدرسه و کلاس درس عملیاتی می گردد.

با وجود این بررسی انجام شده در مورد وضعیت تحصیلی دانش آموزان در سراسر دنیا حاکی از آن است که عدم دستیابی معلمان و دانش آموزان به اهداف آموزش و پرورش (افت تحصیلی) همچنان یکی از چالشهای جدی نظام آموزشی کشورهاست. این معضل نسبتاً گسترده در سطح دنیا در ایران از وخامت بیشتری برخوردار است. به طوریکه با نگاهی گذرا به نتایج و آمار منتشر شده آموزش و پرورش در سال تحصیلی 86-1385 مشخص شد که تعداد 148016 نفر دانش آموز دروه ابتدایی و تعداد 31443 نفر از دانش آموز دوره راهنمایی مردود شده اند(وزارت آموزش و پرورش، 1385).

طبق نظر کارشناسان آموزش و پرورش میانگین هزینه سرانه صرف شده برای هر دانش آموز (قیمت تمام شده) در طول سال تحصیلی 4,839,929 ریال می باشد (کارشناسان بودجه استان قم، ارتباط شخصی) با یک محاسبه ساده که نتیجه ضرب مجموع مردودین دوره های ابتدایی و راهنمایی (462,419 نفر) در هزینه صرف شده برای هردانش آموز (4,839,929 ریال) می باشد عدد 2,238,075,128,251بدست می آید که بیانگر میزان هزینه تلف شده به خاطر مردودی دانش آموزان در سراسرکشور به ریال است. اگر مردودین دوره متوسطه پیش دانشگاهی و مدارس خاص را به این رقم اضافه کنیم رقمی نجومی خواهد شد وعمق فاجعه بیشتر هویدا می شود. این در حالیست که در سالهای اخیر تامین بودجه لازم و مقابله با کسری بودجه از دغدغه های اصلی وزارت آموزش و پرورش است. البته علاوه بر جنبه اقتصادی ابعاد اجتماعی و فرهنگی این موضوع نیز قابل توجه است( حبیب زاده، 1389: 60).

از عوامل زيادي در خصوص اين نارسايي آموزشي يادشده است كه مي توان بی توجهی به اختصاص زمان مناسب جهت ارائه این درس ، کمبود وقت برای تمرین و ممارست کلاسی دانش‌آموزان و دفتر کار آنان  و در نهایت عدم توفيق مدارس در ايجاد و تقويت روحيه ي علمي  و عدم درک صحیح دانش آموزان از درس ارائه شده اشاره كرد (كريمي،( 1383.

در میان دروس مقطع راهنمایی درس ریاضی یکی از پایه‌های بنیادین در سطح تحصیلی و از ارکان تدریس به شمار می‌آید. می‌توان گفت ریاضیات یک شیوه‌ی تفکر است که ما را به داشتن راه‌بردی در سازمان‌دهی و تجزیه و ترکیب داده‌ها مجهز می‌کند. هنری است که با نظم و سازگاری درونی توصیف می‌شود. ریاضیات را باید در سه جهت توصیف کرد: ا-یک ابزار: یعنی از دید کاربردی که ارزش و ضرورت آن روز به روز در جوامع کنونی بیش‌تر احساس می‌شود. -۲ یک زبان: یعنی وسیله‌ای برای نمایش دانش، توصیف، تجزیه و تحلیل و انتقال آن که ضرورت آن به‌خاطر گنگ و نارسا بودن زبان‌های معمولی غیر قابل انکار است. -۳ یک زمینه تربیتی: به منظور پرورش و نظم فکری و بالا بردن قدرت اندیشه و استدلال منطقی.

لذا در این پژوهش این مسئله را مورد  بررسی قرار می دهیم که آیا بین میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی در درس ریاضی در زنگ اول و  زنگ آخر  تفاوت وجود دارد؟

تعداد صفحات: 49 صفحه                         هزینه:4 هزار تومان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان:مقایسه کودکان عادی و پیش فعالی

مقدمه :اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی (ADHD) ، یکی از رایج ترین و عمومی ترین
مشکل های روان شناختی کودکان است. این اختلال مربوط به محدودیت هایی در بازداری رفتار است که از نظر رشدی سطوح نامناسبی از بی توجهی ، تکانشگری و بیش فعالی را قبل از سن 7 سالگی شامل می شود. (بارکلی
[2]، 1997؛ بورمستر لبونی[3]، داگلاس[4] و بیکر[5]، 1995، هر دو به نقل از محمد اسماعیل ، 1385).

سه ویژگی اصلی این اختلال عبارتند از نارسایی توجه، بیش فعالی و تکانشگری. نارسایی توجه جدیدترین و بیش فعالی و تکانشگری آشکارترین جنبه های این اختلال به شمار می آیند. میزان شیوع این اختلال را حدود 4 تا 8 درصد گزارش کرده اند(علیزاده، 1386).

بی توجهی در رفتارهایی مثل گوش ندادن و عدم تکمیل تکالیف دیده می شود. به طوری که کوتاهی دامنه توجه موجب تغییر سریع از یک فعالیت، به فعالیت دیگر قبل از انجام کامل آن
می شود (آلسندری ، 1992، به نقل از محمد اسماعیل، 1385).

بیش فعالی در این کودکان چنین است که آنها همیشه در حال جنب و جوش بوده و قادر به بازی آرام نیستند و در تغییر فعالیت ها از فعالیت های آزاد به فعالیت های سازماندهی شده مثل تغییر از زمان استراحت کوتاه به یک فعالیت کلاسی ناتوان هستند و به عنوان کودکان بی قرار و ناراحت که قادر به نشستن در یک جا نیستند، توصیف می شوند (محمد اسماعیل، 1385). والدین و معلمها آنها را به عنوان افرادی که به مانند موتور راه می روند، به طور دائم در حرکت هستند و قادر نیستند منتظر وقوع رویدادها باشند توصیف می کنند (ماش و بارکلی ترجمه توزنده جانی، توکلی زاده و کمال پور، 1383).

سبب شناسی این اختلال در اصل ژنتیک و عصب شناختی دانسته شده ولی عوامل محیطی به ویژه عوامل دوران بارداری نیز مورد توجه پژوهشگران بوده است (علیزاده ، 1386). دیابت، مصرف الکل و سیگار توسط مادران در دوران بارداری و کمبود وزن کودک در هنگام تولد از جمله این عوامل هستند (بنرمی[6]، میدلتون[7] و فاروان[8]، 2007).

علیزاده (1385) در مقدمه کتاب بیش فعالی آورده است که اختلال نارسایی توجه بیش فعالی در دوران رشد مشکل های متعددی ایجاد می کند که عمده ترین آنها عبارتند از: پیشرفت تحصیلی اندک، رفتار اجتماعی ضعیف (مانند پرخاشگری، ضعف در دوست یابی، اضطراب، بزهکاری، استفاده از مواد مخدر، مشکل در ازدواج و شغل و مشکل در رانندگی و بی ثباتی و عدم پی گیری کارها). اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی معمولاً با ناتوانایی های درگیری مانند ناتوانی در خواندن، مشکل های حرکتی، مشکل های اجتماعی و هیجانی همچون افسردگی و اختلال اضطرابی و خلقی و در نوجوانانی با اختلال نافرمانی ستیزشی و اختلال سلوک بهبودی دارد. افسردگی، مشکل های اجتماعی ، اعتماد به نفس پایین، احساس درماندگی و عقب ماندگی تحصیلی به طور عمده، در شکست ها و ناکامی های آنان در زندگی ، ریشه دارد.

در این میان یکی از مسائل تاثیر گذار ، محیط خانواده رابطه اعضای آن با یکدیگر و سبکهای تربیتی والدین می باشد. که این خود بر هوش کلامی کودکان نیز تاثیرگذار است. چهارچوب آسیب شناسی روانی تحولی پیش بینی می کند که ویژگی های ADHD عوامل خطرساز و حمایتی نظیر عوامل خانوادگی و زیست شناختی چگونه برسید و تحول این اختلال تاثیر می گذارد (هیشاو، 1994، کازدینوکاگان، راتروسروف، 2000؛ به نقل از جانسون و جی مش، 1385). محیط خانواده خطرساز ، زمانی که با حداقل آمادگی های زیستی کودک همراه شور ممکن است به عنوان عامل تعیین کننده نشانه های ADHD عمل کند.

پژوهش های طولی، نقش فرزندپروری را در شروع و بروز مشکلات ADHD تایید
 می کند.

دیانا بمریند (1971) شیوه های دخالت والدین در تربیت فرزندان را به سه سبک تقسیم کرده است. به نظر او والدین قدرت طلب به نیازهای کودک اهمیت نمی دهند کودکان مطیع تربیت می کنند. نظم همراه با تنبیه سخت را جایز می دانند، ارتباط آنان با کودکان یکطرفه و از طرف والدین به فرزندان می باشند. والدین آزادمنش در ضمن محدودیت ها و کنترل برای فرزند خود آزادی هایی نیز قائل می شوند. کنترل آنها انعطاف پذیر است نه مزاحم، بیهوده و محدود کننده و به نیازهای کودک خود اهمیت می دهند. و دسته آخر والدینی هستند که سهل گیر بوده و محیطی غیر اجباری و توام با گذشت را ایجاد می کنند .کنترل کودک را به عهده خود می گذارند و به نیازهای کودک خود بسیار اهمیت می دهند. در تصمیم گیری های خانوادگ با او مشورت می کنند و از کودکان خود توقع بسیار کمی دارند. سبک آزادمنشی معمولا کودکان خودمختار، مسلط به خود، کنجکاو و راضی را تربیت می کنند. بر عکس کودکان والدین قدرت طلب معمولا ناراضی، در خود فرو رفته و بی اعتمادند و کودکان والدین سهل گیر معمولا خودمختار، کنجکاو و از نظر تسلط بر خود ضعیف ترند (گنجی، 1376).

 

- بیان مسئله:اختلال بیش فعالی- نقص توجه (ADHD) یکی از شایعترین اختلالات روان شناختی کودکان است که در دهه های اخیر توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. (بارکلی[9] ، 1990) اختلال بیش فعالی- نقص توجه یک الگوی ثابت بی توجهی و بیش فعالی است که فراوانتر و شدیدتر از کودکان با سطح رشد مشابه است ، می باشد (کاپلان و سادوک[10]، 2003؛ ترجمه پورافکاری، 1382). بعضی از علایم باید قبل از سن 7 سالگی ظاهر شوند. هر چند تشخیص بعضی از کودکان، سالها پس از آنکه علائم آشکار بوده است گذارده می شود. اختلال باید حداقل در دو زمینه وجود داشته باشد و یا کارکرد مناسب اجتماعی، آموزشی و فعالیت های خارج از مدرسه مختل شده باشد. این اختلال نباید در جریان اختلال فراگیر رشد اسكيزوفرني و یا یک اختلال سایکوتیک دیگر روی دهد و اختلال روانی دیگری توجیه بهتری برای آن نباشد (کاپلان و سادوک، 2003؛ ترجمه پورافکاری، 1382).

امروزه مشخص شده است که محیط خانوادگی به عنوان یکی از مهمترین ساختارهای اجتماعی می تواند تاثیرات قابل توجهی را بر رشد و شخصیت کودک از یک سو و پیشرفت او در زمینه تحصیلی از سوی دیگر بر جای بگذارد. از این رو در اکثر تحقیقات مربوط به تاثیرات محیط خانوادگی و به خصوص اثرات والدین به پیشرفت او در زمینه تحصیلی و رشد شخصیت وی توجه می شود.

اگر چه برای اثر مستقیم عوامل محیطی در اختلال بیش فعالی و نقص توجه شواهد کمی وجود دارد. ولی اختلافات خانوادگی بی پرده و دائمی، عدم انسجام خانوادگی و محیط خانوادگی نابسامان و فقر، آسیب روانی و پرخاشگری والدین. در این گروه از کودکان بیشتر است (شرو و گوردون[11]، بیتا، ترجمه فیروزبخت، 1384، ص 561).

تحقیقات در زمینه بررسی اثر فرآیندهای خانوادگی بر سازگاری شخصی و اجتماعی کودکان معرف این واقعیت است که روابط والدین از متغیرهای تاثیرگذار بر سازگاری شخصی و اجتماعی فرزندان است (قاضی، 1368). همچنین سردی و گرمی روابط خانوادگی و شیوه های تربیتی والدین از جمله آزاد مداری، کنترل مداری سازنده شخصیت کودک بوده و بر جنبه های شخصیتی او تاثیر می گذارد.

براساس گزارش های بارکلی و کانیگهام[12] این کودکان مشکلات زیادی با والدینشان دارند و بیشترین مشکل آنها عدم پیروی از دستور است (به نقل از پاشازاده، 1378).

یکی از ابعاد مهم در سنجش این کودکان هوش آنهاست. بنابر گفته ی بینه و سیمون هوش یک قوه ی ذهنی و بنیادی است که گاه از آن تحت عنوان عقل سلیم ، ابتکار و توانایی انطباق با شرایط یاد می شود. هوشبهر کلامی که در این تحقیق مد نظر است متغیری است که در محاسبه ی آن از عنصر زبان استفاده می شود (براهنی، 1381).

برخی از مردم معتقدند که کودکان ADHD باهوش اند، و در مقابل برخی دیگر معتقدند که آنها از هوش کمتری برخودارند (علیزاده، 1383).

اما باید گفت که اکثر این کودکان از قوای درک و هوش طبیعی برخوردارند و خرابکاری های خود را به طور غیر مترقبه و ناگهانی انجام می دهند (میلانی فر، 1382).

با توجه به مطالب ذکر شده در مورد بیش فعالی- کمبود توجه، جو روانی خانواده و هوش کلامی پژوهشگر سعی دارد که به این امر بپردازد که آیا بین جو عاطفی خانواده و هوش کلامی دانش آموزان عادی و ADHD تفاوت وجود دارد؟

تعداد صفحات:82 صفحه                      هزینه: 6 هزار تومان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان:مقایسه ویژگی شخصیتی و سلامت پرستاران

بیان مسئله: ﺳﻼﻣﺖ روان در واﻗﻊ ﺟﻨﺒﻪاي از ﻣﻔﻬﻮم ﻛﻠﻲ ﺳﻼﻣﺖ اﺳﺖ و ﻣﺘﻜﻲ ﺑﺮ روش ﻫﺎ و ﺗﺪاﺑﻴﺮي اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي از اﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎري ﻫﺎي رواﻧﻲ ، درﻣﺎن و ﺗﻮاﻧﺒﺨﺸﻲ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲ رود.

ﻣﻔﻬﻮم ﺳﻼﻣﺖ روان ﺷﺎﻣﻞ اﺣﺴﺎس دروﻧﻲ ﺧﻮب ﺑﻮدن و اﻃﻤﻴﻨﺎن از ﻛﺎرآﻣﺪي ﺧﻮد، اﺗﻜﺎ ﺑﻪ ﺧﻮد، ﻇﺮﻓﻴﺖ رﻗﺎﺑﺖ و ﺧﻮد ﺷﻜﻮﻓﺎﻳﻲ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻫﺎي ﺑﺎﻟﻘﻮه ﻓﻜﺮي و ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ و ﻏﻴﺮه اﺳﺖ(Khaghani M, 2006).

اﻣﺮوزه در اﻛﺜﺮ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺟﻬﺎن ﺗﻼش ﺟﻬﺖ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺷﺪن و اﻓﺰاﻳﺶ ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻨﻲ و ﻣﻬﺎﺟﺮت ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲ ﺧﻮرد، ﻛﻪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺑﻨﻴﺎدﻳﻦ روز ﺑﻪ روز ﺑﺮ اﺳﺘﺮس و ﻣﺸﻜﻼت رواﻧﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺟﻮاﻣﻊ اﻓﺰوده ﺷﺪه و ﺟﻬﺎن ﺷﺎﻫﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻋﻤﺪه در اﭘﻴﺪﻣﻴﻮﻟﻮژي ﺑﻴﻤﺎريﻫﺎ و ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲ اﺳﺖ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ اي ﻛﻪ ﺑﻴﻤﺎري ﻫﺎي رواﻧﻲ در ﺻﺪر ﻋﻮاﻣﻞ اﻳﺠﺎد ﻛﻨﻨﺪه ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲ و ﻣﺮگ زودرس ﻗﺮار ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ.

ﺑﺮ اﺳﺎس ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد اﺧﺘﻼﻻت رواﻧﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ و ﻣﻌﻨﻲ دار ﺗﺮﻳﻦ اﺟﺰاي ﺑﺎر ﻛﻠﻲ ﺑﻴﻤﺎريﻫﺎ اﺳﺖ و ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ در ﺳﺎل 2020 ﺳﻬﻢ اﺧﺘﻼﻻت رواﻧﻲ و ﻋﺼﺒﻲ از ﺑﺎر ﻛﻠﻲ ﺑﻴﻤﺎري ﻫﺎ 50 درﺻﺪ اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ و از 10/5 درﺻﺪ ﻛﻨﻮﻧﻲ ﺑﻪ 15 درﺻﺪ ﺑﺎر درﻣﺎﻧﻲ ﺑﻴﻤﺎري ﻫﺎ ﺑﺮﺳﺪ. ﻟﺬا ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ در ﺗﻤﺎم ﻋﺮﺻﻪ ﻫﺎي زﻧﺪﮔﻲ ﻓﺮدي، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺷﻐﻠﻲ ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ اﺳﺖ(Cheng Y, Kawachi I, 2000).

ﻧﻈﺮ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺳﻼﻣﺖ روان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ارﻛﺎن ﺳﻼﻣﺘﻲ و ﻻزﻣﻪ ﻳﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻔﻴﺪ، ﻣﻮﺛﺮ و رﺿﺎﻳﺖ ﺑﺨﺶ ﻓﺮدياﺳﺖ، ارﺗﻘﺎء ﺳﻼﻣﺖ روان اﻓﺮاد ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ً ﺧﺼﻮﺻﺎ اﻗﺸﺎر ﻣﻮﺛﺮ و ﺳﺎزﻧﺪه آن ﻻزﻣﻪ ﭘﻮﻳﺎﻳﻲ، ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﻲ و اﻋﺘﻼي آن ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ. ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ در ﺗﻤﺎم ﻋﺮﺻﻪ ﻫﺎي زﻧﺪﮔﻲ از ﺟﻤﻠﻪ زﻧﺪﮔﻲ ﻓﺮدي، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺷﻐﻠﻲ ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ ﺑﻮده و ﺟﺎي ﺑﺤﺚ دارد. ﻳﻜﻲ از زﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎﻳﻲﻛﻪ ﺳﻼﻣﺖ روان در آن ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﺷﻐﻞ و ﺣﺮﻓﻪ اﺳﺖ. ﺑﺸﺮ از زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺧﻮد را ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ در ﭘﻲ ﺗﻼش و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺑﻮده و اﺷﺘﻐﺎل ﺑﻪ ﻛﺎر ﺑﺨﺶ ﻋﻤﺪه اي از زﻧﺪﮔﻲ اﻧﺴﺎن را ﺗﺸﻜﻴﻞ داده اﺳﺖ(6). از ﻃﺮﻓﻲ ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦﺣﻮزه ﻫﺎي ﺗﻮﺳﻌﻪ و ارﺗﻘﺎء ﺳﻼﻣﺖ در ﺟﻮاﻣﻊ ﺑﺨﺶ ﺑﻬﺪاﺷﺖ و درﻣﺎن ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ارﺗﺒﺎط ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﻲ ﺑﺎ ﺳﻼﻣﺖ اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ دارد و در اﻳﻦ ﺑﻴﻦ ﻛﺎدر ﺷﺎﻏﻞ در اﻳﻦ ﺑﺨﺶ ﺑﻪ وﻳﮋه ﮔﺮوه ﭘﺮﺳﺘﺎري ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺷﻐﻞ ﭘﺮ اﺳﺘﺮس در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد(Lambert V, Lambert C, Petrini M, Li X, Zhang Y., 2007)   .

ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺻﺪ ﻫﺎ ﻫﺰار ﺑﻴﻤﺎر در دﻧﻴﺎ ﻣﻲ ﻣﻴﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﮔﺸﺎن ﻧﺎﺷﻲ از اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﻴﺸﮕﻴﺮي اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻨﺸﺄ را ﻣﻲ ﺗﻮان وﺟﻮد اﺳﺘﺮس در اﻧﺠﺎم ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎي ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻣﺮاﻗﺒﺘﻲ ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲداﻧﺴﺖ. اﺑﺘﻼ ﺑﻪ اﺳﺘﺮس و ﺗﻜﺮار اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺎﻧﻌﻲ در راه دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲ ﻣﺤﺴﻮب ﺷﻮد.

ﺑﺴﻴﺎري از ﺣﻮادث ﺿﻤﻦ ﻛﺎر ﺑﺮ اﺛﺮ اﺳﺘﺮسﻫﺎي ﺷﻐﻠﻲاﺗﻔﺎق ﻣﻲاﻓﺘﺪ .ﺣﺮﻓﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎري ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺣﺮﻓﻪ اي اﺳﺘﺮس زا ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﻛﺎرﻛﻨﺎن آن ﻣﺴﺘﻌﺪ ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﺮس ﻫﺎي ﺷﺪﻳﺪ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ زﻳﺮا ﺑﻄﻮرﻣﺪاوم ﺑﺎ رﻧﺞ و ﻣﺮگ وﻣﻴﺮ اﻓﺮاد ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ و ﻣﺠﺒﻮر اﻧﺪ ﻛﺎرﻫﺎﻳﻲ را اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ ﻛﻪ از ﻧﻈﺮ دﻳﮕﺮان ﭘﺴﺖ و وﺣﺸﺖ اﻧﮕﻴﺰ اﺳﺖ(Godin I, Kittel F. 2004,)

ﺑﻪ ﻃﻮريﻛﻪ اﻧﺠﻤﻦ ﻣﻠﻲ اﻳﻤﻨﻲ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﭘﺮﺳﺘﺎري را ﺟﺰء 40 ﺣﺮﻓﻪ ﺑﺎ ﺷﻴﻮع ﺑﺎﻻي ﺑﻴﻤﺎري ﻫﺎي ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﺳﺘﺮس ﻣﻌﺮﻓﻲﻛﺮده اﺳﺖ(Ghaddar A, Mateo I, Sanchez P, 2008).

ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺤﺮك و ﺗﻨﺶ زا در زﻧﺪﮔﻲ روزﻣﺮه ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻓﺸﺎر رواﻧﻲ و ﻧﺎراﺣﺘﻲ ﻋﺎﻃﻔﻲ و ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ ﻣﻲﺷﻮد. ﻋﻮاﻣﻠﻲ وﺟﻮد دارد ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻔﺎوت در واﻛﻨﺶ ﺑﻪ ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﻨﺶزا ﻣﻲﺷﻮد، از اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﻪ ﺗﻴﭗ ﺷﺨﺼﻴﺘﻲ اﻓﺮاد و ﻣﻴﺰان ﻣﻮاﺟﻬﻪ اﻓﺮاد ﺑﺎ روﻳﺪادﻫﺎي اﺳﺘﺮس زاي زﻧﺪﮔﻲ اﺷﺎره ﻛﺮد ﺑﻪ ﻃﻮري ﻛﻪ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺗﻔﺎوت ﻫﺎي ﻓﺮدي اﻓﺮاد، ﺑﻌﻀﻲ از ﻫﻴﺠﺎﻧﺎت ﻧﺎﺷﻲ از دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ در اﻳﻦ اﻓﺮاد ﺑﺮ روي ﻧﻄﺎم اﻳﻤﻨﻲ ﺑﺪن ﺗﺎﺛﻴﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻪ و ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺑﻴﻤﺎري ﻫﺎي روان ﺗﻨﻲ ﺑﺮوز ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ. ﻓﺮﻳﺪﻣﻦ و روزﻣﻦ اﻓﺮاد را ﺑﻪ ﺗﻴﭗﻫﺎي ﺷﺨﺼﻴﺘﻲ A و B ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻧﻤﻮدﻧﺪ، ﺗﻴﭗ A ﻛﻪ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﺑﻴﻤﺎري ﻫﺎي ﻛﺮوﻧﺮي ﻗﻠﺐ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ داراي وﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻳﻲﻫﻤﭽﻮن ﺧﺼﻮﻣﺖ، ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮي و ﺑﺮ اﻧﮕﻴﺨﺘﮕﻲ ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ زﻳﺎد ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺗﻴﭗ B ﺑﺎ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺧﻮد ﭘﻴﺮوي،اﺳﺘﻘﻼل ﺷﺨﺼﻲ وﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ در ﻛﻨﺘﺮل ﺧﺸﻢ و ﺧﺼﻮﻣﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲ ﺷﻮد.

روﻳﺪادﻫﺎي زﻧﺪﮔﻲ ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻣﻞ روﻳﺪادﻫﺎي ﻣﺠﺰا، ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺸﺎﻫﺪه و ﻗﺎﺑﻞ ﮔﺰارش ﻋﻴﻨﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺴﺘﻠﺰم ﻧﻮﻋﻲ ﺳﺎزﮔﺎري اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﺎ رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻲ و ﻳﺎ ﻫﺮ دو ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ.ﻧﻤﻮﻧﻪ ﭼﻨﻴﻦ روﻳﺪادﻫﺎﻳﻲ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﺮگ ﻳﻜﻲ از اﻋﻀﺎي

ﺧﺎﻧﻮاده، ﺷﺮوع ﻳﻚ ﻛﺎر ﺟﺪﻳﺪ و ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪن ﻧﻮزاد در ﺧﺎﻧﻮاده اﺳﺖ(Sharma M , Romas J.A ., 2008)  .

اﻫﻤﻴﺖ ﺳﻼﻣﺖ روان ﭘﺮﺳﺘﺎران ﻛﻪ ﺣﻠﻘﻪاي از ﺳﻴﺴﺘﻢ اراﺋﻪﺧﺪﻣﺎت ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺿﻌﻒ ﭘﻴﺸﻴﻨﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﻲ در زﻣﻴﻨﻪ ﺑﺮرﺳﻲ وﺿﻌﻴﺖ ﺳﻼﻣﺖ روان ﭘﺮﺳﺘﺎران ﺷﺎﻏﻞ در ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻧﻮﺑﺖ ﻛﺎري روز، ﻣﺎ را ﺑﺮ آن داﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﭼﻨﻴﻦ ﭘﮋوﻫﺸﻲ، اﻃﻼﻋﺎت ﻛﺎرﺑﺮدي را در اﺧﺘﻴﺎر دﺳﺖ اﻧﺪرﻛﺎران ﻧﻈﺎم ﺳﻼﻣﺖ ﻗﺮار دﻫﻴﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺘﺎﻳﺞ آن ﺿﻤﻦ ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن ﻛﺎراﻳﻲ، از دﻟﺰدﮔﻲ، ﻓﺮﺳﻮدﮔﻲ و اﻓﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺷﻐﻠﻲ در ﭘﺮﺳﺘﺎران   ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آورﻧﺪ. ﻟﺬا اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﺮرﺳﻲ مقایسه ای ﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ و ﺗﻴﭗ ﺷﺨﺼﻴﺘﻲ ﭘﺮﺳﺘﺎران با سایر کارکنان بیمارستان اﻧﺠﺎم ﺷﺪ.

تعداد صفحات:15 صفحه                         هزینه:1 هزار تومان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان: نقش سرمایه اجتماعی و فرهنگی بر هویت اجتماعی زنان


چکیده:هدف کلی از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش سرمایه های فرهنگی، اجتماعی بر هویت اجتماعی زنان می باشد.

جامعه مورد بررسی در اين تحقيق جامعه آماری این پژوهش عبارتند از کلیه دانشجویان زن شاغل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز می باشندکه 327 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب گردید. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه پژوهشگر ساخته با میزان پایایی 0.995 گردآوری شد و با استفاده از آزمون های همبستگی، رگرسیون چند گانه تحلیل گردید.

یافته های پژوهش حاضر حاکی از این است که  بین مولفه های سرمایه فرهنگی و مولفه های آن(همچنين ميزان مطالعه، ميزان تحصيلات(پدرومادروهمسر)، انجام مسافرتهای خارجی، گرایش به موسیقی، ورزش، فیلم و اینترنت،) با هویت اجتماعی زنان رابطه اي معني دار وجود دارد.

همچنین بين سرمایه اجتماعی و مولفه های آن(برقراری روابط اجتماعی تعداد اعضای خانواده، ارزشهای حاکم بر محیط خانواده) با هویت اجتماعی زنان رابطه اي معني دار وجود دارد.

تعداد صفحات: 70 صفحه                 هزینه: 5 هزار تومان

 



[1] -Bassant

st1\:*{behavior:url(#ieooui) } /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} table.MsoTableGrid {mso-style-name:"Table Grid"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-priority:59; mso-style-unhide:no; border:solid black 1.0pt; mso-border-themecolor:text1; mso-border-alt:solid black .5pt; mso-border-themecolor:text1; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-border-insideh:.5pt solid black; mso-border-insideh-themecolor:text1; mso-border-insidev:.5pt solid black; mso-border-insidev-themecolor:text1; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} table.TableGrid1 {mso-style-name:"Table Grid1"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-priority:59; mso-style-unhide:no; border:solid windowtext 1.0pt; mso-border-alt:solid windowtext .5pt; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-border-insideh:.5pt solid windowtext; mso-border-insidev:.5pt solid windowtext; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-language:FA;}

[ جمعه بیست و نهم شهریور 1392 ] [ 23:48 ] [ اندیشه مفتون ] [ ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
عنوان: عوامل مؤثّر بر اعتماد شهروندان کرمانی به اخبار رسانه های داخلی وخارجی
 
 
 
چکیده:در این پژوهش، هدف بررسی عوامل مؤثّر بر میزان اعتماد به اخبار رسانه های داخلی(شبکۀ یک سیما) و خارجی(شبکۀ ماهواره ای بی بی سی فارسی)در بین شهروندان کرمانی می باشد که با توجّه به پراکندگی جمعیّت در مناطق مسکونی 5 گانۀ شهرکرمان انجام شد. جامعۀ آماری شهروندان کرمانی 18 سال به بالا بر اساس اطّلاعات سرشماری نفوس و مسکن حدود  324456  نفر بود. داده های پیمایش در سال تحصیلی 92-91 به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و تصادفی ساده از 400 نفر شهروندان کرمانی جمع آوری شده است. فرضیۀ اصلی که مورد آزمون قرار گرفته است عبارتست از: به نظر می رسد پایگاه اقتصادی- اجتماعی، عوامل جمعیّت شناختی(سن، جنس)، میزان امنیّت اجتماعی، رضایت از زندگی، میزان دینداری افراد در میزان اعتماد به اخبار رسانه(داخلی و خارجی) تأثیر دارد. فرضیه های تحقیق بوسیلۀ تحلیل توصیفی و تبیینی مورد بررسی قرارگرفته و تکنیک های آماری درصد فراوانی، نمودار، ضریب همبستگی پیرسون وآزمون اِتا مورد استفاده قرار گرفته اند و مدل نظری بوسیلۀ تکنیک های فوق آزمون شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که از تعداد 5 فرضیۀ مطرح شده در خصوص بررسی رابطۀ بین متغیّرهای مستقل و وابسته تعداد 4 فرضیه تأیید شد. بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی، میزان امنیّت اجتماعی، رضایت از زندگی و میزان دینداری افراد با میزان اعتماد به اخبار رسانۀ داخلی(اخبار شبکۀ یک سیما) رابطۀ معنی داری وجود دارد و با میزان اعتماد به اخبار رسانۀ خارجی(اخبار شبکۀ ماهواره ای بی بی سی فارسی) رابطۀ معنی داری وجود ندارد. همچنین در خصوص عوامل جمعیّت شناختی(سن، جنس)، با میزان اعتماد به اخبار رسانه(داخلی و خارجی) رابطۀ معنی داری وجود ندارد. در رگرسیون چند متغیّره، متغیّرهای مستقل 7/33 درصد از کلّ تغیرات واریانس میزان اعتماد به اخباررسانه(داخلی و خارجی) تبیین کردند و نتایج تحلیل مسیر نشان داد که بین متغیّرهای پایگاه اقتصادی- اجتماعی، احساس میزان امنیّت اجتماعی، رضایت از زندگی و اعتقادات دینی افراد رابطۀ معنی داری وجود دارد که میزان تأثیر گذاری مستقیم متغیّرهایی که در مدل تحلیل آمده اند عبارتند از:  درصد پایگاه اقتصادی- اجتماعی،   درصد احساس میزان امنیّت اجتماعی،     درصد رضایت از زندگی و   درصد اعتقادات دینی افراد می باشد.
فهرست مطالب
عنوان                                                                                                                               
فصل اوّل: کلّیّات تحقیق
مقدّمه
مسأله
اهمّیّت و ضرورت موضوع
اهداف تحقیق
سؤالات تحقیق
فصل دوّم: پیشینۀ تحقیق
مقدّمه
ادبیّات تحقیق
پیشینۀ تحقیق
تحقیقات داخلی
تحقیقات خارجی
مبانی و چارچوب نظری تحقیق
مقدّمه
نظریه هایی دربارۀ عوامل مؤثّر بر میزان اعتماد به رسانه
نظریۀ استفاده و خشنودی
نظریۀ توازن(تعادل) شناختی
نظریه هایی دربارۀ ابعاد سنجش میزان اعتماد به رسانه
نظریۀ نقش مناسب
نظریۀ انگاره سازی خبری
نظریۀ متقاعد سازی(اقناع
دستگاه نظری عوامل مؤثّر بر میزان اعتماد به اخبار رسانه ها(داخلی و خارجی
 
فصل سوّم: چارچوب روش شناختی تحقیق
مقدّمه
فرضیه های تحقیق
تعاریف نظری و عملیّاتی متغیّرهای تحقیق
واحد تحلیل و واحدهای مشاهده
روش تحقیق، روشهای آماری و تکنیک جمع آوری
جمعیّت آماری، حجم نمونه و شیوۀ نمونه گیری
آزمون مقدّماتی
اعتبار و روایی تحقیق
چگونگی کُدگذاری، استخراج و پردازش داده ها
تعداد صفحات:125 صفحه                    هزینه:7 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: بررسی رابطه بین فناوری اطلاعات و اثر بخشی و کارایی
بیان مسئله: جهان امروز ، عصر اطلاعات را پشت سر گذاشته و وارد عصر مجازی می شود. از این رو بکار گیری فناوری اطلاعات هم اکنون به عنوان راه حلی برای رفع مشکلات دانشگاهها مطرح است و به همین دلیل است که سیستم اطلاعاتی مدیران اجرایی ، میانی و عالی و نیز سیستم تصمیم گیری گروهی ، با بکار گیری نرم افزارهای مدیریت و کنترل اطلاعات ، از مهمترین ویژگیهای تکنولوژیهای پیشرفته اطلاعاتی به شمار می رود. امروزه به همراه تغییرات محیطی بسیار پویا ،مسئله پاسخگویی سریع به آن به دلیل نیازهای روز دانشجویان ، ارتباطات و فرایندهای دانشگاهها متحول شده است، به گونه ای که دیگر فرایندهای کند و زمان بر پذیرفتنی نیست.
بر این اساس ، ضرورت دارد تا ابزاری فراهم شود که به بهره جویی از آن بتوان با سرعت و دقت و کارایی و اثر بخشی به انجام فرایند های اداری  و پاسخگویی به موقع به آنها پرداخت. استفاده از سیستم فناوری اطلاعات به عنوان روشی نوین ، از سویی به جریان کار سرعت می بخشد و از سوی دیگر ، با جمع آوری اطلاعات مجموعه فعالیتهای دانشگاه و طبقه بندی آنها ، بستر مناسبی را برای سرعت بخشیدن به امور روز مره فراهم می سازد . امروزه مدیریت بر گردش  کار و همچنین مدیریت زمان در دانشگاهها و موسسات اقتصادی کاملا متحول شده است ، به گونه ای که استفاده از روشهای کند ومشکل ساز اداری و غیر مکانیزه ، قابل قبول نیست. حجم بالای اطلاعات و مکاتبات و دسترسی زمان بر آن ، مسئولین و مدیران را که به مدیریت زمان و کمیت و کیفیت در مجموعه تحت رهبری خود بها می دهند ، به سوی استفاده از فناوری اطلاعات در ابعاد مختلف رهنمون ساخته است.
فناوری اطلاعات ، بهترین ابزار برای رسیدن به راهکارهای مفید جهت صرفه جویی در زمان و استفاده بهینه از امکانات موجود دانشگاه می باشد. قطعا هر تکنولوژی و ابزار جدید که وارد زندگی بشر میشود پیامدها و نتایج مثبت و منفی را با خود به همراه خواهد داشت و سوءظن ها به دور نبوده است.
بنابراین ، سوالاتی که مطرح می شود با توجه به اینکه دانشگاه ازاد اسلامی واحد بناب ، سرمایه گذاری کلانی را در زمینه IT  انجام داده است ، این است که :
آیا استفاده از فناوری اطلاعات برکارایی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب افزوده است.
آیا استفاده از فناوری اطلاعات بر اثر بخشی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب افزوده است.
آیا استفاده از فناوری اطلاعات در کاهش بوروکراسی سطح دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب موثر بوده است.
آیا استفاده از فناوری اطلاعات رضایت مندی کارکنان از محیط کار دانشگاه آزاد واحد بناب افزوده است.
تعداد صفحات: 84 صفحه                   هزینه: 4 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: ارزیابی و اولویت بندي مولفه های اثر گذار بر خرید الکترونیکی مشتریان ایرانی در فضای اینترنت(مطالعه موردی جوانان 18 تا 25 ساله ساکن شهر تهران)
فهرست
عنوان
1.1.  بيان مسأله
1.2.  ضرورت و اهميت پژوهش
1.3.  اهداف پژوهش
1.4.  سؤالات پژوهش
1.5.  فرضيه هاي پژوهش
1.6.  قلمرو تحقيق ( زماني ، مكاني ،  موضوعي )
1.7.  روش و ابزار گرد آوري اطلاعات
1.8.  روش تجزیه و تحلیل داده ها
1.9.  جامعه آماری و روش نمونه گیری
1.10. تعريف اصطلاحات عملیاتی
1.11. كاربردهاي متصور از تحقيق
1.12. استفاده كننده از نتيجه پژوهش
1.13.   مشکلات و تنگناهای تحقیق
بيان مسألهتغییرات در مشتریان و توانمندي هاي شرکتها موجب ایجاد تغییرات بنیادي در تجارت شده است. شرکتها از شرکت هاي محصول محور به شرکت هاي مشتري محور تبدیل شده اند. امروزه مشتر یان بیش از هر زمان دیگر داراي قدرت خریدند و می توانند با راحتی و سرعت ، در هر ساعت از شبانه روز از طریق فروشگاه هاي اینترنتی در چند دقیقه مشخصات و قیمت هاي محصولات را با هم مقا یسه کنند و بهترین خرید را داشته باشند(کاتلر و سویت مائیسنس، 2002 ). افزایش تنوع کالاها و خدمات، افزایش امکان تعامل با عرضه کنندگان،افزایش امکان ارتباط با سایرخریداران ، امکان تولید سفارشی، همه و همه ثمره تجارت الکترونیک است. خرید اینترنتی بیشتر بر اساس مواردي مانند و یژگی هاي ظاهري و اطلاعات کیفی انجام می گیرد(عبدالباقی و دلوي،1385).
خدمات متنوع خرید الکترونیکی جدید ( شامل ATM ، تلفن بانک ، بانکداری از راه دور ، بانکداری اینترنتی و غیره ) که برای ارائه  نیازهای فزاینده مشتریان توسعه یافته اند،  نشانه روشنی از تحولات خرید الکترونیکی در دو دهه اخیر می باشد(Chen et al. ,2002).
گسترش کاربرد این تکنیک ها خصوصاً شبکه های کامپیوتری الکترونیکی، هزینه های مبادلات را کاهش وسرعت خدمات دهی را بطور چشمگیری افزایش داده است.
این نوآوری در بانکداری، به مدیریت پشتیبانی و خدمات درگیر در سرویس دهی به مشتریان کمک خواهد کرد ، اگر چه بر بسیاری از شیوه ها  روابط مشتری – عرضه کننده نیز تأثیر گذاشته است(Colecchina,2000). برای مثال استفاده بیشتر از این نوآوری ها موجب ارائه خدمات از راه دور می شود . به این معنی که ارتباط شخصی کمتری بین پرسنل بانک و مشتریان بوجود می آید. در بعضی موارد این رابطه ها از کارمندان (چهره به چهره ) به تجهیزاتی مانند ATM ، کامیپوترهای شخصی (PC) اینترنت وغیره انتقال پیدا کرده است (Chiger,2001).امروزه برای دستیابی به موفقیت در یک بازار تکنولوژی محور پیچیده و رقابتی ،محققین به یافتن موارد کلیدی برای وفادار ساختن مشتریان مشتاق شده اند . یکی از این موارد کلیدی،نفوذ در روابط مشتری با شرکت برای دستیابی به اطلاعات مزیتی درمورد مشتریان و بدین وسیله درک بهتری از نیازهایشان و ارائه محصولات و خدمات یرضایت بخش به آن هاست . بنابراین بازاریابی رابطه مند این امکان را به شرکت ها می دهد که به منظور درک درست نیازهای مشتریانشان و ایجاد و ارائه ارزش برتر که آن ها را به سازمان پیوند خواهد زد به اندازه کافی به مشتریانشان نزدیک شوند (کاتلر وسویت مائیسنس،2002).
بازاریابی رابطه مند با توانایی اش در وفادارساختن مشتریان ( از طریق درک بهتر نیازهای مشتریان و ارائه محصولات یا خدماتی مطابق با نیازها و خواسته های آن ها ) به سمت کاهش هزینه ها حرکت می کند.  از آن جایی که هزینه ارائه خدمت به مشتری وفادار کمتر از هزینه جذب و ارائه خدمت به مشتری جدید است یک شرکت می تواند هزینه های بازاریابی ، توزیع و حمل و نقل را کاهش دهد و بدین وسیله به یک مزیت رقابتی با هزینه پایین و تمایز در خدمات دهی با هزینه پایین دست یابد . (ndubisi etal. , 2007  ). بازاریابی اینترنتی در اصل هنر استفاده از روشهای مختلف تبلیغاتی در وب و تکنیک‌های ترویج و اطلاع رسانی در اینترنت برای مدیریت جریان فروش کالا و خدمات از طریق اینترنت می‌باشد.
 سه ابزار اصلی برای مدیریت بر بازارهای اینترنتی عبارتند از:
1- رتبه بندی موتورهای جستجو
2- تبلیغات و آگهی‌های اینترنتی
 3- گسترش ارتباطات مدیریت توسعه فروش بوسیله بازاریابی الکترونیکی
که عبارتست از گسترش دایره فعالیت شرکت با تبدیل کردن نام کالا و یا خدمات به عنوان شاخص‌های تجاری بازار بواسطه حضور در تمام نقاط ممکن برای تماس با مشتریان هدف. این کار با شناسایی و تمرکز بر روی این نقاط به عنوان کانال‌های اصلی بازاریابی صورت می‌گیرد و این امکان را به وجود می‌آورد که وب‌گاه شما مستقیماً به جامعه هدف متصل شود. بازاریابی اینترنتی این امکان را دارد که سریعاً مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و از آن گزارش گیری شود(کاتلر ، 2004).مشتریان اینترنتی مزایای بسیاری را برای شرکت ها به ارمغان می آورند. از جمله بهبود سود آوری سازمان، کاهش هزینه های بازاریابی، افزایش فروش شرکت، داشتن مشتریانی با حساسیت قیمیت پایین و غیره(Chen et al. ,2002). مشتریان اینترنتی تبلیغات "دهان به دهان" بسیاری را برای شرکت فراهم می کنند و احتمالا ً تعداد دفعات مراجعه آن ها به شرکت بیشتر خواهد بود. "دامن" در این راستا بیان کرد که مشتریان اینترنتی در صورت تأمین نیازهای خریدشان به صورت مناسب و صحیح و در کمترین زمان ممکن « نیروی بازاریابی شگفت انگیزی » را از طریق  تبلیغات سایت به سایت و توصیه کالاها / خدمات شرکت به سایر آشنایان   ارائه می دهند (عبدالباقی و دلوي،  1385). در واقع ارائه خدمت به مشتریان اینترنتی هزینه کمتری را برای شرکت به همراه دارد.به این دلیل که آن ها محصولات شرکت را می شناسند و به همان نسبت به اطلاعات کمتری نیازمندند. بنابراین مشتریان اینترنتی نه تنها به اطلاعات کمتری نیاز دارند بلکه خود نیز به عنوان یک منبع اطلاعاتی برای سایرین عمل می کنند .  دیگر محققین  دریافتند که 5 درصد افزایش در حفظ مشتریان فعلی 5 تا 125 درصد سود شرکت را افزایش خواهد داد ." کاستروو آرماریو" نشان دادند که مشتریان اینترنتی نه تنها ارزش شرکت را افزایش می دهند بلکه قادر به پایین نگه داشتن هزینه ها نسبت به هزینه های مرتبط با جذب مشتریان جدید خواهند بود ( Berlieetal, 2001). به همین دلیل امروزه بازاریابی اینترنتی در جستجوی اطلاعات و یا موارد کلیدی هستند که بتوانند مشتریانشان را نسبت به سازمانشان وفادار سازند .
 بنابراین خرید اینترنتی تا حد زیادي به مواردي مانند: چگونگی تعامل افراد با کامپیوتر ، نحوه پردازش اطلاعات توسط مشتریان، الگوهاي خرید، ترجیحات مشتریان ، جذابیت وب سایت ها ، نگرش نسبت به کامپیوتر و محیط وب ، ارائه اطلاعات کافی و راهنمایی هاي لازم، وجود زیر ساخت هاي لازم مخابراتی و وجود قوانین و مقررات و ... بستگی دارد(عبدالباقی و دلوي،  1385).
تعداد صفحات:32 صفحه                                  هزینه:3 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: بررسی کیفیت زندگی کاری و بهره وری پرستاران بالین و ارتباط آنها با يكديگر
 
فهرست مطالب
 
چكيده
 
بيان مسئله
 
مروري بر مطالعات
 
روش انجام پژوهش
هدف کلي
اهداف ويژه
هدف كاربردي
فرضيات پژوهش
تعريف واژه‌ها
جامعه پژوهش
روش نمونه گيري
روش تعيين حجم نمونه
نمونه پژوهش
مشخصات واحد‌هاي مورد پژوهش
محيط پژوهش
ابزار گرداوري داده‌ها
روايي و پايايي ابزار گرداوري داده‌ها
روش گرداوري داده‌ها
 ملاحظات اخلاقي
محدوديت‌هاي پژوهش
 
يافته‌ها
 
تحليل و بحث
بحث و بررسي يافته‌ها
نتيجه گيري نهايي
كاربرد يافته‌هاي پژوهش
پيشنهادات
منابع فارسي
منابع انگليسي
 
چكيده: محیط کاری با کیفیت بالا به عنوان شرط و پیش زمینه اساسی توانمندسازی منابع انسانی مورد نیاز  سیستم مراقبت بهداشتی شناخته شده است. درك پرستاران از كيفيت زندگي كاري خود به عنوان بزرگترين گروه كاري در بيمارستان به لحاظ اهميت آن در عملكرد مورد توجه واقع شده است . از طرف ديگر بهره‌وري پرسنل پرستاري عامل مهمي در موفقيت سازمان خواهد بود. چنانچه ارتباط بين كيفيت زندگي كاري با بهره‌وري مشخص شود مديران مي توانند با بالا بردن كيفيت محيط كار زمينه بهره‌وري پرسنل را فراهم اورند. بنابراين اين تحقيق با هدف بررسي اين دو متغير به همراه ارتباط بين آنها انجام شد. 
مواد و روش: اين مطالعه مقطعي، توصيفي تحليلي و همبستگي است كه دو متغير كيفيت زندگي كاري و بهره‌وري با استفاده از ابزار پژوهشگر ساخته همراه با متغيرهاي دموگرافيك مورد بررسي قرار گرفت. روش جمع اوري داده ها خودگزارشي بودند.  پرسشنامه كيفيت زندگي كاري داراي 45 سوال در مقياس ليكرت و پرسشنامه بهره‌وري داراي 25 سوال در مقياس ليكرت ساخته شد. بعد از جمع اوري داده ها با استفاده از spss نسخه 11.5 مورد تحليل با استفاده از امار توصيفي و تحليلي قرار گرفت.
يافته‌ها:يافته ها نشان دادند از نظر اكثريت واحدهاي مورد پژوهش بهره‌وري آنها در سطح متوسط قرار دارد وكمتر از يك دهم انها بهره‌وري خود  را مطلوب گزارش نموده‌اند. هم چنين از نظر اكثريت واحدهاي مورد پژوهش كيفيت زندگي آنها در سطح متوسط قرار دارد و تنها يك دهم انها كيفيت زندگي خود را مطلوب گزارش نموده‌اند. آزمون پيرسون ارتباط معناداري را بين بهره‌وري و كيفيت زندگي كاري فرد نشان داد  0.357 r =( p)
نتيجه گيري:مديران پرستاري با توجه به نتايج اين تحقيق مي توانند با فراهم نمودن  زمينه ارتقاي كيفيت زندگي كاري و زمينه افزايش بهره‌وري را نيز فراهم اورند. 
تعداد صفحات: 65 صفحه                هزینه:4 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: بررسی گرایش به ماهواره
مقدمه:موضوع رساله حاضر سنجش گرایش جوانان به ماهواره و عوامل موثر بر آن می‌باشد، امروزه نهادهای مختلفی برای جامعه پذیری افراد جامعه تلاش کرده و به دنبال نهادینه کردن هنجارها در بین اقشار مختلف مردم می‌باشند. چگونگی وضعیت روابط اجتماعی و میزان مشارکت مردم، از جمله حیاتی ترین مفاهیم هنجارهای مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی بوده که تأثیرات قابل توجه‌ای در بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی  جامعه دارد. صاحب نظران سطح بالاتر اعتماد در یک جامعه را موجب پیدایش اقتصادی کارا تر می‌دانند، معتقدند بدون وجود سرمایه اجتماعی پیمودن راههای توسعه و تکامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ناهموار و دشوار می‌شود.
رسانه‌ها به عنوان یکی از نهادهای اصلی در گسترش این هنجارها مطرح بوده و در این بین ماهواره را می‌توان یک رسانه مهم در این حوزه  دانست. کارکرد رسانه‌ها در اطلاع رسانی و آگاه کردن افراد از واقعیتهای محیط، آموزش هنجارها و ارزشهای رایج و اجتماعی کردن افراد، ایجاد همدلی، انسجام اجتماعی در بین افراد را می‌توان به عنوان عوامل اصلی فرآیند جامعه پذیری دانست. پژوهش حاضر به دنبال سنجش گرایش جوانان به ماهواره و عوامل موثر بر آن به عنوان یک موضوع مهم که می‌تواند نقش مهمی در بهبود وضعیت جامعه جوانان  ایفا نمايد،  انجام شده است.
 
  طرح مسئله: امروزه رسانه ها به عنوان مهم ترین منابع کسب اطلاعات مطرح بوده و نقش خطیری در شکل دادن به پندارهای افراد درباره جهان پیرامونشان دارند.
محققان معتقدند رسانه‌ها با ارائه اطلاعات مختلف به مخاطبان، دانش   آنها را درباره موضوعات مختلف تحت تأثیر قرار می‌دهند و به همین سبب اثرات رسانه ها از مهم ترین مسایل مورد توجه آنان است. در حال حاضر رسانه ها در زندگی روزمره عصر حاضر حضور جدی داشته و به یکی از عناصر اصلی بافت فرهنگی جامعه مدرن تبدیل شده‌اند و رسانه‌ها به گونه‌ای فزاینده تبدیل به واسطه‌هایی شده‌اند که افراد به قضاوت آنان اعتماد می‌کنند.
ماهواره که تمرکز این پژوهش نیز بر آن است به عنوان یکی از پر مخاطب ترین رسانه‌ها، تأثیر بسیاری در شکل گیری عقاید و باروها و طرز فکر افراد در زمینه‌های مختلف دارد و به موازات نهادهای اجتماعی، اقتصادی ، آموزشی، مذهبی و خانوادگی ، نقش بسیار مهمی در شکل گیری تفکر افراد جامعه دارد. امروزه هرگونه بحث درباره رسانه‌ها منوط به قبول این نکته است که ما به شدت به حضور محتوایی آنها وابسته هستیم، شبکه های ماهواره ای به علت قابلیتهای فراوان، نفوذ و جذابیت خود را بیش از پیش افزایش داده اند و دارای خصوصیاتی هستند که آن را از سایر رسانه‌ها متمامیز می‌کند.
1-دو حس بینایی و شنوایی را متأثر می‌سازد.
2- اخبار را با سرعت نور به اطلاع بینندگان می‌رساند.
3- برای رسیدن به مخاطب نیازی به واسطه نیست.
4- همزمان تعداد کثیری بیننده را زیر پوشش قرار می‌دهد. (بیریوکل، 1372، 13).
به هر حال امروزه شبکه های ماهواره‌ای، بخشی از واقعیت زندگی روزمره ماست و در تنظیم و سازماندهی این جهان نیز دخالت دارد. در برنامه ریزی امور روزمره و تعامل اعضای خانواده تأثیر می‌گذارد و چار چوب هایی را برای ادراک جمعی عرضه می‌کنند.
 برای مثال سریالها که یکی از جذاب ترین  و پر بیننده ترین برنامه های ماهواره ای هستند به بافت روابط اجتماعی می‌پردازد و این پرسش را پیش می‌کشد که زندگی شخصی را چگونه پایه گذراند و فرصت های بی پایان برای بررسی و تعمق درباره مسایل مربوط به وفاداری، صداقت، سرخوردگی، ناامیدی و انتخاب اشخاص به وجود می‌آورند.
مخاطبان به جای آنکه سرمایه ای خانوادگی را به عنوان روایت های خاتمه یافته تماشا کنند به صورت فعال روی متن آن کار می‌کنند و روایت های مندرج در آنها را جدا می‌سازند و آنها را به شیوه‌ای باز پردازی می‌کنند که در متن و زمینه زندگی روزمره خودشان معنی دار شود (نبت، 1386، 127).
این برنامه ها علاوه بر پر کردن اوقات فراغت مخاطبان به آنان می‌گویند که راجع به چه چیزی فکر کنند و ذهن خود را مشغول آن نمایند و توانایی ایجاد الگوهای مختلف را دارا هستند، شبکه های ماهواره‌ای از این طریق   دنیای خلق شده توسط خود را به بینندگان تحمیل می‌کنند در بسیاری از موارد بینندگان متقاعد می‌شوند که بدون توجه واقعیت دنیای تلویزویون ماهواره ای را بپذیرند.
از زمان پیدایش موجودی به نام انسان او در تعامل  با دیگران نیازهای خود را بر طرف ساخته است و تاثیر این کنش های مختلف تا حدی است که انسان نمی‌تواند بدون آنها به زندگی ادامه دهد. صاحب نظران علوم اجتماعی با بررسی این کنشها در جوامع مختلف، به مفهوم سرمایه اجتماعی پی برده اند.
نظریات متفاوت در خصوص اثرات  استفاده از  رسانه های ماهواره ای، همه حاکی از این است که رسانه‌ها می‌توانند در تغییرات اجتماعی نقش مهمی را ایفا نمایند. رسانه‌ها به ویژه شبکه های ماهواره‌ای با حضور جدی خود در میان خانواده ها، آنها را به انجام کارهای متفاوتی در روابط بین فردی، خانوادگی و اجتماعی ترغیب و تشویق کرده و در  بسیاری ازموارد آنها را از انجام کنشهای ناهنجار منع می‌کنند.
در خصوص تأثیرات رسانه باید به متغییر های متفاوتی که در مورد استفاده از رسانه ها مطرح می‌شود توجه خاص نمود. متغیرهای تماشای انواع برنامه‌های ماهواره نحوه تماشای ماهواره، مواقع بهره مندری، سواد رسانه‌ای و الویت  استفاده از رسانه‌، متغییر هایی هستند که تأثیرات متفاوتی ایجاد می‌کنند.
علی ایحال، بررسی این مهم که سنجش گرایش جوانان به ماهواره و عوامل موثر بر آن  چیست؟ موضوع اصلی پژوهش حاضر می باشد.
تعداد صفحات: 77 صفحه                            هزینه: 5 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان:مقایسه روش های تاثیر آموزش چند رسانه ای و آموزش لحظه ای چهره به چهره بر رفتار تغذیه ای دانش آموزان
چکیده:تغذیه یکی از ارکان شیوه زندگی سالم به­شمار می­رود و بهبود آن نیازمند کاربرد روش های مناسب آموزشی براي ارتقای سطح آگاهی، نگرش و رفتارتغذیه­ای افراد بالاخص کودکان است. هدف این پژوهش، مقایسة تأثیردو روش آموزشي چندرسانه­ای و لحظه­ای چهره­به­چهره درارتقای متغيرهاي مذكور در دانش­آموزان ابتدایی است.
این پژوهش یک­مطالعة نیمه­تجربی است، كه روی دو گروه 84 نفري از دانش­آموزان بخش جاجرود كه به صورت تصادفي از دو دبستان انتخاب شدند، انجام شد. گروه اوّل به شیوة آموزش لحظه­ای توسط معلّم و گروه دوّم توسط بسته چندرسانه­ای درمورد راهنمای هرم غذایی تحت آموزش قرار گرفتند. میزان آگاهی، نگرش و رفتار تغذیه­ای دانش­آموزان درسه مرحله: (قبل، بلافاصله و سه ماه بعد از مداخله توسط پرسشنامة محقِّق­ساخته) اندازه­گیری و داده­ها با استفاده ازآزمون­های آماری متناسب از جمله  Repeated Measures, T-test, Chi-square  مورد تجزیه ­وتحلیل قرار گرفتند.
براساس یافته­های پژوهش، میانگین (درصد) امتیاز آگاهی قبل از مداخله در هر دو گروه 3/77 و سه ماه بعد درگروه آموزش­لحظه­ای وچندرسانه­ای به­ترتیب 6/94 و3/89 ؛ میانگین(درصد) امتیاز نگرش قبل ازمداخله درگروه آموزش­لحظه­ای وچندرسانه­ای به­ترتیب2/81 و 80 ، و سه ماه بعد90 و 83 ؛ و میانگین(درصد) امتیاز رفتار قبل از مداخله درگروه­آموزش لحظه­ای وچندرسانه­ای به­ترتیب4/50 و51 و سه­ماه بعد 79و7/65 بودکه  درهرسه­متغیر دارای تفاوت معنادار بود (001/0>P).  یافته­های پژوهش حاکی ازتأثیر بیشتر و پایدارتر روش آموزش­لحظه­ای بر بهبودآگاهی، نگرش ورفتار تغذیه­ای وارتقاء الگوی مصرف مواد غذایی افرادمی­باشد.
علیرغم کارآیی و جذابیت شیوه آموزش چندرسانه ای که در مطالعات بسیار به اثبات رسیده، به­نظر می­رسد که در بعضی زمینه ها و شرایط آموزشی، شیوه آموزش لحظه­ای در دسترس­تر، کم­هزینه­تر و درعین حال اثربخش­تر از شیوه منظم و هزینه­بر آموزش چندرسانه­ای باشد. فرصتهای بی­شماری درطول سال­تحصیلی دراختیار معلمّان قراردارد که با حداقل بودجه، تدارکات، یا برنامه­ریزی گسترده می­توان ازآنها استفاده بهینه نموده وبا بکارگیری روش آموزش­لحظه­ای درراستای تحقق اهداف آموزشی گامهای مؤثری برداشت.     
  فهرست مطالب
فصل اوّل: مقدمه                                                           
مقدمه
بیان مسأله
کلیاتی دربارة جاجرود
فصل دوّم: کلیّات و مروري بر مطالعات گذشته                 
تغذیه، بهداشت و سلامت
اصول تغذیه و الگوی تغذیه­ای سالم
تعاریفی در علم تغذیه  
تقسیم­بندی مواد غذایی  
کربوهیدرات­  
پروتئین  
لیپیدها  
آب وعناصرمعدنی  
ویتامین­ها
 هرم غذایی  
اهمیت تغذیه صحیح کودکان  
سوءتغذیه و تأثیر آن بر یادگیری دانش­­­آموزان
نیازهای تغذیه­ای در سنین مدرسه  
عوامل مؤثر بر ایجاد عادات غذایی  
عوامل مؤثر بر رفتارهای غذایی  
تکنولوژی آموزشی و بسته­های آموزشی  
تکنولوزی آموزشی  
شناخت تکنولوژی آموزشی  
مزایای استفاده از آموزش چندرسانه­ای  
دلایل استفاده از مواد، وسایل و رسانه­های آموزشی  
محاسن کاربرد تکنولوژی آموزشی برای فراگیران و مربیان  
انواع رسانه­ها و طبقه­بندی آنها  
معیارهای انتخاب و کاربرد رسانة آموزشی مناسب  
 انواع ابزار در تکنولوژی آموزشی  
رسانه­های گروهی و آموزش بهداشت  
بسته­های آموزشی چندرسانه­ای  
 شناخت بسته­های آموزشی چندرسانه­ای  
مزایای بسته­های چندرسانه­ای  
محدودیت­های استفاده از سیستم چندرسانه­ای  
آموزش بهداشت  
تعاریف آموزش بهداشت و سلامتی  
 اصول آموزش بهداشت
اهميت و ضرورت آموزش بهداشت  
اهداف آموزش بهداشت  
مکان درآموزش بهداشت  
مخاطبین در آموزش بهداشت
روش های آموزش بهداشت  
اجرای آموزش بهداشت  
 شیوه­های آموزش بهداشت  
آموزش بهداشت و مدارس  
اهمیت آموزش بهداشت مدارس  
مدرسه  
مدرسه بهترین مکان برای اجرای برنامه­های آموزش بهداشت
نقش معلّمان در آموزش  
چرا بهداشت مدرسه مهّم است؟
ارتقاء بهداشت مدارس  
اولویت­های بهداشتی  
 آموزش بهداشت در مدارس ابتدایی  
 خصوصیت کودکان در اواسط دورة ابتدایی: (11-9ساله)
 مشارکت کودکان در آموزش بهداشت
آموزش تغذیه
اهداف آموزش تغذیه
آموزش تغذیه در مدارس
با آموزش لحظه­ای بیشتر آشنا شویم
یک نگرش جدید برای یادگیری.
چارچوب جدید یادگیری
حوزه­های تمرکز در آموزش لحظه­ای  
چند نکته برای موفقّیّت در آموزش لحظه­ای  
 آموزش لحظه­ای چگونه انجام می­شود؟  
استفاده از فرصت­ها و آموزش لحظه­ای در حیطه­های پیشگیری    
مروری بر مطالعات انجام شده
پژوهش­های انجام شده در ایران  
پژوهش­های انجام شده در جهان
فصل سوم: مواد و روش­ها                                              
اهداف پژوهش
 هدف کلی  
اهداف اختصاصی  
فرضیات پژوهش  
تعاریف واژه­های کلیدی
فرآیند تدوین ابزار اندازه­گیری
روایی  
روایی محتوا  
بررسی کمی روایی محتوا
شاخص روایی محتوا  
نسبت روایی محتوا  
بررسی کیفی روایی
تعیین کمّی روایی صوری  
 مراحل طراحی ابزار جمع­آوری اطلاعات  
مرحلة طراحی ابزار اوّلیه  
مرحلة اعتباریابی ابزار..
روش و فرآیند انجام مطالعه  
تعیین جمعیت نمونه  
 نوع مطالعه  
متغیرهای مورد بررسی
جامعه پژوهش  
تعیین حجم نمونه
ملاحظات اخلاقی
 محدودیت­های پژوهش
 نوع مطالعه  
بررسی روایی و پایایی ابزار مطالعه
بررسی میانگین شاخص­های کمی روایی
بررسی پایایی ابزار مطالعه
بررسی همبستگی میان متغیرهای پژوهش
مقایسة سن واحدهای پژوهش به تفکیک
مقایسة بعدخانوار واحدهای پژوهش به
مقایسه رتبه تولد واحدهای پژوهش به
مقایسه توزیع فراوانی مطلق و نسبی واحدهای پژوهش بر حسب تحصیلات پدر
مقایسه توزیع فراوانی مطلق و نسبی واحدهای پژوهش بر حسب تحصیلات مادر
مقایسه توزیع فراوانی مطلق و نسبی واحدهای پژوهش بر حسب شغل پدر
مقایسه توزیع فراوانی مطلق و نسبی واحدهای پژوهش بر حسب شغل مادر
مقایسه توزیع فراوانی مطلق و نسبی واحدهای پژوهش بر حسب نوع مسکن
مقایسه میانگین آگاهی، نگرش و رفتار
مقایسه میانگین و انحراف معیار متغیرهای اصلی مطالعه قبل از مداخلة آموزشی
مقایسه­میانگین وانحراف­معیار­متغیرهای اصلی مطالعه بلافاصله بعدازمداخلة آموزشی
مقایسه میانگین­وانحراف­معیارمتغیرهای­اصلی­مطالعه­سه ماه­بعداز مداخلة آموزشی
مقایسه ارتقاء آگاهی، نگرش و رفتار در گروه اوّل
مقایسه ارتقاء آگاهی، نگرش و رفتار در گروه دوّم
مقایسه امتیازات متغیرهای اصلی در سه مرحله (دو به دو) در گروه اوّل
مقایسه امتیازات متغیرهای اصلی در سه مرحله (دو به دو) در گروه دوّم
الگوی مصرف موادغذایی دانش­آموزان
میانگین رفتار مصرف مواد غذایی در هر دو گروه (قبل از مداخله)      
 مقایسه میانگین و انحراف معیار رفتار مصرف مواد غذایی بین فواصل زمانی در گروه اوّل
مقایسه میانگین و انحراف معیار رفتار مصرف مواد غذایی بین فواصل زمانی در گروه دوم
مقایسه­امتیازات متغیر رفتارمصرف مواد غذایی درسه مرحله(دو به دو) درگروه اوّل
مقایسه­امتیازات متغیررفتارمصرف مواد غذایی درسه مرحله(دو به دو) درگروه دوّم
نتایج بررسی فرضیه­ها                 
فصل پنجم: بحث، نتيجه‌گيري و پيشنهادها                    
بحث وبررسی یافته­ها
متغیرهای دموگرافیک واحدهای مورد مطالعه
رضايت شغلي، خودكارآمدي و سلامت عمومي مورد مطالعه
نتایج بررسی متغیرهای آگاهی، نگرش و رفتار
الگوی مصرف مواد غذایی
 نتیجه­گیری نهایی پیشنهادات
فهرست منابع
ضمائم                                                                           
چكيده انگليسي                                                           
تعداد صفحات:157 صفحه                                       هزینه: 7 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
  /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} table.MsoTableGrid {mso-style-name:"Table Grid"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-priority:59; mso-style-unhide:no; border:solid black 1.0pt; mso-border-themecolor:text1; mso-border-alt:solid black .5pt; mso-border-themecolor:text1; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-border-insideh:.5pt solid black; mso-border-insideh-themecolor:text1; mso-border-insidev:.5pt solid black; mso-border-insidev-themecolor:text1; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
[ جمعه بیست و نهم شهریور 1392 ] [ 20:46 ] [ اندیشه مفتون ] [ ]
پرسشنامه اضطراب امتهان t.a.i

مقیاس تاکتیک تعارض با پدر و مادر اشتراوس

پرسشنامه پرخاشگری باس و پری

پرسشنامه نقص توجه کانرز

پرسشنامه حسیspm و همکاران دیانه- پرهام



[ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 ] [ 20:11 ] [ اندیشه مفتون ] [ ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
عنوان: بررسی رابطه شادکامی با هویت ملی- دینی دانشجویان
چکیده: ژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه شادکامی با هویت ملی- دینی دانشجویان دانشگاه اراک صورت پذیرفته است. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و  از نوع علي- مقایسه ای است که در آن جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه اراک شاغل به تحصيل در  دانشکده های فنی- مهندسی، علوم انسانی و علوم پایه و کشاورزی در سال تحصیلی 89-1388 بودند که به صورت تصادفی و با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، از میان دانشجویان دانشکده های علوم انسانی و کشاورزی 240 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گرداوری اطلاعات از آزمون شادکامی آکسفورد و پرسشنامه هویت ملی- دینی استفاده شد. در تجزیه و تحلیل آماری از آمار توصیفی و استنباطی کمک گرفته شد.  یافته ها: نتایج حاصل از یافته های آماری نشان داد بین هویت ملی دانشجویان و  نمرات  شادکامی رابطه معنی داری وجود دارد(001/0 P) رابطه بین هویت دینی و شادکامی نیز معنی دار بود(015/0= P).  بحث و نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر نشان داد که دانشجویانی که از هویت ملی دینی بالاتری برخوردار بودند، در مولفه شادکامی وضعیت بهتری داشتند
تعداد صفحات:13 صفحه                  هزینه:2 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان:شیوه های فرزند پروری و سطح سواد والدین
بیان مسئله: ارتباط والدين و فرزندان از جمله موارد مهمي است كه سال‌ها نظر صاحب‌نظران و متخصصان تعليم و تربيت را به خود جلب كرده است. خانواده نخستين پايگاهي است كه پيوند بين كودك و محيط اطراف او را به وجود مي‌آورد. كودك در خانواده پندارهاي اوليه را درباره‌ي جهان فرا مي‌گيرد، از لحاظ جسمي و ذهني رشد مي‌يابد، شيوه‌هاي سخن گفتن را مي‌آموزد، هنجارهاي اساسي رفتار را ياد مي‌گيرد و سرانجام نگرش‌ها، اخلاق و روحياتش شكل مي‌گيرد و به عبارتي اجتماعي مي‌شود (اقليدس؛ نقل از هيبتي، 1381).
هر خانواده‌اي شيوه‌هاي خاصي را در تربيت فردي و اجتماعي فرزندان خويش به كار مي‌گيرد اين شيوه‌ها كه شيوه‌هاي فرزندپروري ناميده مي‌شوند متأثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و غيره مي‌باشد (هاردي و همكاران، 1993).
شيوه‌هاي فرزندپروري به عنوان مجموعه يا منظومه‌اي از رفتارها كه تعاملات والد ـ كودك را در طول دامنه‌ي گسترده‌اي از موقعيت‌ها توصيف مي‌كند و فرض شده است كه يك جو تعاملي تأثيرگذار را به وجود مي‌آورد. شيوه‌هاي فرزندپروري يك عامل تعيين‌كننده و اثرگذار است كه نقش مهمي در آسيب‌شناسي رواني و رشد كودكان بازي مي‌كند. بحث در مورد هريك از مشكلات فرزندان بدون در نظر گرفتن نگرش‌ها، رفتارها و شيوه‌هاي فرزندپروري تقريباً غيرممكن است. هرچند روانشناسان و نظريه‌پردازان بر نقش والدين و شيوه‌هاي فرزندپروري تأكيد مي‌كنند،‌ تحقيقات خيلي كمي در مورد شيوه‌هاي فرزندپروري و آسيب‌شناسي رواني كودك به عمل آمده است (عليزاده و آندرايس؛ نقل از محرابي، 1385).
تأثير محيط خانواده بر رشد كودك اغلب به وسيله‌ي مشاهده تعامل والد ـ فرزند مورد بررسي قرار گرفته است. در اين مشاهدات معمولاً ويژگي‌هاي رفتاري والدين به وسيله‌ي دو بعد ارزيابي شده است: الف) پذيرش (گرمي)، شامل حمايت و پرورش عاطفه‌ي مثبت بين والدين و كودك مي‌باشد. ب) كنترل، شامل آن دسته از رفتارهاي والدين است كه رفتار كودك خود را هدايت مي‌كنند مانند: راهنمايي و كنترل، بازدارنده يا تسهيل‌كننده (پل كنين و همكاران؛ نقل محرابي، 1386).
نظريه‌هاي روانشناختي متعددي در خلال سال‌ها سعي كردند تا رفتار آدمي را تبيين كنند. نظريه‌ي شناختي اجتماعي نيز يكي از اين نظريه‌هاست. در سال 1986 بندورا اين نظريه را در مورد عملكرد آدميان مطرح كرد كه در آن نقش باورهاي خود را در شناخت، انگيزش، عاطفه و رفتار آدمي برجسته نمود. بندورا معتقد است كه افراد يك نظم «خود» را مي‌پرورانند كه آنها را قادر مي‌سازد تا بر تفكرات، احساسات و اعمالشان مهار داشته باشند (نقل از علي نيا كروثي، 1387).
بندورا با ديدگاه‌هايي كه به عوامل دروني موثر بر رفتار توجه مي‌كنند و عوامل محيطي را ناديده مي‌گيرند، مخالفت مي‌كند و از ديدگاه‌هايي كه انسان را پاسخ‌دهنده منفعل به رويدادهاي محيطي مي‌دانند نيز انتقاد مي‌كند.
از نظر بندورا شخص، محيط و رفتار شخص برهم تأثير و تأثر متقابل دارند و هيچ كدام از اين سه جزء را نمي‌توان جدا از اجزاي ديگر به عنوان تعيين‌كننده‌ي رفتار انسان به حساب آورد. بندورا اين تعامل سه‌جانبه را جبر متقابل يا تعيين‌گري متقابل ناميده است (نقل از سيف، 1380).
بطور كلي، پژوهش‌ها نشان مي‌دهند كه روش‌هاي تربيتي والدين اثرات طولاني بر رفتار، عملكرد، انتظارات و در نهايت بر شخصيت افراد در آينده دارند. مثلاً والدين سختگير و ديكتاتور مانع پيشرفت و خلاقيت كودك مي‌شوند. والديني كه اجازه نمي‌دهند كودك ابراز وجود كند مانع بروز استعدادهاي بالقوه او مي‌شوند و در نتيجه اين قبيل كودكان در آينده افرادي روان آزرده و پرخاشگر خواهند شد (نقل از مهرابي‌زاده هنرمند و همكاران، 1379). با توجه به اينكه شيوه‌هاي فرزندپروري والدين، نحوة تربيت والدين را به كودكان منتقل مي‌كنند و اين امر در شكل‌گيري شخصيت فرد مؤثر است و نيز نظر فرد نسبت به خود مي‌تواند بر سلامت روان تأثير زيادي داشته باشد اين پژوهش به بررسي تاثیر میزان تحصیلات والدین بر شيوه‌هاي فرزندپروري دانش‌آموزان شهرتهران پرداخته تا به سوالات و فرضيه‌هاي تحقيق پاسخ دهد.
تعداد صفحات:29 صفحه                      هزینه:3 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: بررسی رابطه عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و کودکان مرزی 12-7 ساله در شهرستان سراوان
چکیده:  هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و والدین آموزش پذیر می باشد. ابزارهای این پژوهش شامل سه نوع پرسشنامه است که شامل: پرسشنامه عزت نفس و پرسشنامه سلامت روانی و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی می باشد و پرسشنامه عزت نفس شامل سه مقیاس عملکرد تحصیلی و ارزیابی اجتماعی و ارزیابی ظاهری می باشد و پرسشنامه سلامت روانی 7 ماده آن برای نشانه های جسمانی و 7 ماده دیگر آن علایم اضطراب و 7 ماده دیگر آن اختلال در کنش اجتماعی و 7 ماده دیگر علایم افسردگی را می سنجد. پرسشنامه بهزیستی روانشناختی که 19 ماده آن برای رضایت از زندگی و 13 ماده آن برای معنویت و 19 ماده آن برای شادی و خوش بینی و 8 ماده آن مربوط به رشد و بالندگی و 8 ماده برای ارتباط مثبت با دیگران و 10 ماده آن برای خود مختاری می باشد. بر اساس نتایج تحقیق مشاهده شد که نمره سلامت روانی در والدین دانش آموزان مرزی بیشتر از دانش آموزان عادی است بدین معنی که والدین کودکان مرزی از سلامت روانی بیشتری برخوردارند و همچنین از لحاظ عزت نفس بین والدین دانش آموزان عادی و مرزی مشاهده نشد و مشحص شد که نمره بهزیستی روانشناختی در بین والدین دانش آموزان عادی بیشتر از والدین دانش آموزان مرزی می باشد بدین معنی بهزیستی روانشناختی بیشتری دارند.
 
فهرست مطالب
   عنوان                                                                                                                                                        
فصل اول کلیات تحقیق
مقدمه
بیان مسئله 
اهمیت و ضرورت پژوهش
اهداف پژوهش
تعاریف مفهومی و عملیاتی واژه ها و متغیرها
فصل دوم ادبیات و پیشنیه تحقیق
مبانی نظری و یافته های پژوهشی
عزت نفس در قرآن مجید
عزت نفس کلی
عزت نفس اجتماعی
عزت نفس تحصیلی
مولفه های عزت نفس
ماهیت عزت نفس
نظریات مرتبط با عزت نفس
سلامت روان28
تعریف سلامت روانی29
تعریف بهداشت روانی در فرهنگهای مختلف
اصول بهداشت روانی
خصوصیات افراد دارای سلامت روانی
عوامل موثر درتامین سلامت روانی
نقش خانواده درتامین سلامت روانی
نظریات مرتبط با سلامت روانی
بهزیستی روانشناختی
عقب ماندگی ذهنی
عقب ماندگی ذهنی آموزش پذیر
ویژگیهای کودک استثنایی
نیازهای والدین کودکان استثنایی
احساسات والدین کودکان استثنایی
پژوهشهای انجام شده در ارتباط با موضوع
فصل سوم فرایند پژوهش
روش پژوهش
جامعه آماری
نمونه و روش نمونه گیری
ابزار پژوهش
پرسشنامه بهزیستی روانشناختی
پرسشنامه عزت نفس
پرسشنامه سلامت روانی
روشهای تجزیه و تحلیل داده ها
فصل چهارم یافته های پژوهش
تجزیه و تحلیل داده ها
بررسی جمعیت شناختی  آزمودنیها
بررسی حجم نمونه به تفکیک محل سکونت
بررسی حجم نمونه به تفکیک سن
بررسی حجم نمونه به تفکیک میزان تحصیلات
بررسی حجم نمونه به تفکیک نوع شغل
بررسی حجم نمونه به تفکیک میزان درآمد
بررسی متغیرهای اصلی فرضیات تحقیق
فرضیه اول
فرضیه دوم
فرضیه سوم
فرضیه چهارم
فرضیه  پنجم
فرضیه ششم
فصل پنجم نتیجه گیری
خلاصه یافته های پژوهش
بحث و نتیجه گیری
محدودیت های تحقیق
پیشنهادهای تحقیق
 فهرست منابع و ماخذ
ضمائم
تعداد صفحات:129 صفحه                                هزینه: 5 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان:مقایسه عزت نفس افراد ورزشکار و غیر ورزشکار
   مقدمه:عزت نفس از جمله سازه هاي روانشناختي است كه در چند دهه اخير مورد توجه بسياري از روانشناسان و پژوهشگران قرار گرفته است.اهميت عزت نفس براي كساني كه با نوجوانان سروكار دارند امري روشن است. بطوركلي ارزيابيهايي كه فرد از خود مي كند عزت نفس او را شكل مي دهد(ياسايي 1357)همچنين عزت نفس درجه تصويب، تائيد. پذيرش و ارزشمندي است كه فرد نسبت به خود احساس مي كند. عزت نفس از خود پنداره متفاوت است خود پنداره عبارت است از مجموعه ويژگي هايي كه فرد براي توصيف خويش بكار مي برد عزت نفس عبارت است از ارزشي كه اطلاعات درون خود پنداره براي فرد دارد و از اعتقادات فرد در مورد  تمام صفات و ويژگيهايي كه در او هست ناشي ميشود(بيابانگرد 1372).از ديدگاه مازلو عزت نفس عبارت است از احساس شايستگي، توانمندي، اطمينان استقلال و آزادي، چنانچه عزت نفسي توسط احساسات فرد ارضا گردد افراد احساس ارزشمندي، توانايي و مثمر ثمر بودن و اعتماد به خود مي كنند و اگر ارضاء نشود به احساس حقارت و ضعف در فرد منجر مي گردد(شاملو 1368)همچنين از نظر مازلو عزت نفس يا احترام به خود شامل احساس كسب توفيق و تائيد احساس شايستگي و احساس كفايت و مهارت، يعني نياز فرد به ايجاد تصور مثبت در ديگران نسبت به خودش است(سيف 1374)افراديكه عزت نفس پايين دارند اگر به نحوي ابلهانه و بي رحمانه رفتار كنند بيشتر از ديگران احساس ناهماهنگي مي كنند. كسي كه خود را فرد لا ابالي بداند انتظار دارد كارهاي ناشايست هم انجام دهد.به عبارت ديگر فردي كه عزت نفس پايين دارد خيلي مشكل نيست كه مرتكب عمل غير اخلاقي گردد(شكر كن 1373). راجرز معتقد است احساس عزت نفس در اثر نياز نظر مثبت به خود بوجود مي آيد. نياز به نظر مثبت ديگران شامل برخوردها، طرز برخورد گرم و محبت آميز، احترام صميميت پذيرش و مهرباني از طرف محيط و به خصوص خانواده ميشود.كوپر اسميت: عزت نفس بر روابط فرد اثر ميگذارد و از آنها تائيد مي پذيرد.كوپر اسميت خاطرنشان كرده است بچه هايي كه از عزت نفس زياد برخوردارند.معمولاً روابط بين فردي بهتري دارند و اغلب به عنوان رهبر انتخاب ميشوند(شاملو 1374) از نظر اسلام، انسان موجودي شريف و با ارزش است انسان جانشين خداوند در روي زمين است. چنانچه در آيه شريفه سوره بقره آمده« اني جاعل في الارض خليفه» همانا من در روي زمين جانشين قرار ميدهم. از نظر اسلام كرامت، عزت نفس را در سرشت خويش مي يابد.(يارزاده نيسي 1380 به نقل از منطقي 1375)
تعداد صفحات:95 صفحه                         هزینه: 4 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان:عوامل موثر بر انگیزش تحصیلی در انجام تکالیف درسی
مقدمه: واقعیت مهم آن است که همه پیشرفتهای شگفت انگیز انسان در دنیای امروز زاییده یادگیری است. انسان بیشتر توانایی های خود را از طریق یادگیری به دست می آورد. از طریق یادگیری ، رشد فکری پیدا می کند و توانایی های ذهنی اش فعلیت می یابد. بنابر این چنین می توان نتیجه گیری کرد که همه پیشرفت های بشر در نتیجه یادگیری به دست می آید. یکی از عوامل موثر بر یادگیری در میان یادگیرندگان، انگیزه تحصیلی است. انگیزه تحصیلی یکی از ملزومات یادگیری به حساب می آید.و چیزی است که به رفتار شدت وجهت  می بخشد و در حفظ تداوم آن به یادگیرنده کمک می کند. در واقع انگیزه آن چیزی است که به یادگیرنده انرژی می دهد و فعالیت های او را هدایت می کند . گیج و برلانیر(1996)انگیزه را به موتور یا فرمان اتومبیل تشبیه می کنند که شخص را برای رسیدن به هدف خاصی وادار به فعالیت می کند .
تعلیم و تربیت فراهم کردن شرایط مناسب و مساعد برای بروز و ظهور استعداها و توانمندی هایی است که در نهاد آدمیان وجود دارد به این اعتبار زمینه های تربیت فرزندان عبارتند از: خانه، مدرسه و جامعه. امروزه به سبب گسترش بیش از پیش اطلاعات و نیز پیشرفته شدن ابزار و وسایل آن، همه نقش تربیتی را نمی توان به مدرسه محدود دانست و باید پذیرفت که خانواده و جامعه نقش برجسته تری در این ارتباط دارند به عبارت دیگر خمیر مایه شخصیت کودک در خانواده شکل می گیرد و پس از ورودی به مدرسه این نقش همچنان پر رنگ تر باقی می ماند، به ویژه تجارب تربیتی فرزندان در خانواده عاملی در فرآیند یاددهی – یادگیری است، از این رو هماهنگ سازی کارکردهای تربیتی دو نهاد اساسی خانه و مدرسه در جهت تحقق اهداف تعلیم و تربیت امری اجتناب ناپذیر است (زرهانی و اسماعیلی، 1389، ص 10) براساس پش نویس سند و منشور اصلاح نظام آموزش و پرورش ایران، از جمله آسیب هایی که به صورت آشکار و پنهان نظام آموزشی کشور را تهدید می کند، تعارض و ناهماهنگی میان نقشهای تربیتی خانواده با نقشهای تربیتی مدرسه است که این مسئله تلاش هر دو نهاد را در پرورش مطلوب کودکان و نوجوانان و نیز جوانان این مرز و بوم نقش برآب می کند و تحقق اهداف تعلیم و تربیت را دور از دسترس می سازند. لذا گسترش آموزش خانواده، شناسایی عوامل تاثیر گذار خانوادگی بر تعلیم و تربیت فرزندان و همراه نمودن هر چه بیشتر آنان با فرآیند تعلیم و تربیت مطلوب از جهات علمی، معنوی و اخلاقی در نظام آموزش و پرورش این سند توجیه شده است[1] (پیش نویس اصلاح نظام آموزش و پرورش ایران، 1382) جان بک [2] 1999 در کتاب خود تحت عنوان چگونه فرزاندان باهوشتری تربیت کنیم اشاره می کند والدینی که فرزندان فوق العاده تربیت کرده اند خود افرادی کنجکاو، با تجربه و دارای شناخت بیشتر نسبت به امر آموزش و پرورش فرزندان خود هسند و به تبع فرزنداشان از انگیزه تحصیلی بالاتری جهت رشد ترقی درمدرسه برخوردارند (جان بک به نقل از شایق، 1385، ص 66) همچنین تحقیقات نشان می دهد که در اکثر مواقع مشکل دانش آموزان دردوره های مختلف تحصیلی به ویژه در دوره متوسطه فهم مطالب آموختنی نیست بلکه بی انگیزه بودن نسبت به امر تحصیل است که اصلی ترین عامل آن عوامل و شرایط خانوادگی است (تیموری، 1390، ص 51) با توجه به اهمیت این موضوع امروزه جوامع توسعه یافته نسبت به جوامع توسعه نیافته، از پژوهشهای بی شمار به شناسایی و شناخت عوامل خانوادگی موثر بر پیشرفت و انگیزه تحصیلی فرزندان خود اقدام نموده و بدین وسیله تغییرات بنیادی را در نظام آموزشی خود ایجاد کرده و به پیشرفتهای چشمگیری در جنبه های مختلف علمی و زندگی اجتماعی دست یافته اند (دومینو[3]2009) نتایج تحقیقات انجام شده در این راستا توسط پژوهشگران مختلف (مقصودی، 1390؛ عماد زاده، 1384؛ دریایی، 1385؛ نیلچیان، 1378، خوانساری، 1375؛ مردان بیگی، 1375 و...) حاکی از آن است که عدم شناخت کافی خانواده ها از نقش تربیتی خود را در امر پرورش فرزندان خود به ویژه در مقطع متوسطه یکی از دلایل مهم افت تحصیلی و کاهش انگیزه تحصیلی آنان بوده است بنابراین هنگامی می توان از آموزش و پرورش پویا و متحول سخن گفت که مردم آگاهی لازم را در مورد اهمیت تعلیم و تربیت فرزندانشان در جامعه داشته باشند.
بیان مسأله:واﻗﻌﻴـــﺖ ﻣﻬـــﻢ آن اﺳـــﺖ ﻛـــﻪ ﻫﻤـــﻪ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻫﺎي ﺷﮕﻔﺖ اﻧﮕﻴـﺰ اﻧـﺴﺎن در دﻧﻴـﺎي اﻣﺮوز زاﻳﻴﺪه ﻳـﺎدﮔﻴﺮي اﺳـﺖ. اﻧـﺴﺎن ﺑﻴـﺸﺘﺮﺗﻮاﻧﺎﻳﻲﻫـﺎيﺧـﻮد را از ﻃﺮﻳـﻖ ﻳـﺎدﮔﻴﺮي ﺑـﻪ دﺳﺖ ﻣﻲآورد. از ﻃﺮﻳﻖ ﻳﺎدﮔﻴﺮي، رﺷﺪ ﻓﻜﺮي ﭘﻴﺪا ﻣﻲ ﻛﻨﺪ و ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲﻫﺎي ذﻫﻨـﻲ اش ﻓﻌﻠﻴـﺖ  ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻲﺗﻮان ﻧﺘﻴﺠـﻪﮔﻴـﺮيﻛﺮد ﻛﻪ ﻫﻤﻪﭘﻴـﺸﺮﻓﺖﻫـﺎي ﺑـﺸﺮ در ﻧﺘﻴﺠـﻪ  ﻳﺎدﮔﻴﺮي ﺑﻪ  دﺳﺖ ﻣﻲآﻳﺪ  (بیانگرد، 1382).
ﻳﻜﻲ از ﻋﻮاﻣـﻞ  ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﻳﺎدﮔﻴﺮي در ﻣﻴﺎن ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧﺪﮔﺎن، اﻧﮕﻴﺰه  ﺗﺤــﺼﻴﻠﻲ اﺳــﺖ. اﻧﮕﻴــﺰه ﺗﺤــﺼﻴﻠﻲ ﻳﻜــﻲ از  ملزومات یادگیری ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲ آﻳﺪ و ﭼﻴـﺰي اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ رﻓﺘﺎر ﺷﺪت و ﺟﻬﺖ ﻣـﻲ ﺑﺨـﺸﺪ و در ﺣﻔﻆ ﺗﺪاوم آن ﺑﻪ ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧﺪه ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﺪ. در واﻗــﻊ اﻧﮕﻴــﺰه آن ﭼﻴــﺰي اﺳــﺖ ﻛــﻪ ﺑــﻪ   ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧﺪه اﻧﺮژي   ﻣﻲ دﻫﺪ و ﻓﻌﺎﻟﻴـﺖ  ﻫـﺎي او را ﻫﺪاﻳﺖ ﻣﻲ ﻛﻨـﺪ  (طالب زادگان، 1387).
ﮔـﻴﺞ و ﺑﺮﻻﻧﻴـﺮ  (1996) اﻧﮕﻴﺰه را ﺑﻪ ﻣﻮﺗﻮر ﻳﺎ ﻓﺮﻣـﺎن اﺗﻮﻣﺒﻴـﻞ ﺗـﺸﺒﻴﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﺨﺺ را ﺑﺮاي رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻫـﺪف   ﺧﺎﺻﻲ وادار ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ   ﻣﻲ ﻛﻨـﺪ . ﻟﻔﺮاﻧـﺴﻮ (1997 )   اﻧﮕﻴﺰه را ﻋﻠﺖ و دﻟﻴﻞ رﻓﺘﺎرﻣﻲ داﻧـﺪ «دﻟﻴﻞ اﻳﻦ ﻛﻪ ﭼﺮا ﻣﺎ ﺑﻌﻀﻲ رﻓﺘﺎرﻫﺎ را اﻧﺠـﺎم   ﻣﻲ دﻫﻴﻢ وﻟﻲ ﺑﻌﻀﻲ دﻳﮕﺮ را اﻧﺠﺎمﻧﻤﻲ دﻫﻴﻢ، اﻧﮕﻴﺰهﻫﺎي ﻣﺎ   ﻫﺴﺘﻨﺪ.» (سیف، 1381).
در نظريه هاي آموزشي انگيزه يك مفهوم اساسي به شمار مي رود كه به تعبيرهاي مختلفي از جمله ، انگيزش دانش آموز ، انگيزش يادگيري ، انگيزش تحصيلي به كار رفته است .هر چند متخصصان همواره در متمايز نمودن اين اصطلاحات فعاليت هايي انجام داده اند .  از جمله اين كه   انگیزه ها به دو دسته تقسیم می شوند؛ درونی و بیرونی- به عنوان مثال به طور کلی زمانی که فرد به دنبال ایجاد تغییرات پویا و مستمر باشدکار با سیستم انگیزش درونی نتایج مفیدتری خواهد داشت و براین اساس اجرای برنامه های طولانی مدت از اصول به کارگیری انگیزش درونی استفاده می کند، اما در مقابل برای به دست آوردن تغییرات سریع و شدید می توان از عوامل انگیزشی بیرونی که در واقع همان مشوق های ظاهری مانند استفاده از آنچه فرد دوست دارد و از آن لذت می برد استفاده کرد (احمدی 1385، ص 36) .  
درﺑﺎره ﺗﺄﺛﻴﺮ اﻧﮕﻴﺰه ﺑـﺮ ﻳﺎدﮔﻴﺮي و ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ، ﭘـﮋوﻫﺶ  ﻫـﺎي زﻳﺎدي اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ  اﺳـﺖ.  ﻛﻴـﺴﺖ وﻛـﻮل در  ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺧﻮد ﻧﺸﺎن داده اﻧﺪ ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧﺪﮔﺎﻧﻲﻛـﻪ اﻧﮕﻴــﺰه ﺗﺤــﺼﻴﻠﻲﺳــﻄﺢ ﺑــﺎﻻﻳﻲ  دارﻧــﺪ، ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ   ﻫﺎي ﺑﻴﺸﺘﺮي را ﻣـﻲ  ﭘﺬﻳﺮﻧـﺪ، ﺗﻜـﺎﻟﻴﻒ درﺳﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮي اﻧﺠﺎم ﻣـﻲ  دﻫﻨـﺪ و در ﻧﺘﻴﺠـﻪ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮي ﻛﺴﺐ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ . ﺑﻠـﻮم راﺑﻄـﻪ ﺑــﻴﻦ اﻧﮕﻴــﺰه و ﭘﻴــﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤــﺼﻴﻠﻲ را، 0.34  ﮔﺰارش ﻛﺮده اﺳـﺖ.
عوامل بسیاری در انگیزه تحصیلی کودکان و نوجوانان و در نتیجه پیشرفت ها و شکست های تحصیلی آنها سهیم هستند. پژوهش هاي زيادي، نشان مي دهد كه عملكرد تحصيلي دانش آموزان و فعاليتهاي مرتبط با آن در دوره ي آموزش مدرسه ای از پیشرفت چندانی برخوردار نيست. دانش آموزان مستعد ازتوانايي هاي خود به خوبي استفاده نمي كنند، دانش آموزان اكثراً روحيه ي علمي و انگيزه ي كافي ندارند و از امكانات آموزشی، استفاده مطلوب و مناسب صورت نمي گيرد و معمولاً به جاي توجه به ارتقاي سطح علمي خود به ارتقاي سطح تحصيلي)اخد مدارج بالاتر) مي انديشند (نظري كتولي، .(1384
بنا بر رویکرد گولال (1374) عوامل غیرشناختی مثل موقعیت خانواده به لحاظ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از جمله عوامل مهم در پیشرفت ها و شکست های تحصیلی کودکان به شمار می رود.(گولال1374). نتایج پژوهش ها نیز نشان دهنده ی وجود ارتباط بین بالا بودن سطح اجتماعی اقتصادی والدین و موفقیت تحصیلی دانش آموزان است(باخرو و روشلن،1965؛نقل از گولال،1374،موس وموس،1990)
ﻫـﺎﻓﻤﻦ (1989) در  ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺧﻮد ﻓﻘﺮ و ﻣﺤﺮوﻣﻴﺖ اﻗﺘﺼﺎدي، ﻋـﺪم  ﺗﻮﺟــﻪ واﻟــﺪﻳﻦ، ﭘﺮﺟﻤﻌﻴــﺖ ﺑــﻮدن ﺧــﺎﻧﻮاده و ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻮدن ﺳﺎﺧﺖ ﺧـﺎﻧﻮاده را در ﻛـﺎﻫﺶ اﻧﮕﻴـــﺰه ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧـــﺪﮔﺎن ﻣـــﺆﺛﺮ داﻧـــﺴﺘﻪ و ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮي ﻛﺮده ﻛﻪ اﻋـﻀﺎي ﻃﺒﻘـﻪ ﻛـﺎرﮔﺮ، ارزش ﻛﻤﺘﺮي ﺑﺮاي ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻗﺎﻳـﻞ ﻫـﺴﺘﻨﺪ و  آن را وﺳــﻴﻠﻪ اي ﺑــﺮاي ﭘﻴــﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤــﺼﻴﻠﻲ  ﻗﻠﻤﺪاد ﻧﻤﻲ  ﻛﻨﻨﺪ(سیف، 1381).   
کالجرو(1982) نشان داد که بین سطح درآمد ،میزان تحصیلات و نوع شغل والدین با موفقیت تحصیلی فرزندان آنها رابطه معناداری وجود دارد.
در این راستا می توان گفت ﻳﻜﻲ از ﻣﺸﻜﻼت ﺷـﺎﻳﻊ ﻧﻈـﺎم  ﻫـﺎي  آﻣﻮزﺷﻲ در ﺑﺴﻴﺎري از ﻛﺸﻮرﻫﺎ، ﭘـﺎﻳﻴﻦ ﺑـﻮدن ﺳﻄﺢ اﻧﮕﻴﺰه ﺗﺤـﺼﻴﻠﻲ در ﺑـﻴﻦ ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧـﺪﮔﺎن ﻣﻲ  ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺳﺎﻻﻧﻪ زﻳﺎن  ﻫﺎي ﻋﻠﻤﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ  و اﻗﺘــﺼﺎدي زﻳــﺎدي را ﻣﺘﻮﺟــﻪ دوﻟــﺖ ﻫــﺎ و ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ و ﻧﻈﺎم آﻣﻮزﺷﻲ ﻛـﺸﻮرﻫﺎ را  ﺑﺎ اﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﻮاﺟـﻪ ﻣـﻲ ﺳـﺎزد. ﺑﻨـﺎﺑﺮاﻳﻦ  ﺟﻬﺖ ﻛﻢ ﻛـﺮدن ﺧـﺴﺎرات ﻧﺎﺷـﻲ از ﻛـﺎﻫﺶ  اﻧﮕﻴﺰه ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﮔـﺴﺘﺮده اي در  زﻣﻴﻨﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ در ﻛﺎﻫﺶ اﻧﮕﻴﺰه   ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺻﻮرتﺑﮕﻴﺮد.
از طرفی دنیای دانش آموزان بسیار متفاوت از دنیای بزرگسالان است و ایجاد رابطه با دانش آموزان و برانگیختن آنان برای یادگیری کار آسانی نیست. ما در شرایطی زندگی می کنیم که بسیاری از دانش آموزان نوجوان فاقد انگیزه های کافی برای یادگیری هستند. معلمان عموماً راهبردهای مشخصی را برای رشد انگیزش شاگردان در اختیار ندارند. بیشتر متخصصان معتقدند که ایجاد انگیزه در شاگردان یک وظیفه اساسی در تدریس است. بدون تردید انگیزه‌های درونی شاگرد(اعم از هدفها ، علایق و خودپنداره) و شرایط انگیزشی موجود در بیرون (مثلاً چگونگی برنامه درسی و نحوه کار و تدریس معلم) در پیشرفت دانش آموزان موثر است(بحرانی، 1386).
 لذا بر مسئولین نظام آموزشی است که اولاً در جهت شناسایی و شناخت عوامل تاثیرگذار بر این معضل و ثانیا پیشگیری از آن فعالیتهایی را انجام دهند (راج پوت[4]،2010) با در نظر داشتن این مهم و نیز با توجه به اینکه دوران متوسطه به عنوان یکی از دوره های مهم، حساس و موثر درزندگی فردی و اجتماعی دانش آموزان، دوره ای است که آموزش عمومی را به آموزش عالی پیوند می دهد و گروه کثیری را برای ورود به جامعه و بازار کار مهیا می کند، از این رو هر نوع نارسایی و خلل در انگیزه تحصیلی در این دوره مستقیماً برعملکرد و کیفیت هر دو حلقه آموزش عمومی و عالی تاثیر بسزایی خواهد داشت (صافی، 1388، ص 90) بنابراین همانطور که گفته شد با توجه به اهمیت نقش خانواده به عنوان اولین نهاد تاثیر گذار بر انگیزه تحصیلی دانش آموزان و نیز اهمیت دوران متوسط محقق درصدد است تا با استفاده از روش علمی به این سوال اساسی که عوامل خانوادگی موثر بر انگیزه تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه کدامند؟ پاسخ دهد.
تعداد صفحات:22 صفحه                        هزینه: 3 هزار تومان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عنوان: بررسی عوامل موثر بر هدایت تحصیلی و شغلی دانش آموزان نظام جدید متوسطه
مقدمه: آموزش و پرورش نهاد اجتماعی است که در  بالندگی هویت و تبلور شخصیت فرد، می تواند نقش  بسیار مهمی را بازی کند. اهداف آموزش و پرورش زمانی تحقق خواهد یافت که برنامه ها و  محتوای آموزشی با توجه به نیازها و امکانات دانش آموزان تهیه و اجرا گردند. مدرسه از آن رو در رشد شخص نقش حیاتی دارد که اول در دورانی از تکامل او وارد عمل می شود که یادگیری به سهولت انجام می شود و ثانیا، با کنترل مثبتی که مربیان کودکان و نوجوانان اعمال می کنند، می توانند امر بالندگی و رشد شخصی آنان را در جهت زندگی فردی و اجتماعی مفید، سرعت بخشند. دانش آموز تنها برای آن به مدرسه نمی رود که مهارت بیاموزد و معرفت اندوزد، بلکه مدرسه، در جهت رشد آفرینندگی و راهنمایی او نیز وظیفه مهمی بر عهده دارد. آموزش مهارت ها و رشد خالقیت، بدون یک برنامه صحیح هدایت تحصیلی و شغلی میسر نمی باشد(قاضی، 1373)تلاش انسان در جهت برنامه ریزی تحصیلی و شغلی از جمله مواردی است که بیانگر این حقیقت است. انسان با علم به اینکه کوشش های امروزش سازنده فردای اوست، از همان لحظه انعقاد نطفه به برنامه ریزی و هدایت و راهنمایی نیازمند است.
همچنین توجه به جوانان که سرمایه های ملی هر مملکتی هستند، ضرورتی انکار ناپذیر می باشد. در تنوع رشته های تحصیلی در آموزش متوسطه و آموزش عالی از یک طرف و دامنه وسیع مشاغل در جامعه امروز و ارتباط تحقیقات با شغل از طرف دیگر ایجاب می کند که دانش آموزان برای آینده تحصیل و شغل خود برنامه ریزی کنند. بدون شک برنامه ریزی صحیح نیازمند تعیین هدف است و آن نیز به اطلاعات منظم و دقیق از امکانات تحصیلی و مشاغل و تخصص های مورد نیاز جامعه از طرفی و شناخت علایق و گرایش دانش آموزان از طرف دیگر محتاج است ( شفیع آبادی و همکاران، 1384 ).
طرح مسئله:راهنمايي ‌و هدايت ‌تحصيلي ‌يكي ‌از موضوعات ‌مهم‌ آموزش ‌و پرورش ‌است. اصطلاح‌ راهنمايي‌ تحصيلي ‌را اولين‌ بار كلي ‌در سال1914 به ‌كاربرده ‌است. سپس‌ بعد از اوبلوم ‌فيلد اعتقاد پيدا كرد كه ‌تعليم ‌و تربيت‌ همان‌   راهنمايي است (قاضي،1366). منظور از راهنمايي ‌و هدايت ‌تحصيلي، ‌هدايت ‌دانش‌آموزان‌ به‌ مناسب‌ترين‌ شاخه يا رشته ‌تحصيلي ‌براساس ‌استعداد و علاقه‌ آنان ‌و به‌ تناسب ‌امكانات ‌و نيازهاي‌ كشور است (شكركن‌ و همكاران،1378). اگر راهنمایی را جریان کمک کننده ای بدانیم که به وسیله یک سلسله فعالیتهای منظم و سازمان یافته به رشد متعادل و همه جانبه انسان بیانجامد و موجبات بهره گیری بیشتر از حداکثر تواناییهای بالقوه فرد را در نظام آموزش و پرورش فراهم آورد، از این دیدگاه راهنمایی وسیله ای است که روال رشد دانش آموزان را تسریع و تسهیل می کند.( شفیع آبادی، 1371 ،ص 15 ). لذا برنامه راهنمایی باید در دوره متوسطه به کلیه دانش آموزان کمک کند تا ضمن شناخت صحیح و دقیق از خود و محیط بتوانند برای امور تحصیلی خود تصمیمات منطقی و معقول اتخاذ کنند. راهنمایی بدون شناخت علمی تواناییها و علایق فرد نمی تواند خدمتی انجام دهد (  compbell,1995,p.22) و عمده ترین هدف نظام جدید آموزش متوسطه هدایت دانش آموزان در مسیری است که با پیمودن آن نیازهای جامعه از یک سو و نیازهای فردی دانش آموزان از سوی دیگر برطرف شود. مسئولان وزارت آموزش و پرورش برای هماهنگ ساختن برنامه های آموزش با ویژگی های شخصی دانش آموزان و نیازها و مقتضیات جامعه، بخشی از فرایند برنامه ی نظام جدید آموزش متوسطه را به هدایت تحصیلی اختصاص داده و براین باورند که از طریق اجرای طرح هدایت تحصیلی می توان به راهنمایی تحصیلی شایسته دست یافت و هدف مطلوب نظام جدید متوسطه را تحقق بخشید. مشاوران‌فرايندهدايت تحصيلي را بر اساس ملاك‌هاي ‌زيرانجام مي‌دهند: 1. شاخص پيشرفت تحصيلي‌دردروس خاص سال اول متوسطه 2. شاخص‌پيشرفت‌تحصيلي‌دردروس خاص دوره سه‌ساله‌راهنمايي 3. استعدادتحصيلي‌اختصاصي(برآوردشده‌توسط ‌دبيران) 4. هوش يااستعدادعمومي 5. علاقه‌مندي‌به‌رشته‌تحصيلي(رتبه‌بندي‌شده‌‌به‌دست‌خوددانش‌آموز) 6. اولويت‌يامناسب‌بودن‌رشته‌تحصيلي‌(رتبه‌بندي‌شده به‌دست‌اولياي دانش آموز)   7. رغبت تحصيلي - شغلي  8. نتيجه‌بررسي‌هاي مشاور (نويدي،1378).                  
با توجه با آنچه ذکر شد واضح است که انتخاب رشته تحصیلی در دوره متوسطه امری بسیار حساس و سرنوشت ساز است، و دانش آموزان ﺟﻬﺖ ﺍﻧﺠـﺎﻡ ﻫﺮﭼـﻪ ﺑﻬﺘــﺮ ﻭﻇـﺎﻳﻒ خود ﻣـﻲ ﺑﺎﻳــﺴﺘﻲ ﺑـﺎ ﺁﮔــﺎﻫﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻱ ﺭ ﺷﺘﻪ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺧﻮ ﺩ را انتخاب نموده تا به دنبال آن علاقه مندی بیشتری درآنها ایجاد گردد و این آگاهی را می توانند از منابع مختلف نظیر خانواده، شاغلین این حرفه، رسانه های خبری و غیره کسب کنند و به دنبال این آگاهی و علاقه هدف نهایی که همانا حفظ و ارتقا سلامتی جامعه می باشد، حاصل گردد. علاقه و رغبت به آموزش از ضروری ترین گامها در جهت کسب موفقیت در زمینه تحصیل می باشد. (نصرو علامت ساز، 1386) از طرفی دانش اندوزی جزو لاینفک نسلهای امروزی می باشد که روز بزوز هر شخص سعی می کند که نسبت به شناخت رشته خود تلاشهایی را انجام دهد ولی ﻋﺪﻡ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺩﻗﻴـﻖ  از بعضی از رشته ها منجر به بروز مشکلاتی در آینده علمی و تحصیلات بخشی از دانش آموزان می گرددﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮﻭﺯ ﻧﺎﺭﺿﺎﻳﺘﻲ،  نگرانی و عدم اطمینان نسبت به آینده شغلی رشته می گردد.  (ارفعی و همکاران، 1387). نداشتن آگاهی وعلاقه به رشته تحصیلی موجب بوجود آمدن عدم تطابق بین آینده شغل افراد با نیازها و انتظارات می گردد و عواقب سوء ناشی از این مسئله متوجه نظام آموزشی ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ. ﻟﺬﺍ ﺍﺭﺍﻳﻪ ﺭﺍﻫﻜﺎﺭﻫﺎﻱ ﻣﻮﺛﺮ ﺑﺮﺍﻱ هدایت تحصیلی ﻣﻮﺟﺐ ﺍﺭﺗﻘﺎﻱ ﺳﻴﺴﺘﻢ    ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ،  ﺑﺎﺯﺩﻫﻲ ﺑﺎﻻﻱ ﻧﻴﺮﻭﻱ ﺍﻧـﺴﺎﻧﻲ می گردد. ﺷﻨﺎﺧﺖ  رشته ها و علاقه به رشته تحصیلی حس ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﺎﻻ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺩ  نیز منجر به بالا رفته کارایی افراد در ارایه خدمات سامانه ﺳــﻼﻣﺖ ﻣــﻲﮔــﺮﺩﺩ (ایروانی، 1380)
در اصل سی و دوم از اصول آموزش و پرورش در زمینه هدایت تحصیلی آمده است: در نظام آموزش و پرورش هدایت تحصیلی و شغلی باید براساس استعداد، علاقه، کوشش دانش اموزان و ظرفیت رشته های مختلف آموزش که خود بر حسب نیاز مهارتی، فنی  و علمی جامعه و از جمله نیاز به تخصص در آموزش سطوح عالیه تعیین می شود، صورت گیرد.
در اصل بیست و یکم درباره ارزش خاص رشته های تحصیلی آمده است: برنامه ریزی و سیاست گذاری درسی باید به گونه ای باشد که هر یک از رشته های تحصیلی از ارزش خاص خود در جامعه بهره مند باشد و از ایجاد ارزشهای کاذب برای بعضی از رشته ها خودداری شود. در طرح جدید آموزش متوسطه مصوب ( 1369 ) نیز به این دو مهم توجه شده و در آن آمده است: هر مدرسه از خدمات مشاوره و راهنمایی تحصیلی برخوردار می گردد که مهمترین وظیفه آن این است که به یاری معلم و راهنمایی دانش آموز برنامه درسی منسجمی برای هر دانش آموز با انتخاب صحیح و دقیق دروس اختیاری که حداکثر رضایت خاطر و انگیزه را در دانش آموز به وجود آورد و او را برای طی مسیر آینده در جهت ادامه تحصیل یا آماده شدن برای اشتغال هدایت کند، تنظیم نماید. ( صافی، 1378 )
تعداد صفحات:112 صفحه                      هزینه: 6 هزار تومان
 
 
 
] /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
[ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 ] [ 19:42 ] [ اندیشه مفتون ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موسسه اندیشه افتخار دارد با کوتاه کردن دست دلالان پایان نامه و در نتیجه کاهش هزینه و با بهره مندی از پتانسیل همکاران مجرب و فرهیخته خود مدیریت پروژه های ارشد و دکترای داخل و خارج کشور درکلیه رشته های دانشگاهی و همچنین پروژه های تحقیقاتی-سازمانی رابه نحو احسن انجام دهد.جهت آشنایی و مشاوره می توانید با شماره ذیل تماس حاصل فرمائید. 09351256022
امکانات وب